۱۳۹۳ اسفند ۲۴, یکشنبه

همسر عباس یزدانپناه یزدی، با اعتراض نسبت به حرف‌های هاشمی رفسنجانی در گفتگو با شرق نوشت: «آقاى هاشمى رفسنجانى به شما بعنوان پدر اميد داشتم. چه آسوده و با وجدان جرم را از مهدى به عباس واگذار كرديد.»
آتنا یزدی، همسر شریک و مباشر مهدی هاشمی روز گذشته در فیس‌بوکخود، نسبت به پاسخ هاشمی رفسنجانی به سوالی در باره پرونده پسرش، واکنش نشان داد. رفسنجانی در پاسخ به خبرنگار روزنامه شرق گفت: «چون دادگاه علنی نیست، نمی‌توانم حرف‌های آنجا را بزنم. ولی ماحصلی که به من اطلاع داده شده، این است که اینها بدون هیچ دلیلی تعداد زیادی اتهام درست کرده بودند. مثلاً همین قضیه استات‌اویل قبلا سه‌بار مطرح شده بود و هر سه‌بار گفتند که هیچ ردی از مهدی هاشمی در آن نیست و هیچ اسمی از مهدی هاشمی در قراردادی که عباس یزدان‌پناه بست، دیده نمی‌شود
خانم یزدی در فیس‌بوک خود نوشت:‌ «آقاى هاشمى رفسنجانى به شما بعنوان پدر اميد داشتم. چه آسوده و با وجدان جرم را از مهدى به عباس واگذار كرديد. امروز نه تنها آتنا را، بلكه فرزندان ايران را نا اميد كرديد!»
عباس یزدانپناه یزدی، همکلاسی، دوست نزدیک، مباشر و شریک مهدی هاشمی بنا به گفته پلیس امارات، سال ۲۰۱۳ ربوده شد و بنا به اطلاعات منتشر شده، جان باخته است. در سال ۲۰۰۳، نام عباس یزدی به واسطه دریافت بیش از ۵ میلیون دلار از استات‌اویل برای فرزند هاشمی از طریق شرکت هورتون، در رسانه‌های نروژ و انگلستان مطرح شد.  بعدها دادستانی فرانسه، او را همراه با بیژن دادفر به پول‌شویی و انتقال بیش از ۶۰ میلیون دلار از شرکت توتال به مهدی هاشمی متهم کرد.
عباس یزدانپناه همچنین به عنوان رابط مهدی هاشمی با شرکت کرسنت شناخته می‌شود. او دو سال پیش به عنوان شاهد شرکت کرسنت در دعوای حقوقی با وزارت نفت ایران، مقابل دوربین ویدیویی دیوان داوری لاهه قرار گرفت و شهادت داد. بنا به گفته منابع مختلف، مهدی هاشمی قرار بود بر اساس قراردادی بلند مدت، سالانه از شرکت کرسنت، کمیسیون دریافت کند. هم اکنون سیامک نمازی، از مدیران سابق شرکت آتیه بهار، مدیر استراتژی شرکت کرسنت شده است.
خانواده هاشمی رفسنجانی تا سال‌ها هر گونه رابطه مهدی هاشمی و عباس یزدانپناه را کتمان می‌کردند. سال پیش اما، وحید ابوالمعالی، یکی از وکیلان مهدی هاشمی در فیس‌بوک خود، عباس یزدانپناه یزدی را «دوست و رازدار همیشگی مهدی» خواند.
خانم آتنا یزدی، وقتی که هااشمی رفسنجانی فرزند خود را مبرا از ارتکاب خطا معرفی کرده و مسوولیت عقد قرارداد کرسنت را بر عهده عباس یزدانپناه گذاشته، شِکوِه‌ی خود از هاشمی رفسنجانی و مهدی هاشمی را علنی کرده است. او در کامنت‌های فیس‌بوک خود تاکید کرده است که عباس، جان خود را بر سر دوستی با مهدی هاشمی گذاشته است: «مگر نه اينكه عباس جان فدا كرد در قبال دوستى!!!»
او همچنین مهدی هاشمی را به بی‌وجدانی در قبال دوست خود متهم کرده است: «مهدى جان نمي‌دانم چه ترسى ست ؟ يا چه داستانى! فقط مي‌دونم كه دلم به اندازه دنيا گرفته و از بى‌وجدانى و بى‌خيالى در قبال دوست هميشه دوست در عجبم!»
پس از ناپدید شدن عباس یزدانپناه یزدی، همسرش، علت را ارتباط و دوستی عباس با مهدی هاشمی خواند. با توجه به مجموعه اطلاعات آقای یزدی از معاملات نفتی و روابط مالی مهدی هاشمی، و نیز تفحص سازمان بازرسی کل کشور پس از گرفتن اطلاعات عباس یزدانپناه از اداره‌ی فسادهای کلان انگلستان، به نظر می‌رسد مساله‌ی آدم‌ربایی برای گرفتن اعتراف علیه مهدی هاشمی بوده باشد.

گزارش مارس ۲۰۱۵ احمد شهید گزارشگر ویژه سازمان ملل در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران

گزارشگر ویژه سازمان ملل درزمینهٔ حقوق بشر در آخرین گزارش خود به شورای حقوق بشر ملل متحد خواستار تغییرات بنیادین در قوانین سرکوبگرانه حکومت ایران درزمینهٔ حقوق بشر و آزادی مطبوعات و اطلاع‌رسانی شد. او از جمهوری اسلامی خواسته است تا قوانين محدودکننده آزادی بيان و رسانه‌ها را لغو، روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران زندانی را آزاد کند و به ارسال پارازيت‌های ماهواره‌ای و مسدود کردن وبسايت‌ها پايان دهد. به گزارش خبرگزاري رويتر احمد شهيد هنگام ارائه گزارش 81 صفحه اي خود به شوراي حقوق بشر در ژنو گفت : تغيير قوانين و سياستهايي كه ناقض حقوق و موازين پذيرفته شده بين المللي هستند بايد در اولويت قرار بگيرند. بنابراین گزارش: «احمد شهید خواهان آزادی بیش از 30 وبلاگ نویس و خبرنگار و همچنین توقف سانسور در وب سایت‌ها گردید». وی در ادامه می‌افزاید: حسن روحانی، در تبلیغات انتخاباتی خود در تابستان 2013 قول برپایی یک جامعه آزاد را داده بود، در این زمینه شکست‌خورده است. طی سال گذشته حداقل 753 نفر در ایران اعدام‌شده‌اند که این میزان بالاترین رقم از سال 2002 به شمار می‌رود. گزارشگر ویژه سازمان ملل همچنین اعمال شکنجه در زندان های ایران و سرکوب اقلیت های مذهبی در این کشور را مورد سرزنش قرار داده و افزوده است که تنها طی چهار ماه گذشته نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی دست کم بیست و چهار تن از پیروان آیین بهاییت در ایران را دستگیر کرده اند، به طوری که شمار زندانیان بهایی در ایران هم اکنون به دست کم صد نفر می رسد. گزارشگر ویژه سازمان ملل همچنین خبر از دستگیری و زندان ۹۲ تن از مسیحیان ایران داده است وی در پایان خواهان اصلاح و تغییرات اساسی در قوانین حکومت ایران و تطبیق آن با قوانین بین‌المللی برای توقف اعدام‌ها در ایران گردیده است. قابل توجه است که حکومت ایران تا كنون به احمد شهيد گزارشگر ويژه سازمان ملل متحد اجازه نداده براي بررسي حقوق بشر به ايران سفر كند


حکم مهدی هاشمی اعلام شد: حبس، جزای نقدی و انفصال از خدمت

به گفته سخنگوی قوه قضائیه و با حکم شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی تهران، مهدی هاشمی به حبس، جزای نقدی، رد مال و انفصال از خدمات دولتی محکوم شده است.
به گزارش ایسنا، غلامحسین محسنی اژه‌ای، روز یکشنبه ۲۴ اسفند با اعلام این‌که «حکم صادره هنوز قطعی نشده است» و «برای بیان جزئیات آن معذوریت قانونی دارد»، گفت: «در رابطه با یک بخش از اتهامات "م.ه"[مهدی هاشمی] به استناد ماده ۳ قانون تشدید مجازات مرتکبان ارتشا و اختلاس و کلاهبرداری، حکم به حبس، جزای نقدی و انفصال صادر شده است.»
آقای اژه‌ای در ادامه افزود: «همچنین در خصوص اتهام دیگر متهم، با استناد به تبصره ۲ ماده ۵ همان قانون، حکم حبس، جزای نقدی، رد مال و انفصال صادر شده است.»
ضمنا به گفته سخنگوی قوه قضاییه،‌ مهدی هاشمی در رابطه با مسائل امنیتی نیز به حبس محکوم شده است.
خبرگزاری فارس در این رابطه می‌نویسد که «براساس شنیده‌ها»، مهدی هاشمی به واسطه سه اتهام در پرونده‌اش «مجموعاً به ۱۵ سال» حبس محکوم شده‌است.
محسنی اژه‌ای در ادامه با اشاره به این‌که وقتی حکم قطعی شد، در مورد آن اطلاع‌رسانی صورت خواهد گرفت،‌ اعلام کرد: «پس از ابلاغ حکم به متهم و وکلای او، ۲۰ روز فرصت وجود دارد تا به رای صادره اعتراض شود و اگر اعتراضی صورت نگیرد، حکم، قطعی تلقی خواهد شد.»
در همین رابطه و پس از انتشار صحبت‌های سخنگوی قوه قضائیه، یکی از وکلای مدافع مهدی هاشمی گفت که «طبق قانون، رای پرونده موکلم باید به ما ابلاغ شود.»
وحید ابوالمعالی در گفت‌وگو با ایسنا، اعلام کرد: «هنوز حکم صادره از سوی دادگاه انقلاب به موکل و وکلای او ابلاغ نشده است و پس از ابلاغ، به رای صادره اعتراض خواهیم کرد.»
از سوی دیگر در رابطه با ابلاغ حکم مهدی هاشمی،‌ خبرگزاری تسنیم امروز یکشنبه ۲۴ اسفند خبر داده است که مهدی هاشمی و وکلای او از حضور در دادگاه انقلاب برای دریافت حکم، خودداری کرده‌اند.
به نوشته این خبرگزاری،‌ اگر مهدی هاشمی و وکلایش از حضور در دادگاه خودداری کنند، احتمالا حکم دادگاه به دفتر وکیل او ابلاغ خواهد شد.
همچنین در خبر دیگری، ‌سایت تابناک گزارش داده است که احضاریه مهدی هاشمی با قید حضور در دادگاه، ظرف مدت سه روز اداری پس از رویت ابلاغیه بوده و امروز ۲۴ اسفندماه، آخرین روز این مهلت است.
در رابطه با دادگاه مهدی هاشمی،‌ اکبر هاشمی رفسنجانی چند روز پیش در مصاحبه‌ای با روزنامه شرق ضمن رد تمامی اتهامات علیه فرزند خود،اعلام کرد که به محکومیت احتمالی پسرش، «اعتراض» خواهد کرد، اما «دعوا» نخواهد کرد.
در همین رابطه ‌چندی پیش،‌ محمود علی‌زاده طباطبایی،‌ یکی دیگر از وکلای مهدی هاشمی،‌ پیش‌بینی کرده بود که او در نهایت تبرئه خواهد شد.
او گفته بود که «موضوع اصلی» پرونده موکلش، خود اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، است، نه مهدی هاشمی.
مهدی هاشمی، دوم مهرماه سال ۱۳۹۱ پس از بازگشت به ایران در فرودگاه تفهیم اتهام و پس از معرفی خود به دادستانی بازداشت شد. او ۲۶ آذر سال ۱۳۹۱ پس از نزدیک به سه ماه حبس، با قرار وثیقه آزاد شد.
جلسه نخست دادگاه پسر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام روز شنبه، ۱۱ مرداد، در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی محمد مقیسه برگزار شد.

۱۳۹۳ اسفند ۲۲, جمعه


«حمید بابایی»، دانشجوی سابق مقطع دکترای رشته اقتصاد در دانشگاه لی یژ بلژیک، که درهفته‌های اخیر در پی «مشاجره کتبی» با خدابخشی، دادیار ناظر بر زندان اوین و معاون دادستان، به انفرادی و نهایتا بند ۱ زندان رجایی شهر تبعید شده بود، از ملاقات و امکان تماس با خانواده محروم است.
به‌ گزارش «سحام» به نقل از کمیپن صلح فعالان در تبعید، «حمید بابایی» پس از نگارش نامه شدیداللحن به خدابخشی دادیار ناظر به زندان اوین که در واکنش به برخورد توهین آمیز وی با همسر این زندانی سیاسی صورت گرفته است، به دستور معاون دادستان ابتدا به بند ۸ زندان اوین، و سپس به انفرادی اوین منتقل شد. پس از این تصمیم بود که خدابخشی با تبعید چند روزه حمید بابایی به انفرادی زندان رجایی شهر، وی را به اندرزگاه بند ۱ این زندان انتقال داد! گزارش‌ها حاکی از محرومیت این دانشجوی زندانی از ملاقات و تماس با خانواده است.
اندرزگاه‌ ۱ زندان رجایی شهر که مربوط به زندانیان خطرناک است، از پرجمعیت ترین سالن‌های زندان رجایی شهر است که بیماری‌های پوستی و گوارشی یا ایدز و هپاتیت و سایر بیماری‌های واگیردار به وفور درآن قابل مشاهده است.
حمید بابایى متاهل، متولد ٢٠ آذر ١٣۶٢ در شهرستان تکاب واقع در استان آذربایجان غربى است. او در سال ١٣٨۵ در رشته ریاضى از دانشگاه صنعتى شریف فارغ التحصیل شد و همان سال براى ادامه تحصیل در مقطع کارشناسى ارشد رشته مهندسى صنایع وارد دانشگاه علم وصنعت ایران شد. وی موفق شده است که در سال ١٣٨۷ با معدل ١٨، از این دانشگاه فارغ التحصیل شود و دانش آموخته ممتاز مقطع کارشناسى ارشد شناخته شود.
بابایی، روز۵ مرداد ١٣۹٢، اندکی پس از ورود به جمهورى اسلامى ایران، که برای دیدار خانواده انجام می شد، توسط وزارت اطلاعات احضار، بازداشت و در دادگاه ١٠ دقیقه اى قاضى صلواتى به ۶ سال حبس تعزیرى و ۴ سال حبس تعلیقی، به اتهام جاسوسى و ارتباط با دول متخاصم، محکوم شد.
این دانشجوی زندانی، در طول دوران بازداشت، تا امروز از انتخاب وکیل محروم بوده است. به گفته او، وکیل تسخیری نیز نه تنها به دفاع از وی نپرداخته، حتی در نقش بازجو برای وی ظاهر شده است.
بازداشت و محکومیت حمید بابایی به زندان، با اعتراضات گسترده دانشجویان و فعالان حقوق بشر در بلژیک مواجه شد. پنج شنبه ٣ آوریل، سازمان عفو بین الملل، دانشجویان دانشگاه آزاد بروکسل و ایرانیان ساکن بلژیک، طی تظاهراتی در برابر سفارت ایران، خواهان آزادی حمید بابایی، از زندان جمهوری اسلامی شدند.
پیشتر دو دانشگاه در بلژیک، با انتشار بیانیه‌ای، خواهان تجدید دادرسی و آزادی فوری این دانشجوی ایرانی دانشگاه لیژ بلژیک شده‌ بودند.
این اعتراضات منجر به واکنش دیدیه رندرز، وزیر امور خارجه بلژیک شد. او در یکی از بخش‌های خبری تلویزیون ار. تی. بی. اف، اعلام کرد که با همتای ایرانی خود تماس گرفته شده و این‌طور احساس می‌شود که آن‌ها مایل به کمک در رابطه با پرونده حمید بابایی هستند.
اما نهایتا علی‌رغم همه اعتراضات و رایزنی‌ها حکم اولیه این دانشجوی بورسیه، در شعبه ۵۴ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی موحد عینا تایید شد.

