کلمه – گروه سیاسی: در شماره اخیر هفته نامه “رمز عبور”، گزارشی عجیب درباره وضعیت محصورین منتشر شد که نپختگی عجیب و غریب آن در ابتدا این مطلب را به ذهن متبادر می کند که یک تازه کار کم هوش آن را نوشته است. اما دقت در این گزارش و نکته هایی که در آن به چشم می خورد، نه تنها نشان می دهد که این گزارش یک خبط رسانه ای و امنیتی است که حتی کدهای موجود در گزارش، نام و نشان نویسنده یا خط دهنده مطلب را برای برخی از اطرافیان و اعضای خانواده میرحسین موسوی که در معرض بازجویی هایی بوده اند کاملا آشکار می کند. چه اگر دست امنیتی پشت این گزارش هجو نبود، بعید به نظر می رسید که رسانه های مختلف اقتدارگرا اینقدر بی گدار به آب زده و آن را به صورت وسیع بازنشر کنند.
در این گزارش حرف هایی درباره امکانات ویژه محصورین آمده که مطلقا دروغ اند. اینکه آنها در راحتی و آسایش به سر می برند و به سفر می روند، هر که را که بخواهند می بینند و اگر با کسی جز بستگان درجه یک خود دیدار نداشته اند، بنا بر میل خودشان بوده! اینکه گاهی میرحسین موسوی دلش نمی خواسته یکی از دخترهایش را ببیند وگرنه ماموران امنیتی ممانعتی در این باره نداشته اند! قرق کردن سه سانسه استخر ورزشگاه انقلاب برای کروبی،عکس سکونت میرحسین در یک خانه مجلل، در اختیار گذاردن رادیوی دو موج جهت پی گیری اخبار رسانه های خارجی و اعتصاب چند روزه موسوی برای اینکه حاضر نبوده برای خرید نان و مایحتاج روزانه اش از خانه خارج شود!! و خزعبلات دیگری از این دست که حتی یک فرد بی اطلاع از شرایط حصر هم می تواند دست کم به مغرضانه بودن آن پی ببرد.
اینکه چرا چنین گزارش کذبی کار می شود، علاوه بر نمایش خباثت نیروهای امنیتی تهیه کننده و منتشرکنندگان آن، نشان از یک واقعیت دیگر دارد و آن بهره هوشی پایین سیستم امنیتی است. سیستم امنیتی کشور در چند سال گذشته که بیش از تمرکز بر دشمنان و جاسوسان و صیانت از منافع ملی و نیروهای کشور به بازی های جناحی دچار شده تا جایی که در موارد مهمی همچون پیش بینی مسائل مهمی چون شکل گیری داعش که کار اصلی آنهاست غافلگیر شده و باز می ماند، با جذب فراوان نیروهای تازه کار و بی دانش و بی ریشه، آنها را مجهز به بالاترین تکنولوژی ها و بودجه های کلان کرده است. در واقع می توان گفت که در سال های گذشته سیستم امنیتی شبیه دایناسورهای منقرض شده بوده که به واسطه جذب امکانات و داشتن ابزارها، تنه بزرگی داشته اما سر کوچکی دارد. به بیان فنی تر، نیروهای امنیتی که باید در رده های بالا و میانی خود مجهز به توان و هوش اطلاعاتی شوند، از صدر تا ذیل خود متمرکز بر کارهای عملیاتی شده اند و در نتیجه در هدفگذاری های خود اعم از اهداف درست و غلط، بروندادی زورمدارانه و خالی از منطق دارند. اتفاقی که به دلیل محوریت یافتن نیروهای امنیتی در تصمیمات هسته مرکزی قدرت، تصویر عمومی رفتار حکومت را با همان جلوه سر کوچک و تنه بزرگ، به صورتی کاریکاتوری، بی کله و بی ترمز ساخته است.
طبیعی است که چنین نیرویی بسیار خطرناک است. به مصداق آن ضرب المثل که “هم شاخ داره، هم گاوه” چنین نیرویی که فارغ از نظارت و محدودیت های قانونی و خارج از برنامه های دولت و و مبسوط الید به هر هوس آنی اش عمل می کند، می تواند موجب وارد آمدن صدمات زیادی برای نیروهای ملی و منتقد باشد. اما آنچه افق این شیوه حکومتداری را بادوام نشان نمی دهد، همین پایین بودن بهره هوشی و نیز نقص در اخلاص و اعتقاد نیروهایی است که هرچه سیستم و پول و امکانات در اختیارشان باشد، نهایتا با گاف های خود سیستم را بر زمین خواهند زد.
آنچه رمز عبور چندی پیش در مصاحبه با محمد خامنه ای انجام داد، یک نمونه کوچک از این گاف ها بود که باعث پرداختن هزینه های زیادی برای جریان اقتدارگرا شد. حالا این گاف دومی است که با صابونی که نیروهای کم هوش امنیتی زیر پای این نشریه انداخته اند، آنها را مضحکه عام و خاص خواهد کرد. طبعا گزارشی که رمز عبور در شماره اخیر خود منتشر کرده، برخی از نیروهای همسو با نیروهای امنیتی و مخالفان جنبش سبز را در کوتاه مدت تحت تاثیر قرار خواهد داد. چه بسا برخی از آنها بخشی و نه همه این گزارش را باور کنند، اما آنها که این سناریو را نوشته اند فقط تا همین جای کار را بررسی کرده اند، یعنی تا نوک بینی این پروژه سخیف را دیده اند. اما آنها به این موضوع فکر نکرده اند که اولا آنها نیازی به توجیه نیروهای خود ندارند چرا که آن نیروها در ابتدا عقل و تتبع را تعطیل کرده اند که ولایت آنها را پذیرفته اند. طرفداران جنبش سبز هم در چند سال اخیر به چنان رشدی رسیده اند که این اراجیف را ذره ای باور نکنند. می ماند افراد عادی تر جامعه که دیر یا زود این دروغ ها بر آنها آشکار خواهد شد و در برابر پرسش هایی که پیرامون این اکاذیب مطرح است، روسیاهی به ذغال خواهد ماند.
ثانیا آنها فقط پروژه ای، عملیاتی و کوتاه مدت به این موضوع پرداخته اند. احتمالا مدیران امنیتی هم دستخوش آنها را به صورت پروژه ای پرداخت می کنند. اما این بازی که نیروهای امنیتی شروع کرده اند را خودشان به پایان نخواهند برد و یک بار دیگر معلوم خواهد شد چه کسانی بر حق و چه کسانی ظالمند و ظالمان چطور برای سرپوش گذاشتن بر رفتار جائرانه و غیر قانونی شان، به دروغ چنگ می زنند. چرا که اگر ذره ای به خودشان حق می دادند، چنین سراسیمه و بی پروا دروغ های شاخدار سر هم نمی کردند. دروغ ها و ظلم هایی که در نهایت همان سرنوشتی را برای آنها رقم خواهد زد که در گذشته نصیب دیگر تن بزرگ های کوچک سر شده است. انقراض، سرنوشت محتوم همه آنهاست.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر