۱۳۹۴ آبان ۵, سه‌شنبه

تصادف فرزند لاجوردی با همسر هاشمی



فرزند اسدالله لاجوردی در یک پست اینستاگرامی ادعا کرد همراهان راننده خودروی "بی.ام.و" ای که یکی از سرنشینان آن شباهت زیادی به "ع.ف" (عفت مرعشی) همسر "ا.ه.ر" (اکبر هاشمی رفسنجانی) داشته او را پس از تصادف، با هفت تیر به مرگ تهدید کرده و سپس او را مورد ضرب و شتم قرار داده اند.
بنا به نوشته سایت های رسمی، سید احسان لاجوردی، فرزند اسدالله لاجوردی، دادستان اوین در دهه ۶۰، در یک پست اینستاگرامی نوشته است: "امروز ساعت ۳۰:۱۵ داشتم از نیاوران وارد سه‌راه یاسر مى‌شدم. یک خودروی بى‌ام‌و با پلاک ایران ١١ ــ ٣٨٦م٥١ که قصد داشت صف ماشینهاى پشت چراغ قرمز را رد کند به‌سمت چپ جدول‌هاى وسط خیابان آمد و با ماشین من تصادف کرد.از ماشین پیاده شدم و جلویش را گرفتم تا فرار نکند و به پلیس زنگ زدم. راننده خودرو که دخترى نیمه‌چادرى بود هم تماسى گرفت و منتظر ایستاد.
بعد از دو سه دقیقه‌اى که آرام‌تر شدم قصد کردم بى‌خیال شوم و بروم که آن خانم به یکى از عابران گفت: "این آقا شیاد است و چون ماشین من مدل بالاست قصد اخاذى دارد" و... عصبانیت فروخفته بازگشت.
شمارش دقایق به ٣ و ٤ نرسیده بود که آقایى آمد و بى‌سیم و کلتش را به رخ کشید و صدالبته بدون بى‌احترامى خواست که کنار بروم و...
عرض کردم قصد داشتم بروم که ایشان توهین کردند.
به‌زبان صدالبته خوش کلتش را کشید، خشاب بر زمین افتاد و بعد از برداشتن خشاب آن را بر شقیقه گذاشت و با مهربانى کامل با پاهاى مبارک نوازشى بر شکم و ساق پا و...
بى‌ام‌و رفت و جناب محافظ که فکر کنم او را ج. صدا مى‌کردند مشت و لگدزنان به‌طرف یک خودروی پژو رفت، فریاد زد: «اگر به‌سمت این ماشین بیایى شلیک مى‌کنم». سرنشین عقبِ پژو خانمى بود چهره‌آشنا.
چهره‌اى داشت بسیار شبیه خانم ع.م. همسر ا.ه.ر.
البته فقط خیلى شبیه!
پلیس تماس گرفت. پاسخ دادم قضیه به‌خوبی و خوشى پایان یافت و جان من و زن و بچه‌ام مقدم است بر هرچیز.
اگر از احوال من بپرسید ملالى نیست جز اندکى درد استخوان و اندکى دلخورى. دلخورى از پاره شدن تى‌شرتى نو که تازه هدیه گرفته بودم".
وی در ادامه در کامنتی نوشت: "خانومم اومد کلید ماشین رو از من بگیره و ماشین رو جابه‌جا کنه، بدون هیچ صحبتى، حتى یک کلمه."
دختره شیشه رو کشیده پایین به خانومم می‌گه: "چرا شما این‌قدر وحشى هستین!".
 اگر چه فرزند لاجوردی در پست اینستاگرامی اش نوشته سرنشین خودروی مذکور "شبیه" ع.ف یا همان عفت مرعشی بوده، اما رسانه هایی همچون "جام جم" و "میزان" که اولی وابسته به صدا و سیما و دومی پایگاه اطلاع رسانی قوه قضاییه است، تیترهایی با این مضمون برای این خبر انتخاب کرده اند: "ضرب شتم پسر شهید لاجوردی توسط محافظ خانم «ع.م» » و...".
کشیده شدن پای هاشمی به ماجرای هفت تیر کشی بر روی فرزند اسدالله لاجوردی در حالی صورت گرفته که وی در سخنانی اعلام کرده در جریان مذاکرات اتمی، زمانی که علی لاریجانی به موفقیت نزدیک بوده، آیت الله خامنه ای ناگهان وی را از سمت دبیر شورای امنیت ملی برکنار و سعید جلیلی را به جای وی منصوب کرده است.
او همچنین گفته در زمان ریاست اش بر مجلس، علی خامنه ای در سفر به پاکستان تلاش کرده تا با "عبدالقدیرخان" پدر خان (سازنده بمب اتم پاکستان) دیدار کند اما موفق نشده است.
پدر احسان لاجوردی، اسد الله لاجوردی رئیس پیشین زندان اوین و دادستان انقلاب در دههٔ شصت است که از وی به عنوان یکی از بدنام ترین چهره های جمهوری اسلامی و عامل قتل عام زندانیان سیاسی در دهه ۶۰ یاد می شود.
او بعد ها و پس از آنکه از کار برکنار شد، در بازار تهران از سوی دو تن از اعضای سازمان مجاهدین خلق مورد حمله قرار گرفت و کشته شد.
خواهر اسدالله لاجوردی نیز سال گذشته در خیابانی در حوالی دماوند به قتل رسید.هرچند پلیس قتل او را "غیر سیاسی" توصیف کرد.

۱۳۹۴ آبان ۴, دوشنبه


علیرضا رجایی، روزنامه نگار محبوس در زندان اوین دقایقی پیش آزاد شد.
به گزارش خبرنگار کلمه، علیرضا رجایی، روزنامه نگار و فعال ملی مذهبی دربند با پایان دوران حبس، دقایقی پیش از بند ۳۵۰ زندان اوین آزاد شد.
علیرضا رجایی، عضو هیأت مدیره انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران و مدیر انتشارات “گام نو” است که در اردیبهشت ۱۳۹۰ بازداشت و به چهار سال حبس محکوم شد. رجایی پیشتر و در زمستان ۸۱ به سه سال زندان و پنج سال محرومیت از کلیه حقوق اجتماعی محکوم شده بود.
رجایی متولد ۲۸ مهر ١٣۴۱ و دانش آموحته علوم سیاسی در مقطع دکترا از دانشگاه تهران است و سابقه مدیریت گروه سیاسی هیئت تحریریه روزنامه‌های جامعه، توس و نشاط را در کارنامه خود دارد.
علیرضا رجایی منتخب مردم تهران در انتخابات مجلس ششم است؛ نفر بیست و هفتم در لیست راه یافته به مجلس که آرایی وی را ابطال کردند و غلامعلی حداد عادل را به جای او به عنوان نماینده به مجلس فرستادند.