پول کثیف، حکومت کثیف و توجیه زشت تر 
حکومت اسلامی را جان به جانش کنید، حکومت اسلامی است؛ سمبل بیرحمی، وقاحت. آقای این حکومت خودش را به بی خبری زده که گویا نمی داند در این مملکت که خود ایشان به نیابت از امام زمان سلطنت میکند و بدون اذن ایشان هیچ تصمیمی اجرای نمی شود چه میگذرد. یکشنبه ۱۷ اسفند فرمان داده نه برای ساخت هتل جنگلی نابود شود نه برای حوزه علمیه! فرمودند با متخلفان با قاطعیت برخورد شود. هنوز حرف تو دهان ایشان بود که یکی از “برادران دالتون”، صادق لاریجانی در مقام رئیس قوه جلادگستری این حکومت فورا دستورات لازم را برای “برخورد قاطع” با کسانی که دل آقا به درد آوردند صادر فرمود!
چند نمونه ما از نابودی جنگلهای شمال را یادآور میشویم که نشان دهیم خامنه ای ولی فقیه شیادان است و بس. احداث “اتوبان شمال” از کن تهران به چالوس؛ همه آنهایی که دستی در محیط زیست داشتند فریاد زدند نکنید اینکار را، که این خطه تحمل این اتوبان را ندارد. اما کسی گوشش بدهکار نبود و در آخرین سال زمامداری رفسنجانی کلنگش خورد اما هنوز که هنوز است تمام نشده ( یکی از روشهای روتین غارت ثروت جامعه در جمهوری اسلامی تعریف یک پروژه و مشخص کردن یک “ردیف بودجه” برای آن و در ادامه کش دادن ساخت آن تا هر وقت که جا داشته باشد و به این بهانه پول پروژه را به یغما بردن است)، تصمیم به احداث بزرگراه در جنگل ابر ( بین گرگان و شاهرود)، تخریب بخش وسیعی از پارک جنگلی نهارخوران گرگان به بهانه ایجاد احداث نمایشگاه دفاع مقدس، تصمیم به خشک نمودن مرداب انزلی با دو نیم کردن این مرداب با یک جاده مانند آنچه که بر سر دریاچه ارومیه آوردند و … از همه این موارد ایشان امکان ندارد با خبر نبوده باشد. اگر ملازمان به گوش شان نرسانده باشند، حتما بحث های زیادی که در روزنامه های حکومتی پیرامون آن راه افتاده بود را دیده اند. در پی دستور ایشان در برخورد قاطع با تخریب کنندگان محیط زیست همین امروز و فردا است که در اخبار بشنویم فلان روستایی بخت برگشته ساکن جنگل های گیلان که برای تامین سوخت خانه اش بدلیل نداشتن امکانات درختی را قطع کرده بعنوان نابود کننده هزاران هکتار از جنگل معرفی شود!
همانطور که خامنه ای در مورد محیط زیست خودش را به بی خبری زده در مورد قاچاق کالا هم میگوید:” رقم‌هایی که این روزها می‌گویند، رقم‌های عجیب ‌وغریبِ گیج‌کننده‌ بیست و چند میلیارد قاچاق، واقعاً سر انسان گیج می‌رود!”( یکی آقا را بگیرد که خدای نکرده زمین نخورد، تازه عمل کردند!) این عکس العمل آقا در مورد قاچاق کالای معمولی است هنوز ایشان درمورد قاچاق مواد مخدر و دست به دست شدن “پول کثیف” آن میان کارگزاران حکومت الله چیزی نگفته است. وزیر کشور این حکومت میگوید:”قاچاق مواد مخدر سالانه ۲۰هزارمیلیاردتومان گردش مالی دارد، بی‌شک بخشی از این پول در حوزه سیاست، انتخابات و انتقال قدرت سیاسی در کشور وارد می‌شود. ورود این پول‌ها در چرخه انتخاباتی متاسفانه باعث ایجاد شکاف، اعمال‌نظر و اعمال قدرت توسط برخی افراد شده است؛ تا جایی که اگر دقت لازم را نداشته باشیم، ورود این پول‌ها توانایی آن را دارد که قدرت‌ها را نیز آلوده کند.” جناب وزیر به “قدرت ها” اشاره میکند که این سوای “برخی افراد” است و منظورشان نمایندگان مجلس اسلامی است. رئیس مجلس، که میگویند وزیر کشور سهم ایشان در دولت تدبیر و امید است، معترضانه خطاب به وزیر میگوید این حرفها “شائبه” ایجاد میکند. و در همراهی با نمایندگان میگوید اگر واقعا اینگونه است چرا به دستگاه قضایی ارجاع نمی دهید! همان دستگاهی که اخوی ایشان رئیس آن است و اخوی کوچیکه ایشان توسط احمدی نژاد رسوا شد که چگونه در خلوت از مرتضوی قاتل میخواست دست او را در غارت ثروت مردم بند کند و اخویهای بزرگتر گند کاریهای ایشان را راست و ریس خواهند کرد. برادر دیگر لاریجانی ها ، که رئیس حقوق (ضد) بشر اسلامی حکومت است، وقتی پرونده ایشان رو شد که زمینهای بسیاری را در ورامین بالا کشیده است با بی شرمی که فقط از “شعبان قالتاق” برمی آید گفت، امام فرموده کشاورزی کنید، کشاورزی خوب است!
ترکان یکی دیگر از کاربدستان حکومت میگوید:” آنها با این پول‌های کثیف می‌خواهند در آوردگاه‌های سیاسی سال۹۴ شرکت کنند …. هزار‌بار پوستین خود را عوض کنند نمی‌توانند دست‌های آلوده به فسادشان را بپوشانند… هرجا نیاز به افشا باشد این کار را می‌کنیم …همین الان پول‌های کثیف و قاچاق بخشی از مدیریت کشور را درگیر کرده است، ما نباید اجازه تکرار این امر را بدهیم. مسلما عده‌ای می‌خواهند در سال۹۴ با پول‌های کثیف و بادآورده وارد بازی سیاسی شوند و البته ما هم سکوت نخواهیم کرد. سال۹۴، سال افشای آنها است.” این گوشه ای دیگر از بازی کثیف این حکومت است. کیست که در این مملکت نداند که این حکومت با قاچاق و غارت اقتصادش میچرخد. از قاچاق انسان ( دختران به کشورهای جنوب خلیج) تا قاچاق انبوه و بسیار گسترده مواد مخدر بخصوص از نوع صنعتی ( شیشه و کراک و …) چه به صورت واردات و چه به صورت صادرات به اروپا و کشورهای جنوب شرقی آسیا تا کالاهای مورد نیاز زندگی مردم. “قاچاق رسمی” پدیده ای است که در ایران اصلا تازه گی ندارد تنها فرقی که کرده، رسما به رسمی بودن آن اعتراف میکنند. یکی از ارکان مهم اقتصاد جمهوری اسلامی است. همان اقتصادی که برای خر معرفی شده بود، قاچاق رسمی است واین برای ما مردم اصلاامر تازه و عجیبی نیست. در غرب تهران (کرج) فرودگاهی به نام “پیام” فعال است که ظاهرا در آنجا به آموزش خلبانی مشغول هستند. اما در واقع یکی از “مبادی ورودی” اجناس قاچاق است که زیر نظر سپاه پاسداران است. در کنار این نمونه ، بسیاری از اسکله های دریایی هستند که احمدی نژاد زمانی اشاره کرد، این اسکله ها در دست ” برادران قاچاقچی” می باشند.
سرگیجه رفتن سر آقا نه بخاطر حجم قاچاق و یا نفس قاچاق کالا، بلکه بدین خاطر است که هر چه گلو پاره میکند که “قضیه را کش ندهید”، کارگزاران حکومت که مانند سگ و گربه به جان هم افتاده اند، همدیگر را به شدت رسوا میکنند. ترکان مشاور روحانی میگوید:” احمدی‌نژاد یک‌فرد یا یک‌دولت نبود. یک‌جریان برنامه‌ریزی‌شده را با خود داشت. این جریان اکنون مدعی است که احمدی‌نژاد را نمی‌شناسد. اینها هر اسمی روی خودشان بگذارند و هر ائتلافی برای انتخابات‌ها انجام دهند، نمی‌توانند از پول‌های کثیفی که به‌دست آورده‌اند تبری بجویند.” باندی که مشاور روحانی به عنوان “جریان احمدی نژاد” از آن یاد میکند نهایتا به خود خامنه ای میرسد. زیرا که ایشان کسی بود که یک روزی حواسش نبود که باید “سمبلیک” عمل کند و جانب هیچ جناحی را علنا نگیرید و رسما گفت:” نظر من به آقای رئیس جمهور( احمدی نژاد) نزدیکتر است.”
همانطور که اشاره شد بحث دزدی و قاچاق نزد مردم ایران روشن است و به قول خود حکومتیان هیچ آب زمزم و کوثری گند و کثافات ایشان را نمی شورد. اما در این میان اظهار نظر استاد اقتصاد در پاریس در مورد “قاچاق رسمی” از خود موضوع جالبتر است و در عین حال برملا کننده چهره واقعی “اندیشه برجسته اقتصادی” است.
فریدون خاوند در مصاحبه با رادیو فردا مدعی است:” در کنار همه اینها باید فقر مردم به ویژه در مناطق گسترده مرزی را هم در نظر گرفت که برای تامین معاش خودشان چاره‌ای جز قاچاق کالا ندارند.” استاد در کنار چه چیزهای این ادعای آخر را میکند:” “کمبود بعضی کالاها در داخل و مختل بودن دستگاه تولیدی کشور یکی از عوامل اوجگیری قاچاق کالا است. تعرفه‌های گمرکی هم در ایران بالا است، یکی از بالاترین تعرفه‌های دنیا و کالاهایی که از مبادی گمرکی رد می‌شوند، به دلیل پرداخت تعرفه سنگین، گران به دست مصرف‌کننده نهایی می‌رسند. به همین دلیل قاچاق به یک تجارت سودمند تبدیل می‌شود. فشارهای تحریمی هم طبعا کار را سخت‌تر کرده است.در کنار همه اینها…” یکی لطفا این سوال را از دکتر بپرسد: واقعا مطمئن هستند که حالشان خوب است؟ واقعا به خاطر بالا بودن تعرفه گمرکی قاچاق رسمی این چنین گسترده رواج دارد؟ یا در “مناطق گسترده مرزی” مردم فقیر چقدر در قاچاق کالا دست دارند؟ یک کاروان قاطر چقدر کالای قاچاق وارد ایران میکند. “کولبر” با کمر تا شده اش در زیر بار سنگین در کوه و کمر چقدر میتواند کالای قاچاق را انتقال دهد؟ حالا هر کس به استاد دسترسی داشت لطفا اطلاع دهد نگران نباشند “مرزبانان غیور میهن اسلامی” حواس شان است نه به کولبر بدبخت رحم میکنند نه به قاطر بیچاره. ایشان که کارمند غیر رسمی رادیو فردا هستند لابد تا حالا از این رادیو راجع به کولبران مناطق مرزی شنیده است، حتما شنیده اند که چنین مدعی هستند ، در “مناطق گسترده مرزی” که مردم چگونه بخاطر لقمه نانی کشته میشوند. آیا قاچاق اهالی مناطق گسترده مرزی حجم کالاهای که به قیمت خون شان قاچاق میکنند چه مقدار است؟ یک میلیارد دلار، دو میلیارد دلار، چقدر؟
نه اظهار نظر استاد تصادفی است و ناآگاهانه، نه افشاگری کاربدستان حکومت اسلامی. اینها فی الواقع همگی یک جریان هستند که هر گند کاری که میکنند نهایتا سر مردم خرابش میکنند. همانگونه که همیشه اشاره کردیم این حکومت هیچ دری به روی مردم نمی گشاید بلکه قفل های بزرگتری بر زنجیری که بر دست و پای بسته اند خواهد زد.

04بعد از مهدوی کنی، محمد یزدی رئیس مجلس خبرگان شد. خانه تٸاتر دایناسورهای فاشیسم اسلامی چند روزی است گرم شده. جنگ و دعوای داخلیشان بالاخره اینجا هم رونمایی شد. رفسنجانی “شکست” خورد و یزدی “پیروز” از صندوق بیرون آمد.
برای مردم در ایران این حکومت یک فاجعه به تمام معنا است. یک مشت دزد و فاسد و تبهکار و آدم کش فاشیست دور هم حلقه زده اند که تا با بکار گیری فجیع ترین روشهای سرکوب و اعمال قهر٬ ترویج خرافات٬ آخوند و مسجد و نمازجمعه و بزن و بکوب و سرکوب زندگی مردم به گروگان گرفته شده ایران را از کارگران و کارکنان جامعه را چپاول کنند.
ثروتهای افسانه ای میلیاردی به جیب بزنند. سپاه پاسداران و نیروهای وحشی را بجان مردم و جامعه بیندازند. اینها از ریز و درشتشان و مجلس شان ننگ بشریت هستند. برای مردم به جان آمده ایران٬ همه اینها سر و ته یک کرباسند. برای اینکه متصرفات یکدیگر را از هم بقاپند٬ به جان هم افتاده اند و دارند همدیگر را میدرند.
درهم کوبیدن حاکمیت فاشیسم اسلامی نه تنها آرزو که تصمیم قاطع مردم به ستوه آمده ایران است. سقوط حکومت اسلامی٬ بزرگترین خدمت به بشریت مدرن در تمام جهان است.*
نسان نودینیان
سحرگاه امروز ده زندانی در زندان عادل آباد شیراز تحت عنوان قصاص نفس و جرایم مرتبط با مواد مخدر اعدام شدند.
به گزارش ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران سحرگاه امروز ده زندانی مرد که هفت تن از آنان تحت عنوان مجازات جرایم مرتبط با مواد مخدر به اعدام محکوم شده بودند و سه زندانی دیگر تحت عنوان قصاص در زندان عادل آباد شیراز به دار آویخته شدند.
لازم به ذکر است هویت اعدام شدگان تاکنون شناسایی نشده است و رسانه های دولتی یا نهادهای مطلع نیز در این خصوص تاکنون اطلاع رسانی نداشته اند.
بر اساس گزارش سالانه (۲۰۱۴) بخش آمار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران حدود ۶۱ درصد از اعدامها در ایران بدون اطلاع رسانی رسمی از سوی دستگاه قضایی یا نشریات داخلی و اصطلاحا بطور مخفیانه صورت میگرد.
س از اعدام شش زندانی اهل سنت در سحرگاه دیروز، خانواده های این افراد که بعضا از نقاط دور کشور خود را به رجایی شهر کرج رسانده بودند پس از ساعتها انتظار و سردرگمی و علیرغم درخواست قانونی آنان برای تحویل گرفتن پیکر عزیزان اعدام شده خود به آنها چنین اجازه ای داده نشد و به غیر از حضور یک فرد نماینده از هر خانواده جهت شناسایی پیکرها، سایر اعضای خانواده و بستگان از حضور در گورستان بی بی سکینه و به جا آوردن مراسم خاکسپاری فرزندان خود منع شدند.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران پس از اعدام حامد احمدی، کمال ملایی، جمشید دهقانی، جهانگیر دهقانی، صدیق محمدی و سیدهادی حسینی، زندانیان اهل سنت در زندان رجایی شهر کرج، خانواده های آنان که از شب قبل مقابل زندان تجمع کرده بودند خواستار تحویل گرفتن پیکر عزیزان اعدام شده خود شدند و قصد داشتن با پیکر اعدام شدگان جهت دفن به محل های سکونت خود بازگردند با اینحال از ساعت ۴ صبح تا ساعت ۱۶ با کارشکنی و عدم پاسخگویی صحیح مسئولین این افراد سردرگم ماندند، مسئولین نهایتا به آنها گفتند پیکرها را نمی توانند به شهرهای خود بازگردانند و آنها به تصمیم دستگاه امنیتی در گورستان بی بی سکینه دفن خواهند شد.
علیرغم اجبار در محل دفن، خانواده و بستگان اعدام شدگان خواستار حضور و مشارکت در مراسم خاکسپاری این زندانیان بر اساس آداب دینی و حقوق قانونی خود را مطالبه کردند که با این موضوع نیز مخالفت شد و بر خلاف قوانین جاری صرفا از هر خانواده یک نماینده انتخاب شد تا در مرحله شناسایی پیکرها و نماز خواندن بر میت مشارکت کنند و باقی اعضای خانواده و بستگان که نزدیک ۵۰ تن میشدند با استفاده از نیروهای انتظامی و امنیتی از گورستان بی بی سکینه بیرون رانده شدند.
لازم به ذکر است فارغ از موضوع اعدام این شهروندان، عدم تحویل پیکر اعدام شدگان یا جلوگیری از حضور خانواده ها در مراسم خاکسپاری و نیز محدودیت در اجرای مناسک و باورهای مذهبی خانواده ها اقدامی غیرقانونی است که بصورت مکرر در مورد اعدام شدگان سیاسی و امنیتی به اجرا گذارده میشود.
حامد احمدی، کمال ملایی و جهانگیر و جمشید دهقانی، به اتهام دست داشتن در قتل ماموستا ملا محمد شیخ الاسلام، نماینده سابق کردستان در مجلس خبرگان رهبری دستگیر شدند.
این در حالی است که سازمان عفو بین‌الملل، پیشتر با صدور بیانیه‌ای در ارتباط با آنها تاکید کرده بود: “این زندانیان مدعی هستند که تاریخ دستگیری آنها دو ماه پیش از ترور شیخ‌الاسلام بوده است.” این چهار زندانی بعد‌ها از اتهام ترور ملا محمد شیخ‌الاسلام تبرئه شده و به اتهام “محاربه از طریق هواداری از احزاب کرد مخالف دولت” به اعدام محکوم شدند.
دو زندانی دیگری که امروز حکم اعدام آنها اجرا شده، صدیق محمدی و هادی حسینی هستند که در خرداد ۱۳۸۸ دستگیر شده و سپس به اتهام ارتباط با “گروه‌های سلفی” حکم اعدام دریافت کردند. مشخص نیست که اعدام شدگان، مشخصا به اتهام ارتباط با چه گروه هایی محکوم به اعدام شده اند.

