۱۳۹۳ مرداد ۷, سه‌شنبه

قاضی گفت برخودی می‌کنیم که دیگران هوس بازگشت نکنند
قاضی گفت برخودی می‌کنیم که دیگران هوس بازگشت نکنند
جرس- مژگان مدرس علوم:  سراج‌الدین میردامادی، روزنامه نگار اصلاح طلب پس از نزدیک به ۳ ماه بازداشت روز یکشنبه پنجم مرداد ماه در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد.  

سیدحسین میردامادی، پدر این روزنامه نگار با ابراز تاسف از صدور چنین حکم سنگینی به «جرس» می‌گوید: «سراج در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی به اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال و به اتهام اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی به ۵ سال حبس تعزیری و در مجموع به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد. علاوه بر آن ۵ سال محرومیت از فعالیت روزنامه نگاری و ۲ سال ممنوع الخروجی بعد از پایان حبس را به او داده‌اند.»

این استاد سابق دانشگاه با اشاره به برگزاری دادگاه غیر علنی می‌افزاید: «در ابتدا هم وکیل او را به دادگاه راه نمی‌دادند و وکیل با اصرار توانست وارد دادگاه شود بعد هم با تمسخر با لایحه وکیل برخورد کردند و متاسفانه بسیار دور از انتظار چنین حکمی را صادر کردند. حالا قرار است اعتراض به حکم دادگاه بدوی زده شود و امیدواریم در این حکم تجدید نظر شود.»

سراج الدین میردامادی در تیرماه ۹۲، بدنبال پیروزی حسن روحانی، از فرانسه به ایران بازگشت اما در‌‌ همان بدو ورود به ایران، پاسپورت او را ضبط کردند و حکم به ممنوع‌الخروجی او دادند. پس از آن احضار و بازجویی‌ها آغاز شد و در مجموع بیش از دویست ساعت توسط وزارت اطلاعات و سپاه بازجوی شد.

نخستین جلسه محاکمه سراج الدین میردامادی، در ۱۸ دی ماه ۹۲ برگزار و اتهام او تبلیغ علیه نظام اعلام شد. در ۲۰ اردیبهشت سال جاری به شعبه دوم بازپرسی دادسرای اوین احضار و پس از مراجعه بازداشت شد.
سیدحسین میردامادی که از مبارزان پیش از انقلاب و از شاگردان آیت‌الله خمینی در نجف و آیت الله بروجردی است٬ دایی بزرگ آقای خامنه‌ای هم است. وی رابطه‌ خود را با خواهرزاده‌اش از‌‌ همان سال‌های نخست رهبری وی قطع کرد.

وی خاطرنشان می‌کند: «با هر کس صحبت می‌کنیم متأسف هستند از روندی که مسئولین در پیش گرفته‌اند. سراج از چهارده سالگی در جبهه‌ها حضور پیدا کرده و جانباز است و زمانی که مسئولین از بازگشت ایرانیان خارج نشین صحبت می‌کردند به سراج گفتم برنگرد و قرار ممنوع الخروجی برایت صادر کرده‌اند اما سراج گفت به انقلاب و کشورش علاقمند است و کاری نکرده است. البته پسرم درست هم می‌گفت. کاری خلاف قانون نکرده با چند مصاحبه و گفتگو در چارچوب قانون اساسی که نمی‌شود این گونه با او برخورد کرد. چند نفر از دوستانم از مراجع تقلید متعجب بودند از این برخورد‌ها با سراج و از رفتار و کردار او تعریف می‌کردند. اما گویا تصمیم از قبل گرفته شده و این برخورد‌ها نوعی دهن کجی به آقای روحانی هم هست زیرا ایشان وعده استقبال از بازگشت ایرانیان به کشور را داده بودند و این برخورد‌ها با صحبت‌های ایشان مغایرت دارد.»

پس از اینکه در مرداد سال گذشته، حسن روحانی در جمع ایرانیان مقیم نیوریورک گفت: «این حق طبیعی هر ایرانی است که از سرزمین خود دیدار کند.» موجی از امیدواری در میان جوانانی که به اجبار از کشور مهاجرت کرده بودند برانگیخته شد.
سراج الدین میردامادی اولین فردی بود که به کشور بازگشت. پس از او حسین نورانی‌نژاد، فعال سیاسی و عضو جبهه مشارکت از استرالیا به ایران بازگشت اما به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد. ساجده عرب سرخی روزنامه نگار اصلاح طلب دیگری است که پس از انتخابات ریاست جمهوری خرداد ۹۲ و روی کار آمدن دولت حسن روحانی به ایران بازگشت اما پس از بازگشت بار‌ها احضار و مورد بازجویی قرار گرفت و در حالی که در تهران حضور داشت حکم غیابی برای او صادر شد و چندی پیش برای گذراندن یکسال حبس روانه زندان شد.

آقای میردامادی تصریح می‌کند: «متاسفانه علی رغم وعده‌های مسئولین مبنی بر دعوت و استقبال از بازگشت ایرانیان خارج از کشور به وطن ما با برخوردهای غیر اصولی و بی‌تدبیرانه مواجه هستیم. حتی خود قاضی صلواتی در یکی از جلسات گفته بوده که برخوردی با تو می‌کنیم که دیگران خیال به کشور برگشتن نکنند. یعنی دقیقاً عکس آنچه در قانون آمده و رئیس جمهور وعده داده بود.»

این قرآن پژوه با تاسف از این گونه برخورد‌ها معتقد است که تجربه‌ رژیم گذشته نشان داده که روش خشونت‌آمیز نه تنها در حفظ نظام کارآمد نیست، بلکه بهترین شیوه مهربانی با جوانان و اخلاق و عمل به قانون اسلامی است.
به گفته سید حسین میردامادی، بازپرس و قاضی باید بر اساس شریعت مقدس اسلام، و بنا بر اصلِ اصالة البرائة و اصالة العدم٬ اظهارات متهم را حمل بر صحت کند مگر به شیوه‌ای عقلائی خلاف آن ثابت شود. در صورت اثبات اتهام نیز باید حتی الامکان حداقلِ حکم را برای متهم در نظر بگیرد، و در صورتی که دلایل متقن و روشنی بر خلاف اظهارات متهم وجود نداشته باشد، باید حکم به برائت بدهد؛ نه اینکه بر عکس، بازجو سعی در پرونده‌سازی کرده با تفتیش عقاید نکاتی را علیه متهم استفاده کند و بر اتهاماتش بیفزاید و بالا‌ترین و ظالمانه‌ترین کیفر را برای وی پیشنهاد کند. البته این تذکرات در این‌جا بیشتر در مورد زندانیان سیاسی و عقیدتی است، ولی در خصوص جرائم دیگر نیز به تناسب جرم می‌بایست همین نکات رعایت شود.
وی در پایان با اشاره به ملاقات همسر فرزندش با او می‌گوید: «امروز همسرش با او ملاقات داشت و می‌گفت: « از روحیه خوبی برخوردار بوده؛ در عین حال که به حکم ابلاغ شده اعتراض داشته و آن را غیرعادلانه خوانده بود. »
سراج الدین میردامادی سابقه فعالیت در روزنامه‌های جهان اسلام، توس و حیات نو و تلویزیون رسا را دارد. او همچنین عضو اسبق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت است و در سالهای ۷۸ تا ۸۱ معاون مدیرکل انتخابات وزارت کشور دولت محمد خاتمی بود.

او در بازجویی‌ها گفته است: « ایران کشور من است و نمی‌توانم تصور کنم که به کشور خودم بر نگردم. ما برای این کشور جنگیده‌ایم و در داخل کشور خودمان برای توسعه آن فعالیت می‌کنیم و جرمی هم مرتکب نشده‌ایم و فعالیت اصلاح طلبی ما شفاف و روشن است. »

سیدحسین میردامادی پیش از این به جرس گفته بود: « جوانانی که دلسوز نظام و انقلاب هستند مانند آقای میردامادی نشان دادند که قلبشان برای ایران می‌تپد و می‌خواهند در کشور خودشان فعالیت کنند. بازداشت امثال این جوانان و برخورد با آنان متاسفانه خلاف آن چیزی است که دولت آقای روحانی وعده داده است. البته ما تمام این مشکلات را از ناحیه دولت نمی‌بینیم زیرا خود دولت زیر بیشترین فشار‌ها قرار دارد اما متاسفانه می‌بینیم برخلاف این وعده‌ها نه تنها بازگشت ایرانیان به کشور محقق نشده بلکه برخورد‌ها تند‌تر و رادیکال‌تر شده است؛ آنهم با جوانانی که مشی اصلاح طلبی خود را حفظ کرده‌اند و میانه رو هستند. متاسفانه اینگونه برخورد‌ها اتفاقات مثبتی که می‌خواست در آینده رخ بدهد را به تعویق انداخته و در عمل منتفی کرده است. انتظار می‌رفت شاهد برخوردهای معقول تری در داخل قوه قضاییه باشیم اما سپاه عملا به یک نهاد موازی تبدیل شده و جای وزارت اطلاعات را گرفته و روند رو به بهبود را متوقف کرده است. سخن ما هم با عزیزان در سپاه و قوه قضاییه این است که به صرف یک مصاحبه و گفتگو نمی‌شود یک نظام را براندازی کرد. بنابراین باز امیدواریم در کشور شاهد پیشرفت اصلاحات باشیم. »

محسنی اژه‌ای گفت: «نظام با تمام سعه ‌صدر خود با "سران فتنه" برخورد کرده و دلیلی برای رفع حصر وجود ندارد.»


دادستان کل کشور، غلامحسین محسنی اژه ای در واکنش به تلاش برخی جریان‌های داخل و خارج از ایران برای رفع حصر سران جنبش سبز (میرحسین موسوی،مهدی کروبی و زهرا رهنورد) در گفتگو با خبرگزاری تسنیم گفت: «سران فتنه نه تنها نباید رفع حصر شوند بلکه باید ترتیباتی شود تا آنها تاوان جرم و گناه بزرگی که مرتکب شده‌اند را پس بدهند.»
محسنی اژه ای افزود: «نظام با تمام سعه ‌صدر خود با "سران فتنه" برخورد کرده و دلیلی برای رفع حصر وجود ندارد.»
دادستان کل کشور با بیان اینکه سران فتنه به اموال عمومی و خصوصی خسارت وارد کرده‌اند، گفت: «سران فتنه جان مردم را به خطر انداختند و در فتنه برخی کشته شدند که اینها در این مسائل شریک هستند و تا زمانی که جبران و توبه نکنند و در مقابل ظلمی که کردند اقدامی انجام ندهند، چرا باید رفع حصر شوند؟»
سخنگوی قوه قضائیه در پایان تاکید کرد:« سران فتنه نه تنها  نباید رفع حصر شوند بلکه باید ترتیباتی اتخاذ داده شود که اینها تاوان گناه بزرگ و جرم بزرگی که مرتکب شده‌اند را پس بدهند.»
این در حالی است که  آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر از رهبران جنبش سبز از مهم‌ترین وعده‌های انتخاباتی حسن روحانی بود که با گذشت نزدیک تقریبا یک سال از روی کار آمدن دولتش هنوز این وعده ها تحقق نیافته است. در مقابل شمار دیگری بر تعداد زندانیان سیاسی افزوده شد و هربار از وی و نزدیکانش درباره‌ی رفع حصر پرسیده شده گفته که زمان مناسب آن فرا نرسیده است. محمد خاتمی نیز چند ماه گذشته در مورد رفع حصر گفت:‌هرچه صحبت می‌کنیم کار بدتر می‌شود.
شخصیت‌های متعددی اعم از سیاسی و حقوق بشری در داخل و خارج ایران از حسن روحانی خواسته‌اند که برای آزادی رهبران جنبش سبز تلاش کند و به وعده‌های انتخاباتی خود جامه عمل بپوشاند. این امر تا کنون تحقق نیافته است.
روزنامه آرمان امروز، که از حامیان جدی اصلاح‌طلبان، روحانی و رفسنجانی محسوب می‌شود، در صفحه آخر شماره روز شنبه، ۴ مردادماه، کارتونی از محمد طحانی منتشر کرده که خشم محافظه‌کاران را برانگیخته است. 
خبرگزاری امنیتی تسنیم، وابسته به سپاه پاسدارن، در گزارشی، با تحلیل ورزشی - سیاسی این کارتون، آن را «توهین عجیب روزنامه آرمان به جبهه مقاومت فلسطینی» دانسته و نوشته است: «آن‌چه در این کاریکاتور که با عنوان "بازی ناجوانمردانه" به چاپ رسیده، به‌نحوی عجیب و بدون در نظر گرفتن واقعیت امر در سرزمین‌های اشغال‌گر قدس به خواننده القا می‌شود، آن است که در حقیقت مردم مظلوم فلسطین هیچ‌یک از طرفین دعوا نیستند، بلکه تنها بی‌طرفانی به شمار می‌روند که در شلیک بمب‌ها میان دو طرف دعوا، قربانی می‌شوند.»
تسنیم در تحلیل خود از این کارتون، طرفین این «راکت‌»بازی را حماس و اسرائیل و یا «از نگاهی دیگر»، ایران [جمهوری اسلامی] و اسرائیل دانسته و نوشته: «می‌توان طرف مقابل فرد صهیونیستی را "ایران" نیز برداشت کرد. چه‌آنکه پیراهنی که فرد مقابل دشمن صهیونیستی در این کاریکاتور به تن دارد، می‌تواند پیراهن تیم ملی جمهوری اسلامی ایران را هم به ذهن متبادر کند.» 
با توجه به موارد دیگری از این دست، باید دید آیا این جنجال، ابعاد جدیدی خواهد یافت و احتمالا به توقیف این روزنامه حامی جدی دولت، اصلاح‌طلبان و هاشمی رفسنجانی خواهد انجامید یا خیر؟
پیش‌تر برخی رسانه‌ها، ادعاهایی نیز مبنی بر تامین هزینه‌های این روزنامه از منابع مالی هاشمی رفسنجانی عنوان کرده و نوشته بودند روزنامه آرمان «منویات هاشمی رفسنجانی را در فضای رسانه ای کشور را دنبال می‌کند.»
در مهرماه سال ۱۳۸۸، روزنامه آرمان، که در آن زمان با نام آرمان روابط عمومی منتشر می‌شد، به دلیل طرح شکایت روزنامه صدای عدالت توقیف شده بود. این روزنامه اصلاح‌طلب پس از ۷۶ روز توقیف، رفع توقیف شد و به انتشار خود ادامه داد.