یک‌سال پس از بازداشت «آتنا دائمی»، فعال حقوق کودکان، «معصومه نعمتی» در دل‌نوشته‌ای خطاب به فرزند خود یادآور شد: «آن‌ها نمی‌دانستند که تو پس از شکنجه‌ها، به تندیس زیبای آزادی و رهایی تبدیل شدی.»
آتنا دائمی فعال حقوق کودکان که ۲۹ مهرماه سال ۱۳۹۳ توسط سپاه پاسداران دستگیر شد، پس از ۹۰ روز بازداشت و بازجویی در بند الف زندان اوین، از سوی دادگاه انقلاب تهران به ۱۴ سال حبس محکوم شد.
خانم دائمی در طول این مدت دچار دو بینی، سرگیجه و سردرد شده و پس از ٨ ماه از بازداشت، به بیمارستان اعزام گردید، اما پزشکان نتوانستند بیماری‌ وی را تشخیص دهند. هم‌چنین ماموران زندان اوین بیش از ١٠ ماه است که با اعزام این فعال مدنی به دندان‌پزشکی مخالفت می‌کنند، به طوری‌که بنا بر گزارش یک منبع آگاه، دندان‌های وی دچار عفونت شده و باعث آسیب جدی به «لثه‌ها و فک» نیز گردیده است.
این منبع آگاه به سحام گفت: «آتنا تقریبا هر روز خون‌ریزی لثه دارد و با اعزام وی به دندان‌پزشکی مخالفت می‌کنند و می‌گویند: بهداری زندان اوین باید بیماری وی را درمان کند، اما بهداری زندان امکانات لازم برای جراحی را ندارد.»
«معصومه نعمتی» مادر این زندانی در دل‌نوشته خود خطاب به دخترش آورده است: یک‌سال بدون تو گذشت، یک‌سال تکه‌ای از قلبم جدا شده، یک‌سال قلبم درد دارد. یک‌سال است با تیک تاک قلبم می‌جنگم که مبادا بایستد تا زمانی که تکه قلبم برگردد به سینه و نمی‌دانم چند روز دیگر تاب می‌آورد. از آخرین روز با هم بودن‌مان ٣۶۵ روز گذشت. از نبودنت به اندازه ١٠ سال پیر شده‌ام، معنی دل‌خون شدن را تازه فهمیدم. ٢٩ مهرماه ۱۳۹۳، روزی که تو را به بهانه چند سوال به دروغ بردند و پس از ٩٠ روز بازجویی و انفرادی در بند ٢ الف به صداقت و هدف والای تو پی بردند، برای خاموش کردنت به ١۴ سال حبس محکومت کردند به خیال واهی شکست دادنت، آن‌ها نمی‌دانستند که تو بعد از این ضربه‌ها و شکنجه‌ها به تندیس زیبای آزادی و رهایی تبدیل شدی. قسم دروغ مامورین باعث شد آن روز یک دل سیر نبوسیدمت و در بغلم نگرفتمت و تا قبل از اولین ملاقات‌مان بارها جگرم از یادآوری‌اش سوخت که نکند دیگر صورت قشنگت را نبینم. هرگز روزهای سال ٩٣ را فراموش نمی‌کنم، هرگز صورت رنگ‌پریده و تن لرزانت را در روز بازداشت فراموش نمی‌کنم. هرگز سه‌شنبه‌های پاییز ٩٣ را فراموش نمی‌کنم که ساعت‌ها در کنار تلفن می‌نشستیم در انتظار یک تماس دو دقیقه‌ای و خدای نمی‌کرد که یک هفته همان تماس را هم از ما دریغ می‌کردند و آن زمان بود که تا صبح فردایش می‌مردم و و زنده می‌شدم تا به دادسرای اوین می‌رسیدم، تمام روزهای هفته از شنبه تا پنج‌شنبه در طول مدت سه ماه انفرادی، ساعت‌ها در دادسرا می‌نشستیم تا بازپرس «خورشیدی» جواب بدهد و بگوید هنوز تحقیقات تمام نشده است. هرگز ظلمی که در حق تو کردند را فراموش نمی‌کنم.
آتنای عزیزم، بهترینم، شیرین‌تر از جانم؛ در بند بودن یک ساله‌ات به اندازه چندین سال گذشت، اما فراموش‌شدنی نیست که آرمان تو به بزرگی تاریخ آزادی این سرزمین آریایی است. به امید آزادیت.»
آتنا دائمی پس از دریافت حکم ۱۴ سال حبس خود توسط ابوالقاسم صلواتی رئیس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، هنوز به مدت یک‌سال است که به صورت بلاتکلیف در بند الف زندان اوین متعلق به سازمان اطلاعات سپاه پاسداران نگهداری می‌شود.
دو روز مانده به کنفرانس رهبری نایاک در واشینگتن، و در جایی که دو نفر از مدیران آتیه‌بهار، یعنی بیژن خواجه‌پور خویی و پری نمازی حاضر خواهند بود تا در باره کار تیمی ایرانیان در تجارت و گذر از دوران تحریم سخن بگویند، خبربازداشت سیامک نمازی رسانه‌ای می‌شود. به گفته منابع مختلف، سیامک نمازی ۱۰ روز پیش بازداشت شد، ولی به خاطر خواست خانواده‌اش، این خبر یا  به رسانه‌ها منتقل نشد و یا رسانه‌ها از انتشارش خودداری کردند. در رسانه‌های بزرگ خارج از کشور از جمله بی‌بی‌سی، رادیو فردا و صدای آمریکا، کسانی پیشتر همکار و یا زیردست سیامک نمازی و بیژن خواجه‌پور بوده‌اند.
خواجه‌پور، همین چند هفته پیش در کنفرانس نفت و پول در لندن حاضر بود، درست مثل سید مهدی حسینی مسوول کمیته قرار دادهای وزارت نفت. خواجه‌پور در پنلی سخن گفت که به ظهور جمهوری اسلامی به عنوان یک قدرت منطقه‌ای در خاورمیانه هم می‌پرداخت.*
سیامک نمازی، فرزند آخرین استاندار خوزستان در دوران پهلوی، از مدیران شرکتی بود که در سال ۱۳۷۲ به سرمایه‌گذاران بزرگ خارجی برای ورود به بازار پیچیده‌ی جمهوری اسلامی مشورت می‌داد. شرکتی که گفته می‌شد نزدیکی‌اش به هاشمی‌ها می‌توانست خیال شرکت‌های نفتی غربی را برای «بیزنس» با جمهوری اسلامی راحت کند.
پدر سیامک در دوران سید محمد خاتمی، نفوذ بسیار زیادی یافت و مدیر سازمان غیردولتی همیاران غدا شد، که از سوی خیلی‌ها، یک «سازمان غیردولتی دولتی» محسوب می‌شد. سازمانی که با نایاک نیز مرتبط بود.
بر اساس گزارش دیلی‌بیست، سیامک نمازی که از ۱۳۷۳ تا ۱۳۷۵با وزارت مسکن و شهرسازی ایران همکاری کرده بود، به آتیه‌بهار پیوست، همینطور برادرش بابک که وکیل بود. فهرست مشتریان آتیه‌بهار بزرگ‌تر و بزرگ‌تر می‌شد. وقتی ارتباطات درست بود، بسیاری از شرکت‌های غیر آمریکایی از تجارت با ایران بسیار خوشحال هم می‌شدند. سیامک نمازی بعدها به روزنامه‌ی دیلی ستار لبنان گفت: «اگر شرکت‌های نفتی می‌خواهند در ایران فعال باشند، باید با یک شریک داخلی رابطه برقرار کند، و این همان‌جایی است که ما وارد می‌شویم تا شریک مناسبی را برای‌شان پیدا کنیم.» 
در ۱۳۷۸ تریتا پارسی و سیامک نمازی در کنفرانسی تحت حمایت «همیاران» به دنبال ایجاد پلی میان مردم آمریکا و ایران بودند. سایت دیلی‌بیست در گزارشی که در نیمه سپتامبر منتشر کرد، به تاریخچه ارتباط سیامک نمازی و تریتا پارسی و شکل‌گیری نایاک پرداخت:
در نوامبر ۱۹۹۹ (۱۳۷۸) و در زمان ریاست جمهوری خاتمی، سیامک نمازی و یک مهاجر ایرانی-سوئدی به نام تریتا پارسی در کنفرانسی در قبرس همراه شدند. نام کنفرانس برگزار شده از سوی موسسه غیر دولتی قبرسیمرکز جهانی گفتگو و موسسه غیر دولتی ایرانی همیاران به مدیریت محمد باقر نمازی، پدر سیامک، «گفتمان و تعامل بین مردم دو کشور ایران و آمریکا» بود. عنوان کار مشترک تریتا پارسی و سیامک نمازی،«آمریکایی‌ها-ایران: پلی میان دو ملت» بود که پیشنهاد انجام سه مرحله‌ای برای بازگشت رابطه میان ایران و آمریکا را داده بود:
- برگزاری «سمینارهای آموزشی لابی‌گری برای جوانان ایرانی-آمریکایی و ایجاد موقعیت‌های آموزشی در واشینگتن»
- افزایش «آگاهی میان ایرانی-آمریکایی‌ها و آمریکایی‌ها در باره اثرات تحریم، هم در آمریکا و هم در ایران»
- پایان دادن به «تابوی کار و تلاش برای ایجاد رویکرد جدید نسبت به ایران» - یا همان پایان دادن به دو دهه سیاست مهار جمهوری اسلامی از سوی ایالات متحده.
در این مقاله مشترک، پارسی و سیامک نمازی نوشتند: «وحشت معرفی شدن به عنوان کارگزار رژیم ایران، مانع مهمی بر سر ورود کامل و به این مبحث و ایجاد گفتمانی برای آینده‌ی رابطه میان ایران و آمریکا است.» به نظر این دو، راه دور زدن این مساله، فعال کردن جامعه ایرانی-آمریکایی و جذب آمریکایی‌هایی با ریشه غیر ایرانی برای کاستن از وضعیت دشمنانه میان دو کشور بود.
این مقاله[عملا] منتهی به  تشکیل نایاک در واشینگتن از سوی پارسی شد، نهادی که خود ریاستش را بر عهده دارد. در محدوده‌ی زمانی تاسیس نایاک، تریتا پارسی از منابع مختلفی راهنمایی گرفت، از جمله از محمد باقر نمازی. مستندات این ماجرا طی دعوای حقوقی میان نایاک و پارسی علیه یکی از منتقدان نایاک به دست آمد.
اما نقش اخیر سیامک نمازی در شرکت نفت و گاز کرسنت امارات به عنوان مدیر استراتژی، می‌توانست حساسیت کسانی که پیگیر ارتباط خانواده هاشمی رفسنجانی با قرارداد کرسنت بودند را برانگیزد، به‌ویژه منتقدان دولت روحانی و وزیر نفت او که در دولت خاتمی، زیر بار این قرارداد رفته بود.
یک شاهد عمده پرونده کرسنت، عباس یزدانپناه یزدی بود که در تیرماه ۱۳۹۲، ناپدید شد. برخی معتقدند که اگر یزدانپناه به دست مقام‌های قضایی و امنیتی ایران می‌افتاد، پرونده مهدی هاشمی بسیار سنگین‌تر از آنی می‌شد که به دست قاضی مقیسه رسید.
سیامک نمازی، یک ایرانی-آمریکایی دیگر
بازداشت سیامک نمازی که از سوی خیلی‌ها به عنوان یک واسطه بزرگ نفتی شناخته می‌شود، درست پس از اعلام شرط آیت الله خامنه‌ای در باره پذیرش برجام رسانه‌ای شده است. شاید خانواده سیامک بعد از گفته‌های آیت‌الله، احساس نگرانی کرده‌اند و این بار با انتشار خبر موافقت کرده باشند.
ایرانی-آمریکایی دیگری که نام او هر روز در رسانه‌ها منتشر می‌شود، جیسون رضائیان، خبرنگار واشینگتن پست در تهران است که بیش از یک سال در اختیار سازمان اطلاعات سپاه در بند ۲-الف بوده است. رضائیان و سیامک نمازی، نقاط مشترک زیادی دارند، از جمله دوستان مشترکی چون رضا مرعشی که با رضائیان مقاله مشترکی نیز نوشته بود. 
با آنکه هنوز مجاری رسمی  از جمله رسانه‌های جمهوری اسلامی خبر دستگیری سیامک نمازی را تایید نکرده‌اند، اما اگر این خبر واقعیت داشته باشد، می‌توان آن‌را در راستای درگیری سپاه از طریق سازمان اطلاعاتی خود با تیم حسن روحانی ارزیابی کرد. چندی پیش مسوولان سازمان اطلاعات سپاه در جلسه‌ای پرونده جیسون رضائیان را در کمیسیون امنیت ملی مجلس گشودند و بخش‌هایی از این جلسه از طریق برخی نمایندگان به رسانه‌ها راه یافت. در این جلسه گفته شد: «فردی از افراد وزارت امور خارجه که ابتدای نامش «ش» است ارتباط نزدیکی با جیسون رضاییان داشته و تمام اخبار تیم مذاکره‌کننده را در اختیار وی قرار می‌داد؛ جیسون به طور کلی در تیم رسانه‌ای آقای ظریف فعال بوده و یک فردی به نام آقای «س» در نهاد ریاست جمهوری نیز ارتباط ویژه‌ای با آنها داشته است که اطلاعات وسیعی در این‌باره به این جاسوس منتقل می‌کرد.» آقای «س»، سماوی، خواهرزاده روحانی است. بخشی از پرونده‌سازی اخیر در جهت فشار بر دفتر ریاست جمهوری ارزیابی شده است. 
با توجه به رابطه متقابل مدیران آتیه بهار با شرکت‌های تجاری خارجی و مدیران ارشد جمهوری اسلامی، و سابقه ارتباط یکی از مدیران آن با مرکز تحقیقات استراتژیک در زمان ریاست حسن روحانی، که از نظر سازمان اطلاعات سپاه پنهان نمانده، دستگیری سیامک نمازی می‌تواند در چارچوب تسویه حساب با روحانی باشد.
باید منتظر اعلام رسمی این خبر شد و تحلیل‌های تخیلی خبرگزاری فارس و دیگر رسانه‌های نزدیک به سپاه را خواند و حدس زد هدف دقیقا چه بوده است.
پس از سخنان اخیر حجت الاسلام ناصر نقویان درباره دست دادن امام حسین (ع) با عمر سعد، وی سند تاریخی این گفته خود را ارائه کرد.
انتشار این بخش از سخنرانی وی در منزل صادق خرازی در شب عاشورا، با طرح سوالی از سوی کاربران خبرآنلاین روبرو شد، مبنی بر اینکه دست دادن امام حسین(ع) با عمر سعد در کدام یک از منابع تاریخ اسلام آمده است؟
حجت الاسلام نقویان در پاسخ به خبرآنلاین گفت: در کتاب «ارشاد» شیخ مفید یکی از کتب معتبر روایی تاریخی نقل شده است که امام حسین(ع) با عمر سعد سه ملاقات داشته است. یکی به درخواست عمر سعد و دو دیدار به درخواست امام حسین(ع). ایشان که اسطوره ادب و احترام و کرامت است، قطعا وقتی با کسی ملاقات می کند، عقب عقب نمی رود و به او پشت نمی کند، بلکه مثل آقا با فردی که دیدار کرده دست می دهد.
وی با تاکید بر اینکه صرف دست دادن، دلیلی برای چیزی نیست، از دیدار پیامبر اکرم(ص) با ابوجهل یاد کرد و افزود: بنا بر آنچه در کتاب «امالی» شیخ صدوق آمده پیامبر هم در آن دیدار با ابوجهل دست داده است.
این روحانی با اعتقاد بر اینکه طرح مسائل حاشیه ای درباره دست دادن ظریف و اوباما، برای دور کردن اذهان مردم از اصل قصه است، ادامه داد: من قصد نداشتم به این موضوع ورود کنم اما مجبور شدم این را بگویم وگرنه از نظر من پرداختن به حواشی، به منزله تلف کردن وقت مردم است. میلیاردها تومان در این کشور اختلاس شده و رشوه پرداخت شده، بیکاری، اعتیاد دختران، تاخیر در ازدواج جوانا، زیر پا گذاشتن حق مردم و …. اتفاقات شومی در کشور است که حتی شایسته حکومت انسانی نیست، چه رسد به حکومت مسلمانی.
نقویان ادامه داد: اگر مسئولیتی به نمایندگان کشور و دیپلمات هایمان داده ایم، باید به آنها اعتماد کنیم. کما اینکه رهبری انقلاب هم از آنها با عناوینی چون «کار بلد»، «انقلابی» و «متدین» نام بردند. پس نباید این چیزها را پیراهن عثمان کرده و در رسانه ملی پخش کنیم و به آن دامن بزنیم. این کارها مرا به یاد رفتار ساواک می اندازد که در مجالس وعظ و سخنرانی شرکت کرده و از گوشه و کنار مدام صلوات می فرستادند تا مردم صدای سخنران و حرف حق او را نشنوند!
وی در پایان از رسانه ها خواست تا به حواشی از این دست نپردازند و به دنبال روشنگری افکار عمومی باشند.

۱۳۹۴ مهر ۲۹, چهارشنبه

پنجشنبه هفته آینده قرار است سومین سالروز درگذشت ستار بهشتی را در خانه اش گرامی بدارند. سه سال قبل، جوان کارگری که ماموران انتظامی قرار بود فقط چند سوال از او بپرسند و به خانه بازگردد، در بازداشتگاه پلیس زیر شکنجه کشته شد. سه سال قبل از آن هم در بازداشتگاه مخوف کهریزک، نیروهای انتظامی مسبب چهار قتل دیگر شدند. اما آیا می توان به اینکه چنین حوادثی در پلیس جمهوری اسلامی دیگر تکرار نمی شود، امید داشت؟

– ستار بهشتی را پلیس فتا دستگیر کرد تا از او بازجویی کند. کمتر از یک هفته بعد، با عموی او تماس گرفته و گفتند قبر بخرید و فردا جنازه را از کهریزک تحویل بگیرید.

بازجویان پلیس قرار بود فقط چند سؤال از او درباره وبلاگ و صفحه فیس بوکش بپرسند. اما ضرب و شتم ماموران چنان بود که ستار را به دست مرگ سپردند. این چنین بود که نام ستار بهشتی ماندگار شد؛ فردی که کسی نمی تواند انکار کند که بر اثر ضرب و شتم ماموران پلیس کشته نشده است. اما ستار نه اولین نفر از این دست بود و نه آخرین.

– هنوز زمان زیادی از کشته شدن ستار بهشتی نگذشته بود که خبری از اداره آگاهی شیراز رسید مبنی بر اینکه برخورد ماموران با یک متهم در بازداشتگاه، منجر به قطع عضو شده است. دستان این متهم به سرقت را به صورت قپانی دستبند زده و از سقف از آویزان کرده بودند، سهل انگاری در پایین آوردن زندانی در زمان معین، پزشکان را مجبور به قطع دستان او کرد.

– خبرنگارانی که پرونده شهلا جاهد متهم به قتل همسر ناصر محمدخانی را دنبال می کردند به یاد دارند که در همان ماه اول دستگیری شهلا جاهد، وقتی اتفاقی در یکی از راهروهای اداره آگاهی او را دیدند، ناخن های او کشیده شده بود. او دستانش را به خبرنگاران نشان داده و فریاد زده بود: ناخن هایم را کشیدند تا اعتراف کنم که قاتلم.

شهلا جاهد آن زمان زیر فشار بازجویی اعتراف به قتل نکرد، تا سه سال بعد که با ترفند دیگری لب به اعتراف گشود.

اصل سی و هفتم قانون اساسی می گوید: «اصل برائت است و هیچکس از نظر قانون مجرم شناخته نمی‌شود مگر اینکه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد».

اما آنان که گرفتار سیستم قضایی و پلیسی ایران شده‌اند، می‌دانند که در ایران، از نگاه برخی از ماموران و مسئولان، همه مجرم هستند مگر آنکه خلافش ثابت شود. برخورد قضایی و پلیسی چنین است که متهم باید ثابت کند، مجرم نیست.

گاهی هم می شود که متهمی زیر بار آنچه بازجو یا مامور آگاهی می خواهد، نمی رود و اعتراف نمی کند، و نتیجه آن می شود که به قول روسای پلیس با بازجویی فنی! مواجه می شود.

اما نکته مهم این است که مسئولان و فرماندهان پلیس با وجود اینهمه افتضاحات و تجربه های تاسف بار، نه تنها هیچ قدم موثری برای اصلاح نوع برخورد با متهمان برنداشته اند، بلکه وقوع چنین برخوردهایی را از اساس رد می کنند.

سایت الف اواخر هفته گذشته گفت و گویی را منتشر کرد که حرف و حدیث های فراوانی در خود نهفته داشت. اظهارات سردار مقیمی رئیس پلیس آگاهی که در برنامه پایش تلویزیون حضور یافته، وجود خشونت فیزیکی را رد می‌کند و از آنچه بازجویی فنی! نامیده می شود، به شدت تجلیل می کند.

سردار آنجایی که با سوالی درباره بازجویی فنی مواجه می شود می گوید: ” بازجویی یک فن است. در گذشته اتفاقات نابهنجاری بود که الان دیگر نداریم. آنچه در گذشته خیلی قدیم پلیس وجود داشت الان دیگر وجود ندارد. بحث‌های کلامی یا بی حوصله شدن کارکنان و افزایش جرائم ممکن است باعث بی حوصلگی شود و برخورد مناسبی با مراجعه کننده نداشته باشند که بازرسی ما مستمر رصد می‌کند. تیم‌های نامحسوس و کنترل دقیق داریم. کارکنان ما با لباس مبدل و متهم و مضمون پرونده دارند. در آگاهی‌ها می‌روند و رصد می‌کنند.”

سردار مقیمی از اداره آگاهی و پلیسی سخن می گوید که احتمالا مردم چندان با آن برخورد نداشته اند. آنچه در اداره های پلیس و کلانتری ها و … روی می دهد، فاصله ای بس طولانی و بعید با سخن سردار دارد.

از این نظر سخنان سردار بعید به نظر می رسد که برخی از ماموران پلیس مقیم در اداره های آگاهی نه فقط با متهم که حتی با شاکی نیز چنان برخورد تحقیرآمیز و خشونت باری دارند که جای شاکی و متهم انگارعوض شده است.

این برخوردها، آنگونه که سردار تصور کرده، ربطی به بی حوصلگی و بحث کلامی ماموران با متهم ندارد. که البته این هم خود تنها توجیهی است که ماموران بی حوصله می شوند. مگر می شود درجه دار پلیسی که در دانشکده افسری و پلیس تحصیل کرده و فارغ التحصیل این رشته است، با سر و کله زدن با متهم بی حوصله شود و از کوره به در رود و بازجویی اش فنی شود؟

با چنین رویکردی، طبیعی است که نتیجه این شود که کیف قاپ هایی که دستگیر می شوند بر اثر بازجویی فنی، به سرقت مسلحانه هم اعتراف می کنند یا سارق اتومبیلی که برای سرقت لوازم خودرو در بازداشت است به قاچاق و نگهداری مواد مخدر هم اعتراف کرده و متهم می شود یا آنکه متجاوز به عنفی را می گیرند و به قتل سه سال پیش در منطقه ای دیگر هم اعتراف می کند!

از آن طرف کافی است با سپری کردن زمانی حتی کوتاه تر از یک روز در دادگاههای کیفری می توان با انبوهی از حاشا کردن های متهمان در دادگاه نسبت به اعترافات اولیه مواجه شد. اعتراف هایی که به قول متهمان بر اثر فشار و ضرب و شتم مجبوربه اقرار آنها بودند.

نتیجه آن می شود که اعتراف های گرفته شده در چنین شرایطی شرعا و قانونا از اعتبار ساقط باشد، حتی اگر قاضی بر مبنای آن حکم دهد.

اینها همه به معنی بی گناهی متهمان نیست، به این معنی است که روسای پلیس و نیروی انتظامی برخلاف گفته سردار مقیمی، از آنچه در ادارات تحت امر خود می گذرد آگاهی کافی ندارند و تنها به گزارش هایی که لابد همان ماموران در لباس مبدل! گزارش می کنند، بسنده کرده اند.