حمله لباس‌شخصی‌ها و افراد «نقاب‌دار» به مطهری در شیراز

یروهای لباس شخصی با یورش و تعقیب خودروی علی مطهری نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی که روز دوشنبه برای انجام یک سخنرانی در دانشگاه شیراز به این شهر سفر کرده بود، موجب مصدومیت وی و لغو این سخنرانی شدند. بنا بر اطلاع «کمپین صلح فعالان در تبعید»، نیروهای لباس شخصی ابتدا با تجمع در مقابل سالن حکمت دانشگاه شیراز نسبت به برنامه سخنرانی این نماینده مجلس اعتراض خود را آغاز کردند اما در ادامه و پس از تصمیم مطهری به ترک سالن، به او حمله کرده و ضمن ایجاد خسارت مالی به خودروی علی مطهری، موجب مصدومیت وی شدند. طبق این گزارش، نیروهای لباس شخصی مجهز به سلاح های سرد، که در تعقیب خودروی علی مطهری بودند، پس از ورود وی به کلانتری میدان گل سرخ در شیراز، ساعت ها کلانتری را تحت محاصره خود در آوردند. ایسنا، خبرگزاری دانشجویان ایران، تعداد مهاجمان را ۵۰ نفر ذکر کرده و گزارش داد که این افراد با چوب و سنگ به خودروی علی مطهری حمله کردند و شیشه‌های خودروی این نماینده مجلس را شکستند. بنا بر گزارش ایسنا و برخی سایت های محلی، مهاجمان ناشناس، سوار بر موتورسیکلت و مجهز به اسپری گاز فلفل بودند. همچنین گزارش های مختلف حاکی از اختلال تنفسی ناشی از تنفس گاز فلفل، و مصدومیت چشم این نماینده منتقد مجلس ایران است. مطهری نهایتا با درخواست مقامات استانی، بدون ایراد سخنرانی، از شیراز خارج شد! پیشتر محمدرضا عارف، از چهره های اصلاح طلب نیز برای سخنرانی در شیراز با حوادث تقریبا مشابهی مواجه شده بود.

وضعیت وخیم جسمانی حسین رونقی ملکی و مسعود باستانی در زندان وعدم دسترسی به خدمات درمانی

حسین رونقی ملکی بعد از پایان دادن به اعتصاب غذای خود در وضعیت جسمی وخیمی به سر می‌برد و مسئولان زندان همچنان نسبت به وضعیت جسمی و درمان او بی‌توجهی می‌کنند. حسین رونقی در حال حاضر در بند ۷ زندان اوین در شرایط نامناسبی در یک اتاق و بدون خدمات درمانی نگه‌داری می‌شود؛ که حق هواخوری هم ندارد. حسین از بیماری‌های کلیوی، گوارشی و پروستات رنج می‌برد و در زندان یکی از کلیه هایش را از دست داده و یک کلیه دیگر او هم دچار نارسایی شده است. او تاکنون ۷ بار در بیمارستان بستری شده و تحت عمل جراحی قرار گرفته است.مسئولان مربوطه نسبت به وضعیت جسمی وی بی‌توجهی می‌کنند.مادر این زندانی سیاسی می‌گوید «حسین رونقی ملکی» دست به اعتصاب غذا زده و از دارو و درمان در زندان محروم است. او می‌گوید «حسین در زندان از دست من می رود.»هم زمان خانواده مسعود باستانی از وضعیت وخیم جسمانی او در زندان رجایی شهر خبر می دهند و می گویند طی هفته گذشته که این روزنامه نگار را برخلاف نظر پزشکان از بیمارستان به زندان بازگردانده اند، وضعیت او وخیم تر شده، بهداری زندان هم اعلام کرده که باید در بیمارستان بستری شود اما دادستانی با این مساله مخالف است.مادرش در مورد ملاقات خانواده با مسعود در روز گذشته می گوید: مسعود می‌گفت طی این یک هفته باز هم چند بار دچار مشکل لمسی دست و پا شده و تنگی نفس هم دارد، دو بار به بهداری زندان اعزام شده و بهداری زندان می‌گوید او باید اعزام شود. بهداری گفته به دادستان نامه‌ای می‌نویسد که او را به بیمارستان اعزام کنند.حالا باید دوباره منتظر خبر از دادستانی باشیم اما آنها بر زندان ماندن مسعود اصرار دارند.

۱۳۹۳ اسفند ۱۷, یکشنبه

حسین رونقی ملکی در اعتصاب غذا

حسین رونقی ملکی وبلاگ نویس و فعال اینترنتی پس از آزادی چندماهه از زندان اوین با عفو رهبری و توقف حکم، هفته‌ی جاری با فراخوان دادسرای اوین به زندان بازگشت. رونقی روز گذشته در اعتراض به انتقال به بند زندانیان مالی دست به اعتصاب غذا زده است.