۱۳۹۳ تیر ۳۱, سه‌شنبه

آیت‌الله مومن، عضو شورای نگهبان با بیان این‌که این نهاد در تایید صلاحیت‌ها مراقب خواهد بود گفت اجازه نمی‌دهیم نامزد‌هایی که قرار است انتخاب شوند «آدم بی‌پدر و مادری» باشند.
وی با اشاره به آیت‌الله محمدعلی دستغیب که از مراجع تقلید منتقد حکومت است گفت: قرار بود این فرد از مجلس خبرگان کنار گذاشته شود و اگر وی بخواهد برای دوره‌ی بعدی نامزد مجلس خبرگان شود جلوی او خواهیم ایستاد.
دستغیب در جریان اعتراضات مردمی سال ۸۸ به حمایت از معترضان پرداخت و بارها ضمن حمایت از میرحسین موسوی و مهدی کروبی از حاکمیت انتقاد کرده بود. وی که عضو مجلس خبرگان است بعد از این انتقادها به جلسات این مجلس دعوت نشد و بارها هم دفتر و حسینیه او مورد هجوم امنیتی‌ها قرار گرفت.
آیت‌الله مومن در ادامه هم با بیان این‌که شورای نگهبان در تائید صلاحیت نامزد‌های انتخابات مجلس خبرگان رهبری به «کهولت سن» و «شرایط ذهنی» آن‌ها نیز توجه خواهد کرد گفت: اگر فردی «به دلیل کهولت سن، شرایط ذهنی او دچار مشکل شده باشد» شورای نگهبان او را آدم «نابابی» می‌داند و «جلوی آن خواهد ایستاد.»
به نظر می‌رسد اشاره‌ی وی به اکبر هاشمی رفسنجانی باشد که در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ شورای نگهبان صلاحیت هاشمی را به‌دلیل کهولت سن رد کرد.
در ماه‌های اخیر چندین مقام ارشد جمهوری اسلامی از جمله احمد جنتی٬ کاظم صدیقی و محمدرضا تویسرکانی نسبت به برنامه‌ریزی ویژه جریانی برای «تسخیر» مجلس خبرگان رهبری هشدار داده‌اند.
گفتنی است هاشمی رفسنجانی که پیش‌تر ریاست مجلس خبرگان را در اختیار داشت٬ پس از انتخابات سال ۸۸ و اختلاف با علی خامنه‌ای برای ریاست این مجلس نامزد نشد و جای خود را به محمدرضا مهدوی‌کنی داد.
کدخدایی: «فتنه» در تمام انتخابات‌ یک معیار صلاحیت است
در همین راستا مشاور عالی دبیر شورای نگهبان با تاکید بر این‌که تمایلی به سخن‌گویی مجدد این شورا ندارد، گفت: «حضور و حمایت از فتنه۸۸ در بررسی صلاحیت افراد در تمام انتخابات برای شواری نگهبان معیار است.»
عباسعلی کدخدایی، مشاور عالی احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان در گفتگو با خبرگزاری «تسنیم» در پاسخ به سوالی درباره این‌که آیت‌الله مومن گفته شورای نگهبان صلاحیت تمام اعضای فعلی خبرگان را تائید نخواهد کرد، منظور از این اظهارات چیست؟ گفت: «بنده نمی‌دانم نظر آیت‌الله مومن دقیقا در این باره چه بوده است اما قانون تعیین می‌کند که شورای نگهبان صلاحیت افراد را تنها برای یک دوره احراز کند و در هر انتخاباتی صلاحیت افراد باید احراز شود و فرقی نمی‌کند عضو فعلی باشد یا نه؟»
وی با بیان این‌که احراز صلاحیت یک فرد به معنای احراز صلاحیت وی برای ادوار آتی نیست، افزود: «بنابر این، صلاحیت افراد فعلی چه در انتخابات خبرگان، مجلس و چه در ریاست‌جمهوری باید بررسی و احراز شود چرا که شورای نگهبان بر اساس معیار قانونی عمل می‌کند.»
حسین شریعتمداری در سرمقاله امروز خود (سه‌شنبه) در روزنامه کیهان با انتقاد از سکوت ناطق نوری نسبت به فساد مالی خانواده هاشمی رفسنجانی نوشته است: «اعتراض کرده‌اید که «پس کی و کجا می‌خواهیم حساب بیت‌المال را برسیم»؟ گلایه جنابعالی می‌تواند به جا و بایسته باشد- البته در صورت اثبات اتهام- ولی پرسش این است که چرا از معطل ماندن پرونده سوءاستفاده آقای مهدی هاشمی سخنی به میان نیاورده‌اید؟! چرا نسبت به تأخیر غیرقابل توجیه در رسیدگی به پرونده کرسنت و کسانی که این قرارداد خسارت‌آفرین را به نظام تحمیل کرده‌اند و هم‌اکنون نیز برخی از آنان بر مسند مسئولیت نشسته‌اند، سکوت فرموده‌اید؟»
مدیرمسئول روزنامه کیهان در ادامه به دوره وزارت کشور ناطق نوری اشاره کرده است و خطاب به ناطق نوری نوشته: «خب! جناب ناطق‌عزیز، چرا در جایگاه وزیر کشور، از رسیدگی به جرایم نمایندگانی که به ناحق زمین‌های اطراف تهران را تصاحب کرده بودند، چشم‌پوشی کردید؟!»
شریعتمداری در ادامه سرمقاله خود آورده: «حضرتعالی در صفحه ۵۱ از جلد دوم کتاب خاطرات خویش به ماجرای استیضاح خود به عنوان وزیر کشور وقت اشاره کرده: «آورده‌اید چند تن از نمایندگان به این علت که نسبت به واگذاری زمین‌های اطراف تهران از سوی حاکم‌ شرع وقت شهرداری بی‌تفاوت بوده‌اید، در پی استیضاح شما بودند و نوشته‌اید "روز‌استیضاح که به مجلس رفتم، آقای هاشمی خیلی نگران بود و گفت؛ آقای‌ناطق! استیضاح‌کنندگان خیلی قوی برخورد می‌کنند و من گفتم؛ نگران نباشید، لیست اکثریت نمایندگان مجلس که زمین گرفته‌اند را تهیه کرده‌ام، حتی اسم آقای هاشمی رفسنجانی هم بود، شروع کردم به خواندن اسامی و نمایندگان که دیدند دارم اسامی همه را می‌خوانم و آبروریزی می‌شود، گفتند نخوانید... و رأی آوردم".»
وی با کنایه از رئیس بازرسی دفتر رهبری پرسیده است: "جناب ناطق‌عزیز، چرا در جایگاه وزیر کشور، از رسیدگی به جرایم نمایندگانی که به ناحق زمین‌های اطراف تهران را تصاحب کرده بودند، چشم‌پوشی کردید؟! و به قول خودتان «پس کی و کجا می‌خواهیم حساب بیت‌المال را برسیم"؟!»
شریعتمداری در انتهای سرمقاله خود از سکوت ناطق نوری در قبال بازتاب خبرش در رسانه‌های خارجی به شدت انتقاد کرده و نوشته است: «برای اظهارات آن شب ایشان، در محافل و رسانه‌های خود هورا کشیده و به‌به گفته‌اند و هنوز هم این هورا کشیدن‌ها ادامه دارد. آقای ناطق این جریان سیاسی همان است که حضور شما را در ریاست‌مجلس با هو و جنجال و اهانت نفی می‌کرد. همان‌ها که شعار مجلس زوری نمی‌خوایم، ناطق‌نوری نمی‌خوایم سر داده بودند. همان طیفی که در فتنه ۷۸ علیه اسلام و امام و نظام شمشیرها را از رو بسته بودند تا آنجا که حضرتعالی- به حق- اعلام کردید؛ باید آنها را به سینه دیوار گذاشت و تیرباران کرد
وی سپس به نصیحت ناطق نوری پرداخته و آورده است: « برادر گرامی، جناب آقای ناطق‌نوری، مدعیان اصلاحات با آن کارنامه سیاهی که دارند- و حلقه انحرافی- با انحراف آشکار و خسارت‌هایی که به بار آورده‌اند-  در نهایت و البته با برخی از تفاوت‌ها، در کنار هم قابل تعریف هستند. و شایسته نیست حضرتعالی در مخالفت با آقای احمدی‌نژاد - صرفنظر از این که حق با شما باشد یا ایشان- مورد سوءاستفاده اصحاب فتنه قرار بگیرید.»
لازم به ذکر است که علی اکبر ناطق نوری جمعه شب گذشته با حمله به محمود احمدی نژاد و یارانش گفته بود: «وقتی بنده ناطق نوری رییسم، وزیرم و خلاف می‌کنم و بیت‌المال را بدون حساب و کتاب به بقیه می‌بخشم، بعد بگویند فعلا مصلحت نیست محاکمه شود چون در راس است و وقتی که رفتم بگویند مُرده و مرده را که لگد نمیزنند پس کی باید به حساب بیت المال مردم برسیم؟»

۱۳۹۳ تیر ۲۸, شنبه


رویا صابری رویا صابری نژاد نوبخت، تبعه ایرانی تبار بریتانیا که پس از سفر به ایران به منظور دیدار با خانواده، توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران بازداشت شده بود، طی حکم قاضی مقیسه، به بیست سال حبس تعزیری محکوم شد.
بنا بر اطلاع “کمپین صلح فعالان در تبعید”، حکم سنگین این تبعه ایرانی تبار بریتانیا که در مهر ماه 1392 در  شیراز در بازداشت شده  بود، به اتهام “گردآوری اطلاعات به منظور اقدام علیه امنیت ملی” و همچنین “توهین به مقدسات اسلام”، صادر شده است.
پیشتر روزنامه انگلیسی زبان  هافینگتون پست، در گزارشی در این مورد نوشته بود که اتهامات علیه رویا صابری، مبتنی بر نوشته‌هایی در فیس بوک اوست که از نظر دستگاه‌های امنیتی جمهوری اسلامی، توهین به نظام محسوب شده است.
همچنین روزنامه بریتانیایی ایندپندنت، که خبر مربوط به بازداشت خانم صابری نژاد را در زمان بازداشت وی، در صفحه اول شماره روز پنجشنبه، ٣ آوریل (١٤ فروردین) خود منتشر کرده بود، به نقل از وزارت خارجه بریتانیا نوشته بود که این وزارتخانه از این موضوع آگاه است و آن را در دست رسیدگی دارد اما به دلیل بسته بودن سفارتخانه بریتانیا در تهران، مذاکرات در این زمینه با دشواری مواجه است.
رویا صابری و همسرش از شش سال پیش در استاکپورت واقع در حومه شهر منچستر زندگی کرده‌اند و دارای تابعیت دوگانه بریتانیایی و ایرانی هستند.
او اکنون زندانی بند نسوان زندان اوین است.

هفت فعال اینترنتی، توسط قاضی مقیسه به صد و سه سال حبس محکوم شدند

imagesفعالان در تبعید: هفت تن از مدیران و فعالان صفحات ایرانی در فیس بوک در دادگاهی به ریاست قاضی مقیسه به احکام سنگین 13 تا 20 سال حبس محکوم شدند.
بنا بر اطلاع “کمپین صلح فعالان در تبعید”، امین اکرمی پور ( فرید )، امیرگلستانی، مسعود قاسم خانی، سید مسعود سید طالبی، فریبرز کاردارفر،  مهدی ری شهری، نغمه شاهسوندی شیرازی، با اتهاماتی نظیر “فعالیت تبلیغی علیه  نظام، اهانت به امام و رهبر،  توهین به سران سه قوه، انتشار تصاویرمبتذل ازطریق سامانه رایانه، به احکام زیر محکوم شدند:
امین اکرمی پور ( فرید )، تاریخ بازداشت: 92/9/9،   سیزده  سال حبس تعزیری
امیرگلستانی، تاریخ بازداشت : 92/5/22،    بیست سال حبس تعزیری
مسعود قاسم خانی، تاریخ بازداشت: 92/8/10،  نوزده سال حبس تعزیری
سید مسعود سید طالبی،  پانزده سال حبس تعزیری
فریبرز کاردارفر  ، هجده سال حبس تعزیری
مهدی ری شهری، تاریخ بازداشت:92/9/2،   یازده  سال حبس تعزیری
نغمه شاهسوندی شیرازی، تاریخ بازداشت: 92/10/7 ، هفت سال حبس تعزیری(به قید وثیقه آزاد است)
افراد یاد شده به همراه رویا صابری، ایرانی تبار تبعه انگلیس که به بیست سال حبس محکوم شده، توسط سپاه بازداشت شده بودند.