آیا جنایت کهریزک و تجربه تلخ ستار بهشتی و چندین مورد مشابه که سران پلیس از آن باخبرند اما انعکاس چندانی در رسانه ها نداشته، نباید سرداران پلیس را به این نتیجه برساند که قدری در برخوردهای غیر اصولی و بعضا غیر انسانی خود تجدیدنظر کنند؟

۱۳۹۴ مهر ۲۷, دوشنبه

شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی که ریاست آن با احمد جنتی است در بخشنامه ای به نمایندگی های این شورا در سراسر کشور آتش زدن پرچم آمریکا در مراسم ۱۳ آبان امسال را ممنوع اعلام کرد.
در نامه شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی،رسمی بودن آمریکا دلیل این تصمیم اعلام وتنها به آتش کشیدن پرچم آمریکا مجاز اعلام شده است.
 به گزارش کلمه این موضوع را حجت‌الاسلام قاسم‌علی مجیدی، رئیس اداره تبلیغات اسلامی کاشمر، در جلسه هماهنگی راهپیمایی ۱۳ آبان اعلام کرد و خبرگزاری ایسنا منطقه خراسان هم به انعکاس آن پرداخت. اما این خبر تنها یک ساعت بر روی خروجی این خبرگزاری دوام آورد و سپس بدون هیچ توضیحی حذف شد.
شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی، نهادی غیردولتی اما وابسته به حکومت و دارای بودجه رسمی است که برگزاری مراسم های آیینی مربوط به نظام و انقلاب بر عهده آن گذاشته شده است.
ریاست این شورا در تمام ۳۵ سال گذشته با احمد جنتی بوده که علاوه بر شورای نگهبان، تریبون نمازجمعه، ستاد امر به معروف و … از طریق این شورا نیز بخشی از اهداف سیاسی خود را پیگیری می کرده است.
با توجه به مواضع افراطی جنتی، ممنوع شدن آتش زدن پرچم آمریکا را می توان نوعی عقب نشینی ناگفته از مواضع افراطی پیشین دانست؛ چیزی از جنس موضع غیرمسئولانه ای که دو روز قبل جنتی در نمازجمعه در قبال موضوع برجام و تصویب آن اتخاذ کرد.
او دو روز قبل هم در نماز جمعه، بدون اشاره به تایید مصوبه مجلس درباره برجام در شورای نگهبان، ادعا کرد که برجام را مجلس تصویب نکرده و تنها شورای عالی امنیت ملی تصویب کرده که رهبری هم آن را تایید نکرده است! وی در عن حال خواستار آن شد که در مجامع عمومی دیگر در این باره بحثی نشود.
دستگیری ادمین‌های سایت موسیقی رادیو جوان در تهران
خبرگزاری هرانا ـ عصر دیروز دو تن از ادمین‌های اصلی سایت “رادیو جوان” در تهران بازداشت شدند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از روز، این سایت که در زمینه‌ی پخش و انتشار موسیقی فعالیت دارد و بسیاری از آوازخوانان مشهور ایرانی رونمایی از آثار جدیدشان را از طریق این سایت انجام می‌دهند، مدتی بود که از طرف خواننده‌گان مجاز داخل کشور تهدید به شکایت می‌شد.

رییس پلیس امنیت فضای مجازی، ضمن تایید دستگیری ادمین‌های سایت “رادیو جوان” در ایران، از انتشار جزییات بیشتر این عملیات در روزهای آینده خبر داد.

گفتنی است در حال حاضر و طی جلسات سه روز گذشته، بسیاری از خواننده‌های پاپ به دلیل همکاری با این سایت ممنوع‌الکار شده‌اند و برگزاری کنسرت‌ها و انتشار آلبوم‌های رسمی این چهره‌های داخلی، منوط به برداشتن و حذف آثارشان از سایت “رادیو جوان” اعلام شده.

بنیامین آوازخوانی که اخیرا در مصاحبه‌ای خود را پامنبری حاج منصور ارضی معرفی کرده، یکی از معروف‌ترین اهالی موسیقی است که به تازه‌گی سایت رادیو جوان را تهدید به حذف و برخورد امنیتی و انتظامی کرده بود.

۱۳۹۴ مهر ۲۲, چهارشنبه

بتن ریزی داعش وطنی و یک خاطره ازسال ٨٨


فخرالسادات محتشمی پور
همیشه فکر میکنم خیلی کم کاری کردم و خیلی بد کردم که همه خاطرات آن روزهای سیاه و تلخ رو ننوشتم و ثبت و ضبط نکردم. با این فراموشی که خاصیت بشر است خیلی چیزها یادم رفته ولی خوشبختانه خیلی چیزها هم در یادم حک شده و فراموش نمی شود از جمله مهربانی های بی حد و حصر مردم و همراهی ها و هم دلی هایشان که مرهم دردها و تسلای دل رنجور ما بوده در طول این شش سال و نیم که از کودتای نظامیان می گذرد…
همان روزهای اول بازداشت وحشیانه و شبانه همسرجان بود. بی خبری و اضطراب و کابوس ها و بی نتیجه ماندن همه پی گیری ها به کلی مستأصلمان کرده بود و اگر نبود توکل به خالق هستی و اگر نبود لطف و یاری مردمان عزیزو مهربان معلوم نبود دوام می آوردیم تا امروز. هر روزمان در دادستانی و دادسرا و زندان و این سو و آن سو می گذشت و هر شب در مجازستان به دنبال نقطه امیدی می گشتیم اما همه آن چه بود سیاهی بود و تلخی و اخبار نگران کننده. پیام هایی که در فیس بوک می گذاشتند یا ایمیل می کردند که صدای ناله تاجزاده تحت شکنجه در شب های اوین موجب آزار زندانیان شده و یا این که او را در بیمارستان دیده اند که بدحال بستری است. من هرگز نتوانستم همسرجان را زیردست بازجوها تصور کنم همیشه او را با همان اقتدار همیشگی که نشان از بندگی محض نزد خدایش و بی نیازی محض از بندگان خدا حتی آنان که داعیه خدایی دارند در ذهن متصور می شدم اما بی خبری درد بی درمانی است. شبی دوستی تماس گرفت و گفت در زندان آشنا دارد و می تواند داروهای همسرجان را به او برساند و من مهم ترین چیزی که به ذهنم رسید داروی نقرس بود چرا که دائم تصور حمله هایی که در سلول انفرادی منجر به درد شدید و غیرقابل تحمل پا که در تمام جان همسرجان می پیچد و او را مستأصل می کند و خنده بر لب بازجوها و دشمنان دیرین همسرجان می آورد، آتش به جانم می زد. باید این داروها را تهیه کرده و به همسرجان می رساندم…
خدایش بیامرزد فریده ماشینی همیشه در کنار من و الهه مهربانی مان بود. هر روز و هرشب به خانواده های زندانیان سیاسی سر می زدیم و تعداد آنقدر زیاد بود که وقت کم بیاوریم و نیمه شب به خانه برسیم اما در کنار دیگران بودن موجب می شد که دردهایمان هم تقسیم شود مانند اوقاتمان و بیش از همه جلسات قرآن هفتگی به ما آرامش می داد و عادت من به نوشتن و به اشتراک گذاشتن حس و حال واقعی ام که بی ملاحظه و بی هراس هرچه در دل داشتم می نگاشتم خود موجب تسکین آلام درون بود…
شبی به اتفاق دوستان به خانواده دکتر خدایاری و دکتر شیرکوند سری زدیم. همسرانشان به شدت نگران بودند و متعجب که این چه قصه ای است که هر کس بیشتر سابقه خدمتگزاری و ایثارگری دارد زودتر به بند ستم کشیده شده است؟! آتش درون را پنهان نموده آن چه در توان داشتیم برای ایجاد آرامش دل عزیزان به کار بستیم. از قضا من با همسر دکتر شیرکوند که پزشک هستند سخن از درد نقرس همسرجان گفتم و این که داروی مؤثری که استفاده می شده فراموش کرده ام. او هم چند دارو را نام برد و بلافاصله به داروخانه ای که یادم نیست در فاطمی بود یا مطهری یا یوسف آباد مراجعه کردم و با استیصال گفتم دارویی می خواهم که ایرانی نیست و تأثیر فوری دارد و هرچه نام می بردند می گفتم نه این نیست. دکتر با تعجب به من نگاه کرد و گفت مگر خودتان مصرف نمی کنید؟ گفتم نه برای همسرم می خواهم. گفت خوب از خودشان سوال کنید. گفتم ولی به او دسترسی ندارم چون در زندان است و بلافاصله در مقابل نگاه پرسشگر او و همکارانش گفتم همسرم سید مصطفی تاجزاده زندانی سپاه است به دلیل دفاع از حق مردم. ناگهان همه ریختند دور من و هر یک با محبت سعی می کرد نام داروی مورد نظر رو به یاد من بیاورد. شب قشنگی بود شب هم دلی و مهربانی مردمی که همه این سال ها عده ای سعی کردند به من بقبولانند که لیاقت ایثار و فداکاری را ندارند و همسرجان به عبث برای آنان هزینه می دهد! اما من هرگز به این باور غلط نرسیدم و هماره گفته همسرجان را که «ما همه عمر مدیون مردم هستیم» را به آنان یادآور شدم.
بعدها فهمیدم که هیچ دارویی به دست همسرجان نرسیده و او شب هایی در آن سلول انفرادی دو الف سپاه درد کشیده و دم برنیاورده است.چه بسا همان شب هایی که من در به در دنبال دارو برایش می گشتم و دنبال واسطه ای که آن را به زندان برساند. باری آن شب ها و روزهای بی خبری گذشت و حضرات دادگاه های نمایشی برقرار و حکم های فرمایشی صادر نمودند و البته از آن هیچ طرفی نبستند. وقتی همسرجان در ملاقات این هفته از دهانش پرید و سخن از درد نقرس و تزریق بتامتازون گفت من یاد آن شب های سخت پرکابوس افتادم. خدا می داند چه کسانی چه دردها در آن روزها و شب ها تحمل کردند یا تحمل نکردند و تاب نیاوردند و رفتند…
حالا که سخن از بتن ریزی های داعشی های وطنی و سیمان کاری هایشان شده و هر روز بیش از دیروز خودشان را به مردم نشان می دهند، بیشتر قدر مردم فهیم و کاردانمان را می دانیم که به موقع وارد میدان شدند و اجازه ندادند کودتاچیان نقشه های شومشان را در مورد زندانیان سیاسی که جرمشان داشتن نگاهی متفاوت از خوارج مسلکان افراطی بود، اجرا کنند.
هرچند هنوز امانت هایی نزد آنان داریم که در حبس و انفرادی و حصرند اما همه می دانند که ایجاد کوچکترین مخاطره ای برای آنان چه هزینه گزافی برای اقتدارگرایان و به ویژه دستگاه های امنیتی و قضائی و برای نظام و رهبری دارد و امیدواریم هرچه زودتر عقلانیت بر تصمیم گیران حاکم شود و به رهایی عزیزانمان بیانجامد.
نکته آخر این که هرچند دوران بی خبری ما از عزیز دربندمان در دو الف سپاه بیش از ۴۰ روز به طول انجامید و اینک هر ۷ روز یک بار از احوال او با خبر می شویم اما از این هفته تا هفته بعد بی خبر ماندن از یار دربند تنهایی به اندازه همه آن روزهای خوف انگیز نگران کننده است در حالی که در اعتراض به عدم اجرای قانون و نگه داری اش در انفرادی در تمام مدت اجرای حکم روزه داری اش ۵۹ ماهه شده است.
کاش می دانستیم چرا تماس تلفنی روزانه که کوچک ترین و بدیهی ترین حق زندانی و خانواده اوست هم چنان از همسرجان و همه زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ دریغ داشته می شود؟!