حسین رونقی ملکی،  فعال حقوق بشر و وبلاگ نویس، پس از بازگشت به زندان اوین در پی انتقال به بند زندانیان مالی دست به اعتصاب غذا زده است. این زندانی سیاسی شهریور ماه (عیدفطر) سال گذشته با صدور حکم توقف اجرای محکومیت توسط دادگاه انقلاب، به دلیل شرایط جسمانی و عدم امکان تحمل کیفر طبق ماده ۲۹۱ آیین دادرسی کیفری و عفو رهبری از زندان آزاد شده بود. اما روز گذشته در پی فراخوان دادسرای اوین «به بهانه معاینه پزشکی قانونی» به زندان بازگردانده شد. او در شرایطی به زندان رفت که با توقف حکم آزاد شده و تحت درمان بود.
ماموران دادگاه انقلاب روزهای گذشته در حالی به خانواده‌ی رونقی گفته‌اند که حسین «زندانی متواری» محسوب شده و باید به زندان بازگردد، که در ابتدا آزادی وی با نامه‌ای عفو رهبری همراه بود. البته، پس از مدتی به او اعلام شد آزادی وی نه عفو است و نه آزادی مشروط بلکه مرخصی است. 
حسین رونقی سه روز پیش در صفحه‌ی اینستگرام شخصی‌اش از نگرانی‌ خود و خانواده برای مراجعه به اوین نوشت و گفت: « چند روز پیش از دادستانی زنگ زدن گفتن بیا تا وضعیتت رو مشخص کنیم. استرس و فشاری که تو این چند روز به من و خانواده‌ام و اطرافیانم وارد شده زیاد و غیرقابل توصیف بود. امروز خواستنم دادسرای اوین و به احتمال زیاد بازداشت خواهم شد. در این صورت به حکمی که به باور بسیاری از وکلا و قضات ناعادلانه و غیرقانونی هست اعتراض شدیدی خواهم کرد. اگر بنا بر مجرم بودن من باشد حکم آن بر اساس قانون حداکثر چهار سال است که من پنج سال گذرانده‌ام و یازده سال ناعادلانه به من حکم داده‌اند.»
مسوولان زندان روز گذشته این فعال اینترنتی را به جای انتقال به بند ۳۵۰ اوین به بند ۸ برده‌اند. بند ۸ اوین که مربوط به زندانیان مالی‌است، به دلیل تراکم بالا از شرایط مناسبی برخوردار نیست. حسین رونقی نیز در واکنش به انتقال وی به زندان دست به اعتصاب غذا زده است. 
این وبلاگ نویس در زندان دچار بیماری‌های گوارشی و نارسایی کلیه شد و چندین بار تحت عمل جراحی قرار گرفت. 
حسین رونقی، دانشجوی مهندسی نرم افزار بود که با نام مستعار بابک خرمدین در ایران وبلاگ نویسی می‌کرد و در زمینه برنامه‌نویسی و ساخت وبلاگ و عبور از فیلترینگ تخصص داشت. او عضو کمیته مبارزه با سانسور بود و در روزهای پس از انتخابات سال ۸۸ در زمینه فضای سایبری و امنیت آن تلاش‌های بسیاری انجام داده بود. رونقی در آذر ۸۸  در شهرستان ملکان بازداشت شد و  از سوی دادگاه انقلاب، به اتهام عضویت در شبکه «ایران پروکسی»، توهین به رهبری و رئیس جمهور، به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شد.

بازداشت افراشته‌پور با هدف تضعیف روحانی

حسین فریدون و یاران روحانی اهداف بعدی اطلاعات سپاه هستند؟

با دستگیری حسن افراشته‌پور از سوی سازمان اطلاعات سپاه، دوستان حسین فریدون هم در معرض خطر خواهند بود. باید دید اضافه شدن اتهام‌های اخلاقی به ماجرا، چه تاثیری روی کل پرونده و افکار عمومی می‌گذارد؟

یک منبع مطلع امروز به خودنویس گفت که بازداشت حسن افراشته‌پور از سوی سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، می‌تواند یک حمله جدی از سوی این نهاد امنیتی به وزارت اطلاعات حسن روحانی باشد. پس از اعلام ورود پول‌های قاچاق به کمپین‌های سیاسی از سوی وزیر کشور، بازداشت حسن افراشته‌پور به عنوان یکی از حامیان مالی گروه‌های ویژه سیاسی نیز قابل بررسی است.
در فهرست مدیران و اعضای هیات مدیره شرکت تجارت آريا گستر ايرانيان نويد، به نام‌هایی بر می‌خوریم که ارزش بررسی بیشتری دارند. مدیر عامل این شرکت، خسرو صداقت، از دوستان حسن فریدون است. او، رئيس هيأت مديره بورس كشاورزی نیز بوده است. همچنین، فریدون فدایی دولت، یک سال پیش به ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺷﺮﻛﺖ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﮔﺬاﺭی ﺻﻨﺎﻳﻊ ﭘﺘﺮﻭﺷﻴﻤﻲﻣﻨﺼﻮﺏ ﺷﺪ.
به گفته‌ی منبع خودنویس، حسن افراشته‌پور پس از آزادی از زندان، با گروه‌های سیاسی و نیز مدیران امنیتی ارتباط کاری و حرفه‌ای برقرار کرده است. فعالیت گسترده در حوزه‌های واردات و دور زدن تحریم‌ها از سال ۱۳۹۰، بعد از ثبت شرکت تجارت آریا گستر، بدون همکاری‌های امنیتی میسر نبوده است. در سال ۱۳۹۰، گروه‌های مختلفی فعالیت «ویژه»ی مالی خود را آغاز کرده‌اند، از جمله حسین فریدون، نه تنها به عنوان برادر حسن روحانی، بلکه به عنوان یکی از عضای برجسته سابق وزارت اطلاعات. صرافی منسوب به حسین فریدون نیز در سال ۱۳۹۰ تاسیس شده است.
بر اساس گزارش‌های رسیده به خودنویس، خسرو صداقت پیش از ۱۳۹۱، در ارتباط با پرونده مهدی هاشمی، با تعدادی از شاهدان احتمالی به همراه حسین فریدون در تماس بوده است. در بهمن سال ۱۳۹۰، یک فرد شاغل در مجمع تشخیص مصلحت نظام بعد از تغییراتی در ترکیب دبیرخانه، از روابط حسین فریدون ومهدی هاشمی اطلاع داد. به گفته این فرد، مهدی هاشمی در سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ تلاش کرده بود با خرید نرم‌افزارهای رمزنگاری، اطلاعاتی را از مجمع به خارج از کشور منتقل کند و گفته می‌شود ارتباط گرفتن با وزیر سابق دفاع انگلیس در جلسه‌ای در امارات برای چنین معامله‌ای* بوده است.
به این ترتیب، گمانه‌زنی‌ها در باره علل دستگیری حسن افراشته‌پور بیشتر می‌شود. افراشته‌پور به واسطه‌ی ارتباط  و شراکت مالی با افراد و گروه‌های مختلف، می‌تواند نقشی چندجانبه در تحقیقات قوه قضائیه و سازمان اطلاعات سپاه پاسداران بازی کند. با توجه به معاملات ارزی چند ده میلیون دلاری افراشته‌پور و نیز ورود حسین فریدون به بازار ارز و همراهی افرادی چون رضا صالحی امیری به بسیاری از فعالیت‌های تجاری پیش از به قدرت رسیدن حسن روحانی، باید دید دایره تحقیق و تفحص سپاه پاسداران تا کجا گسترش خواهد یافت. صالحی امیری از جمله مدیران امنیتی‌ای است که حتی تنظیم کنندگان صفحه‌ی او در ویکی‌پدیا هویت امنیتی‌اش را پنهان کرده‌اند. نام صالحی امیری در پرونده «بیمه ایران» برده شده است. وقتی او از سوی روحانی به عنوان نامزد وزارت ورزش به مجلس معرفی شد، با اعتراض‌‌ها و افشاگری‌های زیادی مواجه شد. کریمی قدوسی عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در این باره گفت: «وزیر پیشنهادی ورزش و جوانان یکی از متهمان تحت تعقیب مفاسد اقتصادی در موضوع پرونده بیمه ایران است که نسبت به عملکرد سیاسی وی نیز ابهاماتی مطرح است.»
ورود اتهام‌های اخلاقی به پرونده