خاتمی و روحانی، لاجوردی و گیلانی؛ شباهت‌های ناگزیر


حاجی زلفعلی و مساله حیا
دیدید به یکی مثل من که سرش یک نموره خلوت است می گویند زلفعلی!
حالا حکایت این بی‌تربیت مهدی بیاتی است که شده «مدیر مرکز راهبردی عفاف و حیا»!
این آقای بی‌حیا اخیرا مصاحبه کرده و گفته: «۶۰ درصد زنان در غرب هم‌خوابگی با سگ را به هم‌بستری با مردان ترجیح می‌دهند!»
حالا بروی ته و تویش را در بیاوری این مدیر بی‌حیا بدتر از من تا حالا از قم آن ورتر نیامده آن وقت از خودش آمار هم‌خوابگی زنان خارجی با سگ ارائه می‌کند.
یک ظریفی (نه از نوع جوادشون) به خبرنگار هفته‌خوانی گفت احتمالا این حاجی بیاتی زیاد سایت‌های پورنوگرافی را بالا و پایین می‌کند و در طی این سیر آفاق و انفس زیاد چشمش به عبارت «داگ استایل» خورده و رفته با گوگل ترنسلیت ترجمه کرده و این فکرها به سرش زده!
رژیم لاغری محمود کریمی!
 حاج محمود کریمی٬ مداح شیشلول بند اهل بیت عصمت و طهارت ظاهرا غیر از روضه‌خوانی و هفت‌تیرکشی و دود گرفتن و... تخصص‌های دیگری هم داشته و عزاداران حسینی از آن بی‌خبر بوده‌اند.
مثلا یکی از تخصص‌های این مداح تیرانداز در زمینه امور لاغری و تناسب اندام بانوان بوده است!
حاج محمود گفته که «زنان چادری نیازی نمی‌بینند که لاغر شوند و بر این اساس نیازی به استفاده از قرص‌های لاغری که اعتیادآور هستند ندارند!
یعنی حاج محمود با این اظهار نظر به تنهایی هفت‌تیر را کشیده است روی هر چه رژیم غذایی و مانکنی و لاغری و دکتر تغذیه و شکم بند و پروتز و ساکشن و تناسب اندام و ورزش و ایروبیک و...!
در واقع چادر به تنهایی جای‌گزین همه این چیزهایی که گفتیم می‌شود و زنان می‌توانند با خیال راحت بخورند و ورزش نکنند و مصیبت رژیم گرفتن را نداشته باشند٬ بخوابند و خیکی بادمجان شوند بعد یک چادر بیندازند روی سرشان و در قامت مانکن ظاهر شوند! به همین راحتی به همین خوشمزگی!
از دیگر تخصصات حاجی که البته گویا با وجود تجربه گران‌بهایی که در این زمینه دارد خیلی توفیق نداشته ترک اعتیاد است! کریمی در ادامه گفتگوی خود پس از حل مساله رژیم‌های غذایی و تناسب اندام بانوان درباره اعتیاد و مشکلات ترک گفته «من بالغ بر ۱۰۰ معتاد را ترک دادم٬ اما از این ۱۰۰ نفر چیزی حول و حوش ۹۰ نفر دوباره گرفتار مواد مخدر شدند.»
حالا این که خود حاجی بین آن ۹۰ نفر است یا افتخار حضور در بین آن ۱۰ نفر را دارد بماند برای محرم سال بعد از روی صدای ملکوتی و دو رگه‌اش می‌توانیم تشخیص دهیم!

وقتی دکتر عیسی کلانتری، وزیر اسبق کشاورزی و دبیر ستاد احیای دریاچه ارومیه از بودجه‌ای ۵ میلیارد دلاری برای احیای این دریاچه سخن می‌گوید، اولش خوشحال می‌شوم، اما بعدش به شدت می‌ترسم و نگران می‌شود. وقتی دکتر کلانتری کمک «جایکا» را با فضله موش مقایسه می‌کند و می‌گوید «یک میلیون دلار ژاپن مانند فضله موشی می‌‌ماند که در یک دیگ برنج افتاده است»* بیشتر نگران می‌شوم؛ چون می‌دانم جمهوری اسلامی ده‌ها میلیارد دلار خرج نابودی دریاچه ارومیه کرده و هیچ‌کس حساب و کتابی پس نداده است، اما ژاپنی‌ها بابت هر دلار اعطایی، منتظر بررسی و نتیجه‌اند و پاسخ می‌طلبند؛ چیزی که دکتر عیسی کلانتری و بسیاری از وزرای کشور با آن بیگانه‌اند... جمهوری اسلامی در طول دو دهه ۷۰ و ۸۰، میلیاردها دلار خرج کرد تا سطح آب دریاچه ارومیه پایین بیاید. بسیاری از مالکان نگران بالا آمدن سطح آب دریاچه بودند و نمی‌خواستند آب شور از ارزش زمین‌های‌شان بکاهد. طرح‌هایی داده شد تا سطح آب پایین بیاید...در همان دولت سازندگی.

به ازای ساخت هر سد، صدها شغل واقعی و کاذب ایجاد می‌شود، اما سود ماجرا به جیب تعدادی انگشت‌شمار می‌رسد. باید بررسی کرد که ساخت سدهایی به روی رودخانه‌هایی که آب‌شان به دریاچه ارومیه می‌ریخت، چقدر هزینه واقعی در برداشته و چه میزان از بودجه اختصاص یافته عملا هرز رفته و صرف دزدی شده است؟
آقای دکتر کلانتری می‌توانند به بررسی اثرات جاده میان‌گذر شهید كلانتری(جاده‌ای به نام برادر‌شان) بر اكوسیستم دریاچه ارومیه بپردازند و ببینند کشیدن جاده و عملا تقسیم دریاچه چه اثراتی گذاشته است؟
آقای دکتر کلانتری می‌توانند بررسی کنند که سیاست‌های دوران سازندگی چه آسیبی بر محیط زیست این مملکت وارد آورده است. بررسی کنند که اگر این همه سد ساخته نمی‌شد، چگونه عده‌ای می‌توانستند با بیشتر شدن زمین‌های اطراف دریاچه پول‌دارتر شوند؟
آقای دکتر کلانتری می‌توانند بررسی کنند که اگر این همه سد بی‌خود ساخته نمی‌شد، وضعیت زیست‌محیطی دریاچه این‌چنین روزگاری را تجربه نمی‌کرد. به عبارت دیگر، هیات وزیران «با عرضه» دوران سازندگی چگونه با تایید ساخت این همه سد، چنین بلایی را بر سر آبزیان و جانداران اطراف دریاچه آورده است؟
دریاچه ارومیه با پول پرآب نمی‌شود. وقتی شعور نیست، پول خرج نان درآوردن عده‌ای معدود می‌شود و چه بسا، فلان تاجر اهل مرند، پول بیشتری برای خرید «زین اسب» پیدا می‌کند. 
دریاچه‌ها و سفره‌های بی‌آب زیرزمینی را پول پر نمی‌کند؛ خواست و نیت برای رفع تشنگی آیندگان و شعور و بهره‌وری از راه‌های منطقی استفاده از سطوح آبگیر باران پر می‌کند. خواست عمومی برای نجات کشور از شر نابود کنندگانش دوای درد است. موریانه‌ها را باید فراری داد و ریشه‌شان را خشکاند، وگرنه مملکتی که در آن «آب‌دزدک» قدر می‌بیند و وزیر بی‌مسوولیت و غیر پاسخ‌گو بر صدر می‌نشیند، تنها نیاز به فاتحه‌خوان دارد.
تا شهروندان ایرانی مسوولیت نپذیرند و به داد محیط زیست و منابع طبیعی نرسند، آش همین است و کاسه همین...با این تفاوت که در بسیاری از نقاط، آبی نمانده که بتوان آشی با آن پخت.
وقتی دکتر کلانتری یک میلیون دلار «جایکا» را فضله می‌خواند، یادش می‌رود که ژاپنی‌ها با همین «فضله»ها قدرت یافته‌اند و میلیاردهای ما، ما را به روزگار فعلی انداخته است...
ــــ

۱۳۹۳ تیر ۱۸, چهارشنبه

روح‌الله حسینیان٬ عضو «جبهه پایداری» گفت «توهین به منتقدان در شان رئیس جمهور نیست و سوگند به الله خوردن در چیزی که علم غیب ندارد، در شان رئیس جمهوری نیست.»
به گزارش «خانه ملت» حسینیان افزوده «آقای رئیس جمهور بداند که طبق وعده‌های خداوند، همه عزت از خداوند و مومنان است و بار دیگر در ایران اسلامی توسط مردم، دولتی کریمه به پا خواهد شد.»
اشاره‌ی حسینیان به سخنان چندی پیش حسن روحانی است که گفته بود «والله بالله تالله سال‌های ۸۴ (دوران احمدی‌نژاد) تکرار نخواهد شد.»
تصویب کلیات قانون جدید احزاب در مجلس
در جلسه علنی امروز مجلس، نمایندگان با کلیات طرحی برای تغییر قانون  «فعالیت احزاب، انجمن‌های صنفی و انجمن‌های اقلیت های دینی» موافقت کردند.
کلیات طرح «نحوه فعالیت احزاب و گروه‌های سیاسی» در جلسه روز چهارشنبه ۱۸ تیر ماه ۱۳۹۳ مجلس، با ۱۷۱ رای موافق، ۲۴ رای مخالف و ۸ رای ممتنع از مجموع ۲۳۱ نماینده حاضر به تصویب رسید.
« طرح نحوه فعالیت احزاب و گروه ‌های سیاسی» در صورت تصویب نهایی جایگزین  قانون «فعالیت احزاب، جمعیت‌ها و انجمن‌های سیاسی و صنفی و انجمن‌های اسلامی و اقلیت‌های دینی شناخته شده و گروه‌های سیاسی مصوب ۱۳۶۰» می‌شود.
برخی نمایندگان به دنبال احیای پست نخست‌وزیری
در رویدادی دیگر هم یک نماینده مجلس از احیای پست نخست‌وزیری خبر داد و گفت: طرح نظام پارلمانی تا فصل پاییز تعیین تکلیف خواهد شد.
یونس اسدی با بیان اینکه مجلس تلاش می‌کند تا پست نخست وزیری را در کشور احیا کند گفت: طرح نظام پارلمانی نیز تا فصل پاییز تعیین تکلیف خواهد شد.