                                                                  مستند عدالت انقلابی

مستند عدالت انقلابی

محکومیت دو شاعر و یک مستندساز به مجموع ۲۶ سال حبس و ۴۲۱ ضربه شلاق به جرائمی چون روبوسی با نامحرم و توهین به مقدسات

بیانیه‌ی کانون نویسندگان ایران درباره‌ی محکومیت سه هنرمند جوان: بر اساس آنچه خبرگزاری‌ها منتشر کرده‌اند، شعبه‌ی 28 «دادگاه انقلاب اسلامی» فاطمه اختصاری، مهدی موسوی و کیوان کریمی را به ترتیب به 11 سال و نیم زندان و 99 ضربه شلاق، 9 سال زندان و 99 ضربه شلاق و 6 سال زندان و 223 ضربه شلاق محکوم کرده است. مهدی موسوی در صفحه‌ی خود در اینستاگرام به این حکم اعتراض کرده و آن را «لکه‌ی ننگی بر شعور انسانی و آزادی بیان دانسته است. به نظر کانون نویسندگان ایران نیز مسئله به آزادی بیان مربوط می‌شود. کانون در این باره که هنرمندان جوان در هنر خود چه چیزی را بیان کرده‌اند که «دادگاه» آن را مصداق «توهین به مقدسات» و «تبلیغ علیه نظام» دانسته است نفیاً یا اثباتاً سخنی نمی‌گوید. کانون از آزادی بیان این هنرمندان دفاع می‌کند، که طبق منشورش همگان بی‌هیچ حصر و استثنا باید از آن برخودار باشند. افزون بر این، حاکمیت و به طریق اولی قوه‌ی قضاییه نباید در روابط خصوصی افراد دخالت کند، و روشن است که عناوینی چون «روبوسی و دست‌دادن با نامحرم» دست‌آویزهایی است برای سرکوب دگراندیشان. همین جا لازم است اشاره کنیم که عمل شرم‌آور گرفتنِ «تست بکارت» از زندانی سیاسی، آتنا فرقدانی، نیز از این مقوله است. اگر این درست است که اکنون سال هاست، گیریم به صورت دوفاکتو، دیگر زنان و مردانِ همراه با هم را در خیابان‌ها و اماکن عمومی به بازجویی کشیده نمی شوند که چه نسبتی با هم دارند، در روابط خصوصیِ این هنرمندان جوان نیز تحت هیچ عنوانی نباید دخالت کرد، چه رسد به این که آن را مجرمانه تلقی کنیم. کانون نویسندگان ایران فاطمه اختصاری، مهدی موسوی و کیوان کریمی و نیز آتنا فرقدانی را به هیچ عنوان مستحق احکام بس سنگین و ناعادلانه ای که برای آنان صادرشده نمی‌داند و خواهان الغای بی‌قیدوشرط این احکام است.

نرگس محمدی به دلیل تشنج به بیمارستان منتقل شد

نرگس محمدی روز یکشنبه، نوزدهم مهر ماه ۱۳۹۴ به بیمارستان منتقل شد و در حال حاضر تحت کنترل نیروهای امنیتی در بیمارستان بستری است.

نرگس محمدی، نائب رییس کانون مدافعان حقوق بشر در پی تشنج در زندان، در بیمارستان «امام خمینی» تهران، بستری شد. به گزارش سایتکانون مدافعان حقوق بشر، نرگس محمدی روز یکشنبه، نوزدهم مهر ماه ۱۳۹۴ به بیمارستان منتقل شد و در حال حاضر تحت کنترل نیروهای امنیتی در بیمارستان بستری است.
تقی رحمانی، همسر نرگس محمدی به کانون مدافعان حقوق بشر گفته است: «شرایط نگهداری خانم محمدی در بیمارستان باید معقول باشد تا تحت فشار عصبی قرار نگیرد، بنابراین ایجاد شرایط نامناسب مانند بستن به تخت، روند درمان او را عقب می‌اندازد.»
بنا بر گزارش کانون مدافعان حقوق بشر، این زندانی سیاسی، ۱۴ مهرماه در پی برخورد نامناسب یکی از ماموران زندان با او هنگام انتقال برای تزریق آمپول هپارین، دچار فشار عصبی و افزایش فشار خون شده و پس از آن به بهداری زندان اوین منتقل شده و روز گذشته پس از تشنج شدید به بیمارستان «امام خمینی» تهران منتقل شده است.
نرگس محمدی به بیماری‌های آمبولی ریه و فلج عضلانی مبتلا است و پزشکان متخصص معتقدند «این بیماری‌ها در فضای زندان و محیط‌های تنش‌زا تشدید شده و در پی بی توجهی ‌می‌تواند جان بیمار را به خطر بیاندازد.»
گفته می‌شود یازدهم مهر ماه، پزشک متخصص مغز و اعصاب نرگس محمدی که پس از پنج ماه موفق به معاینه‌ی او شده دستور برای بستری شدن خانم محمدی در بیمارستان را داده بود که درخواست وی اجرا نشد.
این فعال حقوق بشر در ۲۰ آبان ۱۳۹۳، طی نامه‌ی سرگشاده‌ای به حسن روحانی، ضمن یادآوری وعده‌های روحانی به ملت از او خواسته بود تا با اقتدار و پیگیرانه به دنبال تحقق قانون و وعده‌های انتخاباتی خود باشد. 
نرگس محمدی از سال ۱۳۸۹ و پس از نگهداری در سلول‌های انفرادی بند ۲۰۹ دچار حمله‌های عصبی شد. بیماری این فعال حقوق زنان در پی بازداشت مجدد در سال ۱۳۹۱ در زندان زنجان تشدید شد و او را روانه‌ی بیمارستان کرد. نظر پزشکان و همچنین پزشک قانونی، این بود که فضای زندان، امکان فلج شدن این زندانی سیاسی را افزایش می‌دهد و به همین دلیل مقام‌های مسئول با آزادی او برای درمان موافقت کرده بودند. با این حال در ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ بدون دریافت احضاریه،‌ توسط نیروهای امنیتی- قضایی در منزل شخصی‌اش بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.

۱۳۹۴ مهر ۱۸, شنبه

نحوه کشته شدن و سوابق سردار همدانی در سرکوب

یک روز پس از کشته شدن حسین همدانی، فرمانده بلندپایه سپاه پاسداران در سوریه، رسانه‌های حکومتی ، مصاحبه‌ای کمتر دیده‌شده از او را بازنشر داده‌اند که در آن می‌گوید در جریان اعتراضات خیابانی سال ۱۳۸۸، در مقام فرمانده سپاه تهران، ۵ هزار نفر از "اراذل و اوباش" را شناسایی کرده و در قالب سه گردان، برای مقابله با معترضان به کار گرفته است.
علی شمعخانی ،دبیر شورای امنیت ملی ، هم در مصاحبه دیگری نحوه کشته شدن سردار همدانی در سوریه را تشریح کرد.

 بسیج اوباش علیه مردم

حسین همدانی در بخشی از مصاحبه‌ی خود با وبسایت محلی "جوان همدان" در خردادماه ۱۳۹۴ گفته بود: «با کار اطلاعاتی، اقدامی انجام دادیم که در تهران صدا کرد. ۵ هزار نفر از کسانی را که در آشوب‌ها حضور داشتند ولی عضو احزاب و جریانات سیاسی نبودند، بلکه از اشرار و اراذل بودند، شناسایی کردیم و در منزل‌شان کنترل‌شان می‌کردیم. روزی که فراخوان می‌زدند این‌ها کنترل می‌شدند و اجازه نداشتند از خانه بیرون بیایند. بعد این‌ها را عضو گردان کردم. بعداً این سه گردان نشان دادند که اگر بخواهیم مجاهد تربیت کنیم باید چنین افرادی که با تیغ و قمه سر و کار دارند، پای کار بیاوریم. یکی از این‌ها فردی بود به نام ستاری. این ستاری وقتی به جمعیت زد جانباز ۷۰ درصد شد و سال گذشته هم به شهادت رسید.»
سردار همدانی چگونگی سرکوب خونین اعتراضات روز عاشورا  دی‌ماه ۸۸ را نیز شرح داد: «وقتی که جلسه شورای تأمین استان تهران در شب عاشورا برگزار شد همه‌ی برآورد‌ها این بود که فردا تهران آرام خواهد بود. برآورد من اما این بود که روز عاشورا اتفاقاتی در پیش خواهد بود. به همین خاطر، دو بار دیگر درخواست جلسه فوق‌العاده دادیم و جلسه تشکیل شد و آماده‌باش اعلام کردیم. همه‌ی سینماهای تهران را اجاره کردم. تمام مدارس و حسینیه‌ها را در اختیار گرفتیم. بچه‌ها با لباس مشکی در میدان حضور داشتند. نزدیک به ۳۰ هیأت را هم که با من مرتبط بودند آماده کردیم و گفتم دسته‌ها را به سمت میدان دانشگاه بیاورید. در روز عاشورا همین سه گردان غائله را جمع کردند."

سید علی حبیبی موسوی خامنه  خواهرزاده میرحسین موسوی بود که  در جریان همین سرکوب عزاداری کشته شد.


 اعدام برای موسوی  و کروبی

فرمانده کشته‌شده‌ی اعتراضات سال ۸۸ در این گفت وگو هم‌چنین فاش کرده که در جریان اعتراضات ۸۸، در سمت حکومت، ۸۳۰ نفر "جانباز" شدند.
همدانی درباره‌ی میرحسین موسوی و مهدی کروبی گفته :" آن‌ها متهمان اصلی اين ماجرا هستند و حداقل مجازات‌شان اعدام است".

 نحوه کشته شدن سردار سرکوب
علی شمعخانی ،دبیر شورای امنیت ملی ، هم در مصاحبه دیگری نحوه کشته شدن سردار همدانی در سوریه را تشریح کرد:" او مشغول شناسایی منطقه ای بود که بتواند قدرت مستشاری منطقه ای خود را بدرستی ارائه کند.این حادثه بدلیل شناخت لحظه ای او صورت گرفت وچون آدم ناشناسی بود در صحنه با سه نفر همراه بود که در حادثه ای خو د رویی شناسایی و کشته شد."

۱۳۹۴ مهر ۱۷, جمعه

این بار آیت‌الله سید صادق شیرازی تهدید به ترور شد

آیت‌الله سید صادق شیرازی، مرجع تقلید منتقد جمهوری اسلامی ایران از سوی انصار حزب‌الله تهدید به مرگ شد.
بر اساس گزارش‌های رسیده از ایران، وب‌سایت عماریون، از پایگاه‌های خبری وابسته به محافل امنیتی جمهوری اسلامی، روح‌الله بجانی، از مدیران ارشد انصار حزب‌الله ایران وفرمانده نیروی سیصد نفری موسوم به «جیش الخامنه‌ای»( ارتش خامنه‌ای) در مراسم رسمی بزرگداشت مجتبی نواب صفوی که با حمایت و حضور عناصر حکومتی برگزار می شود، خشم خود را از انتقادات آیت‌الله سید صادق شیرازی از حکومت ایران ابراز داشت. این  عضو انصار حزب‌الله تهدید کرده است که اگر آیت‌الله شیرازی از مسیر اعتراض به نظام و رهبری دست برندارد، به زودی انصار حزب‌الله او را ترور خواهد کرد.
روح‌الله بجانی، سید صادق شیرازی را با احمد کسروی مقایسه کرده وحزب‌الله ایران را موظف به برخورد و ترور او دانسته است. احمد کسروی نویسندۀ دگراندیش ایرانی، ۶۹ سال قبل به‌وسیله‌ی فدائیان اسلام، ترور شد و جان باخت.

خامنه‌ای: مذاکره با آمریکا ممنوع است

رهبر جمهوری اسلامی امروز گفت: «مذاکره با آمریکا ممنوع است زیرا این مذاکره نه تنها هیچ نفعی ندارد بلکه ضررهای بیشماری نیز دارد.» این در حالی است که مذاکرات با آمریکایی‌ها با هماهنگی او انجام شده است.

سرکوبگر «جنبش سبز» در سوریه کشته شد

سردار حسین همدانی که در سال ۱۳۸۸ فرماندهی لشکر محمد رسول الله را بر عهده داشت و از عوامل سرکوب جنبش سبز شناخته می‌شد، در حلب سوریه به دست نیروهای «داعش» کشته شد

۱۳۹۴ مهر ۱۶, پنجشنبه


"م.ش" و "ح.ف.ه"، این چند حرف این روزها در کنار نام بابک زنجانی مرتب تکرار می شوند، چند حرفی که خیلی حرف برای گفتن دارند. پرونده بابک زنجانی به جز او دو متهم دارد. دیروز در گزارشی درباره "م.ش"، نوشتیم، یک بازرگان انگلیسی ایرانی الاصل که شریک مهمی در کارهای بابک زنجانی بوده است. گزارش امروز به معرفی "ح.ف.ه" اختصاص دارد، حمید فلاح هروی.
اتهام او در کیفرخواست صادره که 11 مهرماه در جلسه اول دادگاه بابک زنجانی خوانده شد، چنین اعلام شده است: "افساد فی الارض و مشارکت عالمانه در تشکیل و فعالیت در شبکه‌ای سازمان یافته مشارکت در کلاهبردی از کلاهبردی در شرکتHR، مشارکت در کلاهبرداری از تأمین اجتماعی به‌مبلغ بیش از 444 میلیارد ین ژاپن و مشارکت در پولشویی."
حمید فلاح هروی در سومین جلسه دادگاه که 14 مهر برگزار شد، حاشیه ساز شد. او دوبار دچار افت فشار خون شد، حالش به هم خورد و پای اوژانس را به شعبه 15 دادگاه انقلاب کشاند. با این وجود، درخواست وکلایش برای تعویق قرائت کیفرخواست با مخالفت قاضی ابوالقاسم صلواتی روبرو شد.
حمید فلاح هروی پیش از پیوستن به بابک زنجانی در حوزه پتروشیمی فعال بود، در سازمان تامین اجتماعی نیروهای مسلح ایران موسوم به ساتا. این سازمان یکی دیگر از بازیگران اقتصادی مهم ایران است. در یکی از معاملات، شهریور سال 87، ساتا 51 درصد شرکت سرمایه گذاری غدیر را خرید. ارزش این شرکت در سال 87 حدود 1800 میلیارد تومان برآورد شده بود. حمید فلاح هروی از جانب ساتا به عنوان یکی از اعضای هیات مدیره شرکت سرمایه گذاری غدیر معرفی شد. فلاح هروی البته سال 85  بانک صادرات به عنوان عضو هیات مدیره این سازمان معرفی شده بود و در این زمینه صاحب تجربه بود.
سال 91، حمید فلاح هروی در ادامه به دلیل برخی اختلافات در زمینه فروش انحصاری محصولات پتروشیمی از ساتا خارج و به تعبیر دقیق تر اخراج شد.  حمید فلاح هروی در حوزه پتروشیمی با مشارکت سردار حسین دقیقی، مدیرعامل ساتا و محسن احمدیان، مشهور به سلطان پتروشیمی فعال بود. آبان 91 پس از اینکه خبرهایی درباره گمشدن 420 میلیون دلار پول محصولات پتروشیمی توسط محسن احمدیان منتشر و سپس وی بازداشت شد، رسانه ها خبر دادند که به دستور سردار وحید احمدی، وزیر دفاع دولت احمدی نژاد، سردار حسین دقیقی هم از مدیرعاملی ساتا برکنار شده ولی همان روز خبر تکذیب شد و سردار دقیقی تا آبان 93 بر صندلی ریاست تکیه زده بود، او یازده سال مدیر ساتا بود، با هزار ابهام و حاشیه که داستان حمید فلاح هروی یکی از آنهاست.
اما خبر بازداشت حمید فلاح هروی، دی ماه 92، همزمان با بازداشت بابک زنجانی منتشر شد. سایت تعطیل شده آینده در گزارشی نوشت او دو هفته قبل از بابک زنجانی بازداشت شده است. با این حال در کیفرخواست دادستان تاریخ بازداشت او 28 اسفند 92 اعلام شده است، یعنی پس از بازداشت بابک زنجانی.
سایت آینده نخستین بار اواخر آذر 92 از این چهره رونمایی کرد: "حمید فلاح هروی، مدیر سابق امنیتی که پس از اخراج از یک نهاد امنیتی به حوزه فعالیت های اقتصادی وارد شده است، با ارتباط گرفتن با بابک زنجانی، حلقه اتصال وی به بسیاری از نهادها و مسئولین می شود."
دو معامله مشهوری که بر اساس گزارش بازتاب حمید فلاح هروی در آن نقش اصلی را ایفا می کرد، معامله با سعید مرتضوی و خرید سهام بانک پارسیان بود. معامله دومی به نوشته بازتاب، سبب اختلاف بین بابک زنجانی و حمید فلاح هروی شد و بابک زنجانی از او شکایت کرد. اما برگردیم به معامله بابک زنجانی و سعید مرتضوی و برخی روابط این دو بر اساس روایت کیفرخواست صادره علیه بابک زنجانی.
در کیفرخواست صادره اعلام شده است که حمید فلاح هروی، عضو هیات مدیره بانک اف آی بی بوده، بانکی که ظاهرا در مالزی واقع بوده ولی بابک زنجانی همه کارهایش را از تهران انجام می داده است. این بانک نقش کلیدی در کلاهبرداری های بابک زنجانی ایفا کرده است. حمید فلاح هروی در گرجستان هم نماینده اصلی بابک زنجانی برای انجام امور بانکی بوده است.
به عنوان نمونه در جریان معامله نفتی دو میلیارد یورویی، بابک زنجانی با سپرده 300 هزار دلاری و ارائه 11 فقره ال سی به عنوان ضمانت نامه بانکی کار خود را پیش می برد، ضمانت نامه های بانکی توسط بانک خودش صادر شده بود.
معامله بابک زنجانی و سعید مرتضوی، رئیس سازمان تامین اجتماعی آذر 91 انجام می شود. 26 آذر 91 هیات مدیره سازمان تامین اجتماعی مصوبه فروش برخی شرکت های تحت نظر سازمان اجتماعی را امضا می کند و یک روز بعد طرفین بر سر میز معامله می نشنیند. طرف معامله هلدینگ سورینت قشم بوده است. در اسناد مربوط به این معامله، حمید فلاح هروی، رئیس هیات این مدیره شرکت و بابک زنجانی، مدیرعامل این شرکت معرفی شده اند. در این معامله، بابک زنجانی 138 شرکت وابسته به سازمان تامین اجتماعی را خرید، معامله ای به ارزش 4.4 میلیارد یورو.
هلدینگ سورینت قشم شهریور سال 90 تاسیس و ثبت شده است، اعضای هیات مدیره این شرکت عبارت بوده اند از: "بابک زنجانی، حمید فلاح هروی، فواد شکوری گنجوی و محمدمهدی افضلی." یکی از مهم ترین شرکت های زیر نظر این هلدینگ، هواپیمایی قشم است که بنابر گزارش های رسانه ای در سال 88 به هلدینگ سورینت قشم واگذار شد، در حالی که آگهی رسمی دادگستری نشان می دهد این شرکت در سال 90 تاسیس شده است.
بابک زنجانی که علاوه بر قشم در کیش هم فعالیت داشت، سال 90 پای اسدالله کریمی، مدیرعامل سابق منطقه آزاد کیش و سعید بهاری، مدیرعامل کیش ایر را هم به این هلدینگ باز کرد تا چتر انحصاری خویش را بر سر این دو جزیره گسترش دهد.
حمید فلاح هروی اما در معاملات نفتی هم همراه بابک زنجانی بود. او در جریان معامله دو میلیارد یورویی نفتی بابک زنجانی و مهدی شمس با صندوق بازنشستگی نفت وابسته به وزارت نفت ایران هم یکی از رابطان و معرفی کنندگان اصلی بود. در واقع او هم رئیس هیات مدیره و نماینده اصلی شرکت های بابک زنجانی بوده و هم معرف او به شرکت های مهم دولتی ایران. تلاش های حمید فلاح هروی برای واردکردن بابک زنجانی به حوزه نفت در اوایل سال 91 رخ داده است.
میزان نفوذ او در دولت احمدی نژاد چنان زیاد بوده که به روایت کیفرخواست در نهایت با معرفی حمید فلاح هروی و سایر اشخاص، بابک زنجانی موفق به اخذ مصوبه‌ای در هفتم تیر ٩١ از سه وزیر دولت احمدی‌نژاد (وزرای سابق نفت، اقتصاد و صنعت، معدن و تجارت) و رئیس سابق بانک مرکزی می‌شود. این مصوبه رمز انفجار بابک زنجانی در اقتصاد ایران و اعتمادسازی گسترده در نهادهای دولتی و همه معاملات بعدی است.
در ادامه کیفرخواست آمده است: " مصوبه مورخ ٧/٤/٩١ به امضای سه وزیر وقت رسیده است، از آن به‌عنوان مصوبه ستاد ویژه تدابیر رئیس‌جمهوری یاد می‌شود؛ اما این مصوبه در ستاد تدابیر ویژه مصوب نشده است و فقط سه وزیر وقت و رئیس وقت بانک مرکزی آن را مصوب کرده‌اند که باید دراین‌راستا از ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی استعلام شود. در آن جلسه بابک زنجانی به همراه حمید فلاح هروی در بانک مرکزی حضور داشتند و متأسفانه به واسطه همان مصوبه، بانک اف‌آی‌آی‌بی مجوز واریز پول‌های نفتی به حساب در اختیار متهمان را دریافت می‌کند." همان دو میلیارد و هشتصد میلیون یورویی که اکنون دولت ایران دنبال آن می گردد.