انتشار خبرها و عکس‌هایی از مشروب‌های الکلی و «ابزارهای روابط نامشروع جنسی» کشف شده در «خانه فساد» افراشته‌پور، به عنوان جایی که عکس‌هایی با استفاده از دوربین‌های مدار بسته نیز می‌تواند از مهمانی‌ها موجود باشد، حساسیت را بالا خواهد برد، چه با توجه به سوابق چنین پرونده‌هایی، نگرانی کسانی که هم با دولت روحانی در ارتباط بوده‌اند و هم با حسن افراشته‌پور، داد و ستد داشته‌اند، بیشتر خواهد شد.
به این ترتیب، اهمیت خبر ورود سازمان اطلاعات سپاه به یک پرونده مالی، می‌تواند اثری بسیار فراتر از یک مساله «فساد اقتصادی» باشد.
ــــــــ
* در اواخر سال ۲۰۱۱، گروهی از خبرنگاران به دنبال بررسی ارتباط احتمالی آقای هاشمی با معامله‌ای تجاری-امنیتی درتابستان ۲۰۱۱ در دوبی بوده‌اند که نام وزیر سابق دفاع انگلستان و دستیارش هم در این ماجرا ذکر شده بود. یک تحلیل‌گر امنیتی در آن زمان به خودنویس گفته بود که وزیر سابق دفاع انگلستان به دنبال برقراری رابطه‌ای تجاری میان تولیدکننده‌ «رمزنگاری» مدارک با تعدادی از خریداران در دوبی بوده است. گفته می‌شود که حاضران در جلسه‌ای به میزبانی لیام فاکس، از مشتریان خرید نرم‌افزار «انکریپشن» بوده‌اند اما در مقطعی، کار بررسی خبرنگاران انگلیسی متوقف می‌شود

من مریم، از زندان قرچک، هفده سال در زندان هستم

این مطلب را مریم ربیعی از زندان قرچک ورامین نوشته و به بیرون ارسال کرده است، روایت روزهای زندان قرچک.مریم بیش از هفده سال است که در زندان به سر می برد :اول در اوین و بعد در زندان زنان شهرری (قرچک).او به جرم قاچاق عتیقه به 25 سال زندان محکوم شده است

مریم به قول خودش نمی داند از کجای این هفده سال حبس بگوید. مریم گاهی به زبان محاوره ای نوشته و گاهی غیرمحاوره ای .کانون زنان ایرانی تلاش کرده به نثر مریم وفادار بماند و به همین دلیل این دوگانگی در نثر را نیز حفظ کرده ایم.

کانون زنان ایرانی


مریم ربیعی در سن هفده سالگی
مریم ربیعی

«خانمها توجه کنند: آرایشگاه رنگ مو آورده، کسانی که تمایل دارند به بند مشاوره بروند . هیچ کس رنگ رو با خودش داخل بند نبره» صدای ماموری که پشت سر هم این جمله را تکرار می کند از بلندگوهای زندان زنان قرچک ورامین یا همان ندامتگاه زنان شهر ری شنیده می شود. نمی دانم به جمله اش بخندم؟ افسوس بخورم؟ اشک بریزم؟ ... نمی دانم؟

چه فکری می کنند؟ فکر می کنند دغدغه ما رنگ مویمان است که اینگونه با صدای بلند فریاد میزنند؟ در زندان نشسته ام، زندان قرچک ورامین. آدرسش را نمی دانم، فقط میدانم اطراف شهر تهران است. 4 سال پیش من و خیلی های دیگر را از زندان اوین به اینجا آوردند. گفتند میخواهند اوین را خراب کنند و زندان جدید بسازند. من وامثال من که حالا حالاها اینجا هستیم خوشحال بودیم میگفتیم زندان جدید حتما امکانات بهتری دارد، تمیزتر است و هم اینکه جای جدیدی است. اما نمیدانستیم ویرانه ای ساخته اند با دیوارهای بلند، نمیدانم اسم اینجا را چه بگذارم ؟سیاهچال؟ خرابه؟ گاوداری؟ مرغداری؟ اصلا میگویم جایی که همه اینها باهم یکجا جمع شده جای آدم نیست، اینجا دنیای زمینی نیست، جهنمی است برای خودش..

امروز 14 اسفند 1393 است و من در یک سوله بزرگ با سقفی بلند نشسته ام . تمام دیوارها ی سوله را تخت زندانیان پر کرده است . جز نزدیک در آهنی بند که روی آن با ماژیک نوشته اند «هیچ کس به یخچال دست نزند» و با فلش به یخچال کوچکی که 11 ماه سال خراب است و متعلق به 180 نفر زن زندانی بند است اشاره می کند .انتهای سالن ،زیرتنها پنجره که به جای شیشه طلق قهوه ای درآن بکار رفته، نشسته ام و مینویسم. چند روز پیش مادرم گفت که یکی از دوستانم از من خواسته تا برایش از اینجا بنویسم. از آن روز گیج شدم. با خودم راه میرفتم و حرف می زدم، و موضوع نوشتن را عوض می کردم . نمی دانستم از کجای این 17 سال بنویسم. بالاخره می خوام هرچی که به ذهنم میاد بنویسم.

اسمم مریم است.18 ساله بودم و یک سال از ازدواجم می گذشت که من وهمسرم به جرم نگهداری عتیقه روانه زندان شدیم. همسرم 5 سال بعد وقتی به مرخصی رفته بود تصادف کرد و مرد. زنی هستم 37 ساله! در زندان قرچک ورامین. با پدر و مادری پیر که در اراک زندگی میکنند و فقط سالی یک بار به ملاقاتم می آیند. ملاقاتی به فرصت 15 دقیقه که یک مامور مرد و یک مامور زن دوره ات کرده اند.

روبرویم بچه های گروه نمایش برای اجرای نمایش در روز چهارشنبه سوری تمرین میکنند. نمایش کمدی است، میخواهند بقیه را بخندانند. اما هم بازیگران و هم کسانی که برای دیدن نمایش می آیند میدانند که نمیخندند. اگر هم بخندند شاد نمیشوند. اینجا زمانی شادیم که یکی آزاد شود .البته بعضی وقتها در ظاهر همه ماتم داریم اما در دل میخندیم و آن زمانی است که خدا به زندانی لطف کند وبمیرد! اینجا مرگ یک آرزوست، در گور زنده ماندن ،درد است، دردی که با گفتن درک نمی شود. دردی تا عمق وجود، که تا اینجا نباشی درکش نمیکنی. شنیده اید که:

آتش بگیر تا ببینی چه می کشم/ احساس سوختن به تماشا نمی شود

اینجا زندگی عذاب است. لحظه‌لحظه‌اش! باور کنید اینجا ، مرگ نعمت بزرگی است در تمام این سال‌هایی که به قرچک آوردنمان به یاد ندارم یک‌بار یک‌تکه 10 گرمی گوشت خورده باشیم، یا یک قاشق برنج بدون کافور! نیمرو! یا چای تازه‌دم! جایی که آب آشامیدنی نیست. مگر بخری آن‌هم با پول! آخر من که پدر و مادر پیرم به‌زور خرج خودشان را می‌دهند ،پول آب از کجا بیاورم؟؟ آب‌شور بخورم؟ چه بگویم. به خدا جهنم است اینجا. میدانید چه‌کار می‌کنم که پول دربیاورم؟ دیپلم تجربی دارم. نمایشنامه می‌نویسم، مقاله می‌نویسم، شعر میگویم، نقاشی می‌کنم، نمایش اجرا می‌کنم و ... بالاخره از اعضای گروه فرهنگی هستم که امتیازم هرروز 20 دقیقه تلفن اضافی دار که آن را می‌فروشم. هر 20 دقیقه یک کارت تلفن یعنی 2000 تومان. خودم هم هفته‌ای یک‌بار به خانواده‌ام زنگ می‌زنم. درآمد ماهیانه‌ام می‌شود 60 هزار تومان. حالا آب بخورم یا غذا؟ چون وضع آب را که گفتم .غذا هم که شام به‌جز سه‌شنبه‌ها که سیب‌زمینی و تخم‌مرغ می‌دهند، همیشه می‌توانی از تویش انواع حشره پیدا کنی.