وی افزود: این طرح در پی سخنان رهبر جمهوری اسلامی در سفر به کرمانشاه که به نظام پارلمانی اشاره کرده بودند، مطرح شده است.

اسدی اظهار داشت: به محض تصویب طرح نظام پارلمانی، رئیس جمهور موظف است به مجلس نخست وزیر معرفی کند تا کشور براساس نظام پارلمانی و از سوی نخست‌وزیر اداره شود.

این نماینده مجلس در پایان خاطرنشان کرد: تدوین پیش نویس طرح نظام پارلمانی آغاز شده است.
اعلام وصول سوال رسایی از وزیر نفت
و در خبری دیگر هم عضو هیات رئیسه مجلس امروز اعلام وصول «سوال ملی» رسایی از وزیر نفت را قرائت کرد.
به گزارش خبرگزاری خانه ملت، ضرغام صادقی عضو هیأت رئیسه مجلس در نشست علنی امروز چهارشنبه ۱۸ تیر مجلس گفت «سوال ملی» حمید رسایی از وزیر نفت درباره علت خودداری از اعلام نتایج آزمون استخدامی شرکت ملی نفت است.
میرمحمود موسوی برادر کوچک میرحسین می گوید که نخست وزیر در حصر سال های دفاع مقدس و همسرش در شرایط روحی خوبی به سر می برند، هرچند شرایط جسمی شان متاثر از وضعیت حصر است. او معتقد است زهرا رهنورد از نظر پزشکی نیازمند رسیدگی جدی تری است و با وجود وعده های مقامات امنیتی مبنی بر رسیدگی، شرایط این همراه محصور را مساعد نمی داند.
به گزارش کلمه، میرمحمود موسوی که ماه گذشته پس از نزدیک به دو سال ممنوع الملاقاتی توانست با میرحسین دیدار داشته باشد می گوید که تنها وسیله ی اطلاع رسانی که در اختیار میرحسین و رهنورد است، صدا و سیماست.
در همین رابطه سال گذشته نیز، زهرا موسوی در گفت و گو با کلمه با بیان اینکه پدر و مادرش دسترسی به رسانه ها و روزنامه ها ندارند، گفته بود: قطع کردن روزنامه برای آنها ظلم مضاعفه و بینهایت اهمیت داره.  پدرم به مامورها گفته ۱۰۰۰ روز روزنامه به من بدهکارید حتی میگفت انقدر این مساله برایش مهم است که یکبار خواب دیده که یک درخت روزنامه درحیاط روییده.
میر محمود موسوی از حدود دو سال پیش به دلیل تکذیب نکردن مصاحبه اش با کلمه و همچنین امتناع از پذیرش خواسته مسئول وقت زندان خانگی برای ارائه اطلاعات نادرست به رسانه ها در مورد وضعیت پزشکی میرحسین، ممنوع الملاقات شد و دیگر نتوانست با میرحسین و رهنورد دیدار کند.
کلمه دیروز خبر داد که با توجه به بررسی ها و گزارش ها، علی رغم نقل قول منتشر شده از رهبری درباره‌ی ادعای ملاطفت با همراهان سبزاندیش مردم و نیز انتشار شرط و شروط هایی برای ملاطفت، میرحسین و رهنورد در این سال ها هیچ درخواستی اعم از ملاطفت یا غیر آن نداشته و تنها تاکیدشان همچون گذشته، بازگشت به قانون و احترام به موازین اسلامی از سوی دستگاه حاکمه است.
مشروح گفت و گوی روزنامه شرق با میرمحمود موسوی به شرح زیر است:
بسیاری به اینکه ایران روی برقراری رابطه با عربستان سرمایه‌گذاری بیشتری نمی‌کند، انتقاد می‌کنند. البته گویا در سفر منطقه‌ای که آقای ظریف داشت، سفر به عربستان هم در برنامه‌ها بود اما به دلایلی انجام نشد. تحلیل شما درباره وضعیت منطقه چیست؟ آیا سطح اهمیت عربستان در شرایط فعلی آنقدر هست که برای آن سرمایه‌گذاری بیشتری کنیم؟
چند موضوع را می‌شود در این ارتباط مطرح کرد. یکی اینکه برای هر حرکت سیاسی و اقتصادی در منطقه با رویکرد توسعه، اصلی‌ترین نیاز، ثبات و امنیت در منطقه است. در این منطقه هیچ اتفاق اقتصادی مثبتی رخ نمی‌دهد مگر اینکه امنیت و ثبات در اینجا وجود داشته باشد. این اصل خیلی ساده فراوان گفته می‌شود که سرمایه فرار است و وقتی امنیت نباشد، خارج می‌شود. متاسفانه در این منطقه سال‌هاست که مشکل داریم.
مشکلات ما برخاسته از عوامل مختلفی است که می‌توان در یک دسته‌بندی آن را به دو بخش تقسیم کرد. بخشی از آن متعلق به خود منطقه و بخشی دیگر مسایلی است که از خارج به منطقه تحمیل می‌شود که می‌شود به آن پرداخت. به‌هر ترتیب قطعا یکی از قدرت‌های منطقه، عربستان است، یکی دیگر از قدرت‌ها ترکیه است و دیگری ایران و سایرین هرکدام سهم خودشان را دارند. امنیت یک امر منطقه‌ای است. یک کشور نمی‌تواند تصمیم بگیرد، امنیت ایجاد کند بر همین مبنا کار با عربستان و کار میان عربستان و ایران یک ضرورت است و برای طرفین و منطقه نیز ضروری است، همانطور که کار با عراق، پاکستان، افغانستان و ترکیه هم یک ضرورت است تا به بررسی اختلافات و مشکلات منطقه بپردازیم و با همکاری همدیگر مشکلات را در منطقه کاهش دهیم و به سمت این برویم که منطقه امنی بسازیم.
‌ به‌نظر شما، ضرورت همکاری با عربستان با رابطه با ترکیه، عراق و بقیه کشورها همتاست یا اولویت بیشتری برایش قایلید؟
من نمی‌خواهم به مساله به شکل ترتیب اهمیت، نگاه کنم، چون همه اینها را لازم می‌بینم. اگر ما با ترکیه و عراق مشکلاتی را حل کنیم یا حل نکنیم، مساله امنیت منطقه حل نخواهد شد یا اگر با ترکیه و عربستان مسایل را حل کنیم ولی در عراق مشکل داشته باشیم، مثل الان که پدیده «داعش» در آنجا خود را نشان می‌دهد، قطعا تهدیدی برای کل منطقه خواهد بود. ادبیات سیاسی مسوولان کشور ما و سایرین و قدرت‌های خارجی -که در مصاحبه‌هایشان خود را نشان می‌دهد- نشان‌دهنده این قضیه است که یک خطر در افغانستان، نیویورک را هم به خطر می‌اندازد. بنابر‌این اینها به هم پیوسته است. من ترجیح می‌دهم در بحث منطقه‌ای به شکل جامع به همه مشکلات منطقه توجه کنیم و این اصل را در نظر داشته باشیم که امنیت، یک امر منطقه‌ای و جامع است و باید بین همه کسانی‌که عضو خانواده این منطقه هستند، همکاری، همراهی، هماهنگی، همسویی و همگرایی صورت بگیرد، در غیر این صورت، هدف به دست نمی‌آید و همه از آن صدمه می‌بینند. آنچه که در سوریه اتفاق افتاد، برای ما، ترک‌ها و سایرین در منطقه، هزینه بسیار بالایی داشت. قضیه عراق هم برای همه هزینه دارد و این موضوع فقط متوجه خود عراق نیست بلکه ابعاد مختلفی دارد. در مساله عراق ضرورت دارد که با ترکیه، عراق و عربستان همکاری کنیم و نباید هیچ کشوری از قلم بیفتد.
‌شما به وضعیت منطقه پرداختید، در سال‌های گذشته موج افراطی‌گری و رادیکالیسم را در منطقه می‌بینیم. این جای سوال است که علت زیربنایی این نگاه افراطی و این‌همه خشونت چیست؟
می‌توانیم در چند حوزه درباره این عوامل بحث کنیم. یک بخش آن به زیربنای مسایل اجتماعی منطقه برمی‌گردد که در اینجا با آن مواجه هستیم؛ نوعی چند‌گانگی بین این جوامع وجود دارد که سابقه تاریخی و در برخی سابقه اعتقادی دارد. مثل تفاوت تفرقی که بین شیعه و سنی و تفکرات دیگر در منطقه است و یک بخش آن به توسعه نا‌متوازن از نظر اقتصادی برمی‌گردد. در اینجا جامعه‌ای داریم، مثل سعودی که میلیارد‌هادلار ذخیره دارد، در حالی که در سمت دیگر، پاکستان را داریم که به‌شدت از نظر اقتصادی فقیر است و مشکلات اقتصادی دارد. درون هرکدام از این جوامع هم اختلاف وجود دارد، مثلا در عربستان اختلافی بین طبقات مختلف وجود دارد که حتی گفته می‌شود بین فرقه‌های مختلف، تاثیر می‌گذارد. این تفاوت‌ها، بسیار سنگین است و از بخش اقتصادی گسل‌هایی در حوزه‌های اجتماعی ایجاد می‌کند که آثار و عوارض دارد و نارضایتی ایجاد می‌کند.
‌عوامل سیاسی چطور؟ در دامن‌زدن به افراطی‌گری نقش دارد؟
در حوزه سیاسی هم می‌توانیم چند عامل را مطرح کنیم؛ عامل اصلی این است که حکومت‌ها نمایندگان واقعی مردم نیستند، بنابر‌این حکومت‌ها نماینده خواسته‌های مشروع ملت‌ها نیستند بلکه حکومت‌ها سرپرستی و قیمومیت دارند از طرف مردم تصمیم می‌گیرند ولی در جهت منافع خودشان. نکته دیگر اینکه از عقلانیت جمعی استفاده نمی‌شود، بنابراین درجه خطایشان بسیار بالا می‌رود. سوم اینکه منافع ملی خود را راحت‌ با قدرت‌های خارجی معامله می‌کنند، در‌حالی‌که ملت ناظر نیست، وقتی می‌گوییم عقلانیت جمعی؛ یعنی اینکه روزنامه آزاد داریم، رسانه‌های جمعی آزاد داریم، مجلس آزاد داریم و اینها همه حرکت‌هایی که در جامعه اتفاق می‌افتد را رصد می‌کنند. در این صورت در هیچ جامعه‌ای یک‌باره ۵۰۰میلیارددلار یا ۲۰۰میلیارددلار گم نمی‌شود، به دلیل اینکه مجلس درستی وجود دارد، روزنامه‌های درستی دارند، احزاب هستند و بررسی می‌کنند و برنامه‌هایشان مورد توجه عقلای قوم قرار می‌گیرد که تصمیم‌گیری‌های درستی در جهت منافع ملی انجام دهند نه یک قشر خاص، نه یک گروه خاص و نه یک شخص خاص. بنابراین اینگونه جوامع از نظر ساختار‌های سیاسی دچار مشکلاتی هستند که با رفتارها و تصمیماتشان موجب وقوع مسایل و بحران‌هایی در این کشور‌ها می‌شوند که میل به افراط را ایجاد می‌کند. تجربه نشان داده، وقتی گروهی نتواند به‌راحتی نظر خود را بیان کند، به زیر‌زمین منتقل می‌شود، وقتی نتواند از راه زبان مطلب خودش را بگوید و حق خود را بگیرد، متوسل به اسلحه می‌شود. وقتی سراغ اسلحه رفت به ظاهر یک اکویی ایجاد می‌شود و روی موج تندروی سوار می‌شود و دشمنی‌ها، خونریزی‌ها مجددا تشدید می‌شود. متاسفانه اکنون در منطقه چنین وضعیتی داریم، البته این به این معنا نیست که اگر در منطقه‌ای عقلانیت جمعی داشتیم، اختلاف نداشتیم؛ اختلاف هست، منتها این اختلاف‌ها عموما از طریق گفت‌وگو حل می‌شود – مگر اینکه استثنا باشد- در دو،سه‌سال اخیر آنچه به‌عنوان بهار عربی و به‌دنبال آن، بعضی قضایای دیگر دیدیم، معلوم است که گفت‌وگویی در کار نیست، توطئه‌ها، بمباران‌ها ‌و کشتارهاست که از درونش رفتارهای سالم برنمی‌آید. آنچه که شما به‌عنوان «داعش» می‌بینید خروجی رفتارهایی است که توسط حاکمیت‌ها اتفاق افتاده، «داعش» یکباره به وجود نیامده بلکه توسط قدرت‌هایی به وجود آمده که اعمال زور کرده و پول تزریق کرده‌اند. خواسته‌ها و حقوق مردم را نداده‌اند و در نتیجه بذری را در منطقه ریختند که الان محصولش درآمده و حالا صدمه و خسارتش را همه می‌بینند.
‌یعنی نقش حاکمیت‌های موجود سیاسی منطقه را در افراطی‌گری زیاد می‌دانید؟
من مجموعه مشکلات منطقه را متوجه سیستم‌ها و ساختارهای اساسی موجود منطقه می‌دانم. من اعتقاد دارم که اگر این سیستم‌ها و ساختارهای سیاسی اصلاح شوند و به مردم و حقوق مردم توجه کنند، جا برای افراطی‌گری و تفکرات افراطی بسیاربسیار تنگ خواهد شد و کم‌کم از بین خواهد رفت. در جوامع دیگر که روزنامه آزاد و تلویزیون آزاد وجود دارد به‌ندرت اشخاص به سمت تندروی می‌روند مواردی هم اگر باشد، ناشی از یک مرض است نه از یک خواسته یا حاصل حق‌طلبی.
‌آنچه در گروه‌های افراطی به‌ویژه «داعش» می‌بینیم چطور؟ حاصل خواسته است یا حق‌طلبی؟
الان این دو مخلوط شده‌اند، در بین جریانات مختلف اسلحه‌به‌دست در منطقه گروه‌های حق‌طلب را می‌بینیم که راه را اشتباه رفته‌اند و تحت‌تاثیر فشارهایی که سیستم‌های سیاسی بر آنها وارد کرده‌اند، ناچار اسلحه به دست گرفته‌اند، بعد هم وارد یک سرازیری شده‌اند که در آن خشونت و کشتاری هست که هیچ‌کس تاییدش نمی‌کند.
‌ اگر بخواهید بهار عرب را ارزیابی کنید، معتقدید موفق بوده یا نه؟ آیا انتظار بیشتری از این جنبش‌ نمی‌رفت؟
از ابتدای بهار عرب، یعنی تحولات تونس تا انتهای آن‌که به سوریه می‌رسد، ظاهرا در حال حاضر فقط در مورد تونس می‌توانیم به شکل محتاطانه‌ای بگوییم که به‌تدریج به سمت جلو می‌رود و تاکنون بهترین وضعیت را در آنجا داریم. در اینجا باید به وضعیت منطقه و بازیگرانی که در منطقه حضور دارند، توجه کنیم. حرکت‌های اولیه در سوریه به‌هیچ‌وجه تندروانه نبود و اسلحه‌ای هم در کار نبود. در چندین ماه اول، شعارهایی که داده می‌شد، حق‌طلبانه، آزادیخواهانه و عدالت‌طلبانه بود، اما وقتی خارجی‌ها و تندروها پا به میدان گذاشتند، شرایط دیگری پیش آمد. در قضیه بحرین هم چنین شرایطی را می‌بینیم، مردمی که اکثریت هستند، خواستار حقوقشان هستند؛ مشارکت در حاکمیت و سهم‌داشتن در تعیین سرنوشتشان. ما نمی‌توانیم کامیون‌های پر از سرباز سعودی در جاده‌ها و خیابان‌های بحرین را فراموش کنیم. این نشان‌دهنده این است که در اینجا، صحبت از یک دولت و یک ملت نیست، صحبت از دعوای قدرت‌هاست. در بهار عربی قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای بازی‌های پیچیده‌ای به راه انداختند.
‌شرایط در مورد سوریه چطور است؟
مساله سوریه یک درجه پیچیده‌تر از این مساله است. با توجه به رابطه‌ای که سوریه با ایران دارد، از یک جهت در «محور مقاومت» تعریف می‌شود و دیگر اینکه در رقابت بین نوع جدیدی از دوقطبی بین روسیه و آمریکا تعریف شده، در هر صورت این‌هم یک موضوع است که با حوزه اول تفاوت دارد. نکته سوم اینکه دولت بشار اسد، «علویون» را نمایندگی می‌کند که در مقابل آن یک تاریخ ۳۰، ۴۰ ساله پرماجرا داشته. این ماجرا با کشورها و قدرت‌های عربی و پول‌های عربی پیوند خورده‌ است. این لایه‌های مختلف را در جامعه سوریه داریم که از یک‌طرف خواست‌های بحق گروهی از مردم است که می‌خواهند رای و دولت خودشان را داشته باشند و نظام خود را داشته باشند، از سوی دیگر تندروهایی، فاضلاب‌هایی بر سر مردم می‌ریزند. اکنون در سوریه کمتر این گروه‌ها مشاهده می‌شوند؛ به‌قدری این جریان‌ها و دست‌های خارجی و پول‌های خارجی و جریان‌های افراطی در آنجا تشنج آفریده و کشتار کردند که اصلا اصل موضوع که مطالبات مردم است، به کنار رفت و به‌حاشیه رانده شد. البته من اعتقاد ندارم که این موضوع برای همیشه خواهد ‌بود، آینده سوریه، آینده خوبی نیست. به‌هرحال سوریه مثل هر کشور و هر دولت دیگری بالاخره باید بپذیرد حکومتی باشد که خواست مردم را نمایندگی کند. در غیر این صورت یک زندگی گلخانه‌ای و زیر چتر خواهد داشت که دایم باید به آن پول و حمایت تزریق شود.
‌به‌ویژه با تخریب‌‌های زیربنایی‌ای که در این دوسال در سوریه رخ داده.
این موضوع هم مزاحم این قضیه است. بنیان‌های اقتصادی، فرهنگی و مهاجرت‌های چندین میلیونی که رخ داده همه تاثیرگذار است. تاکنون درصد بالایی از جمعیت جابه‌جا شده چه در داخل سوریه، چه از سوریه به خارج. ما در گذشته تجربه افغانستان، تجربه سومالی و جاهای دیگر را داریم. این مسایل به‌سادگی حل نمی‌شود منتها نکته‌ من روی نیروهای سیاسی داخل سوریه متمرکز است، نگه‌داشتن اقلیتی با تزریق مثل این است که کسی ‌که دچار سکته مغزی شده را می‌خواهید زیر دستگاه و ماسک نگه دارید. تبعیض به‌طور قطع، دیر یا زود، حتما عکس‌العمل دارد. مقاومت در مقابل درخواست‌های منطقی مردم سوریه بسترساز اصلی تحولات بعدی یعنی قوت‌گرفتن «داعش» شد.
آنچه الان به‌عنوان «داعش» می‌بینیم در عراق متمرکز شده، به نظر شما وضعیت دولت نوری مالکی چگونه خواهد بود، آیا این دولت می‌تواند مساله را حل کند؟
وضعیتی که در عراق پیش آمده خیلی‌ها را درگیر قضیه کرده‌ است، یکی قدرت‌های منطقه‌ای است که با هم سابقه رقابتی دارند، این سابقه عمدتا ریشه‌های تاریخی دارد و شکل اختلافات شیعه و سنی دارد. شکل دوم قضیه سهم و نقشی است که قدرت‌های فرامنطقه‌ای دارند؛ اروپا، آمریکا و روسیه منافعی برای خودشان تعریف می‌کنند که نحوه برخوردشان با «داعش» و وضعیتی که به وجود آمده، را تعیین می‌کند، این هم لایه دوم قضیه است. سومین نکته‌ای که هست، مساله زخم قدیمی فلسطین و اسراییل است که نباید دست‌کم گرفت. اینکه اسراییلی‌ها چه نقشی در آنجا داشته باشند و توسط لابی‌های خود در سطح جهان غرب عمل می‌کنند. چهارمین نکته‌ هم این است که اصولا ما وقتی از عراق حرف می‌زنیم یک وضعیت یکپارچه به تمام معنا نیست، عراق در داخل خود همیشه آبستن مشکلاتی بوده، از جنگ جهانی اول، مرزهای جدیدی در اینجا تعریف می‌شد. پس از فروپاشی عثمانی ما با ترکیبی مواجه هستیم که بخشی از آن کردها هستند، بخشی دیگر اهل تشیع و بخشی دیگر آن اهل تسنن هستند. به شکل غیردموکراتیک یک اقلیت در آنجا حاکمیت داشته است. اقلیت سنی که با منطقه شمال کردستان درگیر بوده و ده‌ها سال در آنجا مبارزات جریان داشته است. همین‌طور مظلومیت شیعه‌ای که حتی گاهی به سمت ایران هل داده می‌شدند. اینها به اینجا می‌رسد که یکی از امنیتی‌ترین رژیم‌های دنیا یعنی رژیم صدام در آنجا حکومت و هرگونه حرکتی را سرکوب می‌کرد. این زخم‌ها بر بدن عراق وجود دارد و در وضعیتی خارج‌شده از تعادل، هر گروه و جریانی می‌تواند فرصت را غنیمت بشمارد و در جهت اهداف و برنامه‌ها و منافع خودش حرکت کند بنابراین وضعیت عراق وضعیت مبهمی است.
‌برآیند نهایی این درگیری‌ها چه خواهد شد؟
با حضور قدرت‌های منطقه و با وجود قدرت‌های فرامنطقه‌ای و اختلاف‌هایی که در آنجا وجود دارد، نمی‌شود به‌راحتی تصویر نهایی را دید، اما باید نگران بود. در حال حاضر من فقط به یک بخش آن اشاره می‌کنم؛ مثلا کردستان مساله‌ای است که چندین دهه در آنجا سابقه دارد. قبل از انقلاب، بین تهران و بغداد یک نوع رقابت وجود داشت در این زمینه که چگونه این گروه کرد را علیه آن گروه کرد، یا این گروه کرد را علیه آن دولت، تجهیز یا تشویق و ترغیب کنند. در حال حاضر آن دوران گذشته است اما آثار آن باقی است. حرکت‌هایی که در داخل، کردها نسبت به قضیه «داعش» داشته‌اند نیز مختلف است. اتحاد میهنی کردستان و آقای جلال طالبانی در مقابل «داعش» در حال مقابله هستند یا می‌جنگند، اما حزب دموکرات کردستان و آقای بارزانی غیر از این رفتار می‌کنند. پ‌ک‌ک یا کردهای سوریه هم نسبت به این قضیه مواضع خودشان را دارند. هنوز یک همسانی و همسویی در میان کردها دیده نمی‌شود که محصول این است که یک تحولی دفعتا رخ داده‌ است. ولی از مجموعه مصاحبه‌هایی که از رهبران کردها و از سوریه و پ‌ک‌ک و کردستان عراق دنبال می‌کردم، صحبت از استقلال‌خواهی می‌شود. اصولا به نظر من کشورهای منطقه‌ در جریان سوریه و در جریان عراق دچار اشتباهاتی شده‌اند که موجب شده موضوع مرزهای جدید طرح شود. این ناشی از اشتباهات قدرت‌های منطقه است. بحث تغییر مرزها تا هند هم پیش می‌رود. مطلبی را در روزنامه‌های هندی مطالعه می‌کردم که ظاهرا حتی در بعضی از نقشه‌هایی که «داعش» چاپ کرده صحبت از خراسان بزرگ است که حتی گوشه‌ای از هند و ایالت گجرات و شمال‌غربی هند را هم می‌گیرد.
اگر هرچه سریع‌تر و هرچه زودتر، قدرت‌های منطقه‌ای به‌همراه قدرت‌های فرامنطقه‌ای راه جدیدی برای گفت‌وگو میان خودشان باز نکنند به نظر من وضعیت منطقه واقعا نگران‌کننده می‌شود. مسایلی که در اینجا نهفته است برخی ریشه‌های تاریخی سنگینی دارد. از شعارهایی که در بعضی روزنامه‌ها که متاسفانه این‌روزها کم نیستند، منتشر می‌شود و صداوسیما که متاسفانه به یک جهت می‌رود، اگر فاصله بگیریم و واقع‌بینانه اخبار را دنبال کنیم مساله اینچنین نیست مساله تلخ‌تر از این حرف‌هاست. عینک‌های رنگی به چشم صداوسیماست. اخبار آن به‌ندرت یک خبر درستی را می‌دهد. حتی در یک عبارت کوتاه هم که می‌گوید، تحلیل بر خبر سوار شده است؛ تحلیلی که یکجانبه است و فقط صداوسیما و رییس آن این تحلیل را دارد و منطبق بر واقعیت نیست. وقتی از عراق گزارش می‌کند باید شش روز پیش «داعش» کاملا محو شده‌ باشد در حالی که اینگونه نیست و وقتی که به رسانه‌های دیگر مراجعه می‌کنید می‌بینید که خطر «داعش» در حال بزرگ‌تر و بزرگ‌ترشدن است نه آنچنان که صداوسیما گزارش می‌کند، کوچک‌ و کوچک‌تر می‌شود! با شعاردادن‌ها که دولت عراق فلان منطقه را گرفت و فلان کار را انجام داد، مساله حل نخواهد شد. کاش اینطور بود اما واقعیت‌ها در صحنه جور دیگری است. «داعش» در حال حرکت است و نیروهای خود را از جاهای مختلف دنیا بسیج می‌کند و جریانی است که می‌تواند همه را تهدید کند و خودشان هم جماعتی هستند که بالاخره می‌توانند از خارج منطقه هم کمک دریافت کنند. اگر دولت‌ها منافع خود را به درستی تعریف کنند و بر سر این منافع، باهم گفت‌وگو کنند و به توافق برسند، ممکن است بتوان «داعش» را کنترل کرد.
‌اگر سوریه و بحرانی که در آن پیش آمده، زودتر و به شکل صحیح‌تری مدیریت می‌شد، آیا آن وقت هم ما شاهد جریانی مثل «داعش» می‌شدیم؟ به نحوه برخورد قدرت‌های منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای در موضوع سوریه هم نقدهای زیادی وارد است.