اینجا نمازخانه دارد که هرروز ظهر یک روحانی در آن نماز جماعت به پا می‌کند. اما من هیچ‌وقت نماز نمی‌خوانم. چون برای وضو گرفتن فقط یکجا داریم . آن‌هم سرویس بهداشتی است که البته آبخوری، ظرف‌شویی و دستشویی آنجاست. کف سرویس همیشه چند میلی‌متری آب ایستاده که در ساعت‌های روز کم‌وزیادمی شود. آب از داخل توالت‌ها و دستشویی‌ها رو زمین می‌ریزد، وقتی وارد آنجا می‌شوی امکان ندارد که کف پاهایت خیس نشود، چون دمپایی‌ها پاره است مگر دمپایی شخصی‌ها که خانواده بعضی زندانی‌ها برایشان فرستاده اند ، پس هر چقدرم وضو بگیری باز نجسه!

همین‌الان یک دختر 20_21 ساله از جلوی من رد شد که نمی‌شناسمش اما میدانم تازه اومده. چون کچل است! اینجا اکثراً کسانی که تازه اومد ه اند کچل‌اند .برای همین شپش روی سرشان لانه می‌کند ازآنجایی‌که هیچ دارویی نیست باید کچل شو ند.

سرم را که بلند می‌کنم سیمین را می بینم که روبرویم نشسته ،43 سال دارد و 6 تا بچه. از 14 سال پیش در زندان است. به او مرخصی نمی‌دهند چون امتیازش کم است! چشمانش از گریه دیشب هنوز قرمز و پف‌کرده است. دیشب حالش خیلی بد بود و با صدای بلند داد می‌زد و گریه می‌کرد. می‌گفت: منم نون سنگک و کره میخوام!!! دیروز که به خاطر به دست آوردن 20 دقیقه تلفن، دفتر مأموران زندان را تمیز می‌کرده ،مأموران سنگک و کره میل می‌کردند و سیمین بیچاره هم دیده و ...

این فقط یک‌هزارم از حرف‌ها و دردهای زنان زندانی قرچک ورامین است. به نظرتون اینجا حرفی برای گفتن هست که من بگم؟ اینجا فقط درد است و درد ... هر ثانیه‌اش از هزار بار مرگ بدتر است ....اینجا برای من یک جهنم است... 

سندی در بارۀ سرطان خون آیت الله خامنه ای

AFP

نوشتۀ فرید وهابی
بر اساس یکی از اسناد منتشرشده توسط سایت ویکی لیکس، یکی از نزدیکان هاشمی رفسنجانی خبر می دهد که آیت الله خامنه ای به سرطان خون مبتلاست و بیش از چند ماه به عمرش باقی نمانده است. این سند می افزاید که هاشمی رفسنجانی با اطلاع یافتن از این وضعیت، تصمیم گرفته که دیگر علیه خامنه ای فعالیت نکند و منتظر شود که بیماری، روند طبیعی خود را طی نماید.

روزنامۀ انگلیسی تلگراف می نویسد یکی از اسناد منتشرشده توسط سایت ویکی لیکس، پیامی است که در تابستان سال ۲۰۰۹ توسط کنسولگری آمریکا در استانبول مخابره شده است.
بر اساس این پیام تاجری که نام و ملیتش فاش نشده و ظاهراً با آیت الله هاشمی رفسنجانی روابطی دارد، خبر داده که آیت الله خامنه ای به نوع کمیابی از سرطان خون مبتلا شده است. این پیام می افزاید که به احتمال زیاد وی طی چند ماه آینده خواهد مرد.
این پیام در روزهایی مخابره شده که هاشمی رفسنجانی علناً مخالفت خود را با انتخاب مجدد محمود احمدی نژاد به عنوان رییس جمهور ابراز می کرد.
بر اساس سند منتشرشده، هاشمی رفسنجانی پس از این که از وضعیت بیماری خامنه ای مطلع می شود، از تلاش علیه وی در مجلس خبرگان دست برمی دارد تا روند طبیعی امور خود به خود طی شود.
این سند ادامه می دهد که پس از مرگ آیت الله خامنه ای، هاشمی رفسنجانی تلاش خواهد کرد تا با بسیج مجلس خبرگان، خود را به عنوان رهبر برگزیند، و اگر در این کار موفق شود، از احمدی نژاد خواهد خواست که استعفا بدهد تا انتخابات ریاست جمهوری دیگری برگزار شود.

وزارت نفت پس از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۸ در دولت موقت بازرگان پس از خروج حسن نزیه مدیر عامل شرکت ملی نفت ایران از ایران پدید آمد. این وزارتخانه مسئول تمام عملیات اولیه و فعالیت‌های صنعت نفت در زمینه اکتشاف، حفاری، تولید و فروش نفت حاصله و فراورده‌های نفتی بود. این شرکت علاوه بر تامین نیازهای اصلی انرژی، بیشتر از ۸۰٪ از درآمد ارزی خارجی را بوسیله صدور نفت خام و فراورده‌های نفتی پالایش یافته تامین می‌کند.

حاجیِ نفتی هم سر از کانادا درآورد!!!

یکی از مدیران ارشد وزارت نفت که چند روز قبل با همکاران خود به قصد سفر به خانه خدا و سرزمین وحی خداحافظی کرده و حلالیت طلبیده بود بر خلاف انتظار به کشور آلمان رفت و پس از آن سر از کانادا درآورد!
این مدیر ارشد نفتی که حکم خود را از مهندس زنگنه دریافت کرده بود چندین پروژه میلیاردی را طی ماههای اخیر در اختیار داشت که همواره مورد انتقاد کارشناسان بوده است.
هنوز مشخص نیست که آیا مهندس زنگنه هم از مقصد اصلی سفر این مدیر نفتی مطلع بوده است یا خیر؛ ولی خبرهای موثق ما حاکی است وی هیچ سفری به خانه خدا نداشته و مستقیماً به آلمان و از آنجا به کانادا رفته است.
از انگیزه این اقدام غیر متعارف خبری در دست نیست.

منبع : گردآوری از سه نشانه

اعدام شش زندانی اهل سنت زندان رجایی شهر/ تجمع خانواده زندانیان با همراهی نرگس محمدی و محمد نوری زاد

حامداحمدی٬ جمشید دهقانی٬ جهانگیر دهقانی، کمال ملایی، هادی حسینی و صدیق محمدی، شش زندانی که صبح روز سه‌شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۳، پس از ضرب و شتم، به سلول‌های انفرادی منتقل و در خطر اجرای حکم اعدام قرار گرفتند، دست به اعتصاب غذا زدند. شیما شاه نظری، همسر حامد احمدی، در طی گفتگویی ضمن تایید این خبر گفت که همسرش و پنج زندانی دیگر، پس از ضرب و شتم و انتقال به سلول انفرادی، در آستانه اجرای حکم قرار گرفته‌اند. شاه نظری که ساکن شهریار کرج است، در مسیر زندان رجایی شهر طی گفتگوی تلفنی توضیح داد که به خانواده شش زندانی خبر داده‌اند که برای آخرین ملاقات قبل از اجرای حکم، به زندان مراجعه کنند. شاه نظری، ضمن تاکید بر بی‌گناهی همسرش و پنج زندانی دیگر، تاکید کرد که آن‌ها بی‌گناه هستند و در خطاب به مردم و دست اندرکاران، خواستار هرگونه اقدام ممکن برای توقف حکم و آزادی آن‌ها شد. در همین رابطه محمد نوری زاد و نرگس محمدی طی مصاحبه هایی از مقابل زندان رجایی شهر خواهان توقف این حکم شدند

جنگ خامنه‌ای و رفسنجانی بر سر رهبر آینده جمهوری اسلامی

درحالی که بیش از بیست سال پیش هاشمی رفسنجانی در مجلس خبرگان، زمینه قدرت گرفتن آیت‌الله خامنه‌ای را فراهم کرد، اما اکنون نیروهای نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی نگران افزایش قدرت هاشمی رفسنجانی در این مجلس هستند.