به نکته خوبی اشاره کردید. اگر به ابتدای قضایای سوریه و ابتدای قضایای بحرین برگردیم و اخبار آن زمان را مرور کنیم، می‌بینیم که نوع برخوردهایی که توسط قدرت‌های منطقه در منطقه اتفاق می‌افتد متاسفانه واقع‌بینانه نیست و در جهت رقابت و دشمنی است. در حالی‌که می‌طلبید قدرت‌های منطقه‌ای در آن زمان در جهت منافع خود و منافع منطقه از به‌کارگرفتن پول و اسلحه خودداری کنند و به جای آن به گفت‌وگو و دیالوگ بپردازند. این کار صورت نگرفت، کدام گفت‌وگو میان ایران و عربستان در آن زمان صورت گرفت؟ هیچ گفت‌وگویی صورت نگرفت. این وقایع در زمان دولت قبلی، شروع شد و اصولا ادبیاتی که به کار گرفته می‌شد، ادبیات تحریک‌کننده‌ای بود. آنچه در سفر آقای «مرسی» به تهران و در سخنرانی افتتاحیه اجلاس «جنبش عدم تعهد» دیدیم، عکس‌العملی در مقابل حرکت‌هایی بود که ایران را متهم به حمایت از آنها می‌کردند. ما مشابه چنین رفتارهایی را در مورد سایرین نیز از دولت سابق دیدیم که متاسفانه در مواردی، نه‌تنها به داشتن حکومت‌های مردمی در این کشورها کمک نمی‌کرد، بلکه حکومت‌های بی‌بهره از حمایت مردمی را حمایت می‌کرد. این جدا از قضیه داعش است. داعش نماینده ملت سوریه نیست.
همان‌طور که مساله بحرین نیز حل نشده ‌است. آیا وضعیت بحرین با آوردن نیروی نظامی عربستان به آنجا حل شده؟ به هیچ‌وجه. این مسایل فعلا آتش زیر خاکستر است و به نظر می‌رسد مسایل منطقه، توسط نظامیان مدیریت می‌شود. بنابراین راه‌حل‌های پیشنهادی نیز عموما نظامی است. سیاست نادرست اعمال‌شده در سوریه از عوامل اصلی بحرانی‌شدن وضعیت عراق است. حتما باید به نظر مردم و تنوع آرای آنان توجه کرد. کار باید به دست سیاسیون خبره داده شود. تا با رعایت حقوق مردم و با لحاظ‌کردن تنوع اقوام و مذاهب از طریق گفت‌وگو، از فاجعه بیشتر جلوگیری کنند. هرچند که خیلی دیر شده و به‌نظر من امکان جمع‌کردن این وضع بسیار اندک است. به‌هر حال باید به شکل منطقی تلاش کرد. گفت‌وگو و همکاری منطقه‌ای، شرط اول راه است.
‌ شما می‌گویید که گویا نظامی‌ها مدیریت منطقه را در دست دارند. همچنین از نقش عربستان در ارسال سلاح به کشورهای درگیر بحران منطقه سخن گفتید، سوال من این است آیا کشوری مثل عربستان احساس می‌کند که برجی دور آن است و هیچ خطری آن را تهدید نمی‌کند.
این تحلیل یک‌طرفه است من با این تحلیل موافق نیستم. سوال شما تحلیلی که در جامعه وجود دارد را گزارش می‌کند. ما در مورد سایر کشورهایی که در منطقه هستند باید واقع‌نگر باشیم. اخبار را باید از شعارها دور نگه داریم. اینکه با ابزار تبلیغ به سراغ واقعیت‌ها برویم گول‌زدن است و در مورد عده محدود و معدودی جواب می‌دهد و حقیقت مطلب پنهان می‌شود. وقتی ‌که منطقه در آتش است، هیچ‌کس در امنیت نیست. متاسفانه کسانی‌که صاحب قدرت هستند، تصور می‌کنند که می‌شود با این فرمان در همه شرایط رانندگی کرد. نه! عربستان هم مثل ایران و مثل دیگران است. اگر با تحولاتی که در منطقه اتفاق افتاده و تحولات مثبتی که در حوزه‌های مختلف از جمله احترام به حقوق انسان‌ها در تمام دنیا اتفاق افتاده، خود را همراه نکند، تصور می‌کنم که از درون دچار مشکلات جدی خواهد شد. همان طور تحولات بیرون هم تاثیر خود را بر تحولات داخلی عربستان، تحولات داخلی بحرین و تحولات داخلی سوریه خواهد داشت. ما در دنیایی نیستیم که کسی در داخل مرزهای خود -مثل زمانی که به مرزهای شوروی می‌گفتند، مرزهای آهنین- بنشیند و تصور کند که تحت‌تاثیر وقایع بیرونی قرار نخواهد گرفت، خیر به این شکل نیست و عربستان هم مستثنا از این قضیه نیست.
‌دورنمای شما از تحولات احتمالی در کشوری مانند عربستان چیست؟
در مورد اینکه چه اتفاقاتی ممکن است در آنجا بیفتد، تحلیل‌های مختلفی ارایه می‌شود، یک بخش آن به پدیده افراطی‌گری در منطقه مرتبط است و بخش دیگر اینکه آیا ساختار سنتی حکومت عربستان می‌تواند به همان روش در دهه و سده آینده به حیات خود ادامه بدهد. وقتی مجموعه خانواده پادشاهی به نسل آینده واگذار شود، آیا نسل جدیدی که با جهان غرب بیشتر آشناست همان آرایش سیاسی سنتی را ادامه خواهد داد؟ اینکه سهم نفتی که غرب و آمریکا از اینجا می‌برد، کمتر شده؟ اینکه غرب نگاهش را به سمت شرق و آسیا معطوف کرده و… همه عواملی است که در مجموعه تحولات منطقه سهم و نقش دارد که خود یک بحث گسترده‌ را می‌طلبد. اگر زودتر در این زمینه دست به کار نشویم در آینده شرایط از این هم بدتر خواهد شد. ما در حال حاضر در این مقطع فعلی باید حساب کنیم که دیگران در حال طراحی هستند که از فرصت به‌وجودآمده، چگونه استفاده کنند. همین حالت را شما در اروپا و در مورد آمریکا هم می‌بینید. از روسیه هنوز تحرک زیادی نداریم، اما به‌تدریج پای آنها به این قضیه کشیده خواهد شد و سهم و نقش اسراییلی‌ها هم در آینده نباید نادیده گرفته شود که اگر بخواهند وارد این قضیه بشوند به همراه سایر مشکلات، وضعیت از این بدتر و پیچیده‌تر خواهد شد.
‌ از یک‌سو حساسیت ما به‌عنوان یک ملت شیعه در مورد اماکن مقدسی مثل عتبات عالیات و خطر «داعش» در این منطقه، از سوی دیگر با توجه به خطری که می‌تواند مرزهای ما را تهدید کند، برخی تحلیلگران معتقدند که این مقطع فرصت خوبی بود که ایران دیپلماسی فعال‌تری در موضوع عراق و مواجهه با «داعش» اجرا کند؟
جریانی که اکنون در عراق می‌گذرد، امری دوسویه است. یک طرف آن، حاکمیت موجود در عراق است و در طرف دیگر «داعش». موضع ما در این قضیه کاملا روشن است که در کنار حاکمیت عراق قرار داریم منتها بحث بر سر این است که به چه میزان و چگونه؟ آیا پول کمک می‌شود یا اسلحه؟ موضوعاتی است که بالاخره در مورد آن گمانه‌زنی‌هایی می‌شود که ما اطلاعات موثقی در مورد آن نداریم. اما از سوی دیگر «داعش» ایران را تهدید می‌کند و از مرزهای ایران صحبت می‌کند، ادعای حمله به عتبات عالیات که برای شیعیان محترم و مقدس است، می‌کند، بنابراین در اینجا دیپلماسی با «داعش» هیچ معنایی ندارد. هرچند دیر شده اما باز هم می‌شود کار دیگری را انجام داد، آن‌هم دیپلماسی در منطقه و خارج از منطقه است. دیپلماسی در اینجا فعال‌شدن بر محور این است که چگونه می‌شود اسلحه‌ها را خاموش کرد؟ چگونه می‌شود این کار را با نهایت دقت از فاز نظامی به فاز سیاسی کشاند تا مساله عراق در داخل و با کمک و حمایت دیگران به گونه‌ای حل شود که فضایی برای «داعش» نماند. چون در کنار «داعش» نیروهای ناراضی دیگری هم هستند که جزو «داعش» نیستند. اینها نباید به «داعش» بپیوندند. چرا پیوستند؟ پاسخ این است که یک نارضایتی‌هایی در آنجا هست. این نارضایتی‌ها باید مورد بررسی قرار گیرد. با اسلحه نمی‌شود سراغ این نارضایتی‌ها رفت. اینها گفت‌وگو می‌طلبد، اینها با کشورهای منطقه و با دولت‌های خارج از منطقه ارتباطاتی دارند که باید شناسایی شود و باید با اینها گفت‌وگو شود و آثار آن توسط دولت عراق و مجلس جدید عراق مورد توجه قرار گیرد. قطعا در بین این ناراضی‌ها، عمده کسانی که ما می‌توانیم مورد توجه قرار دهیم کسانی هستند که نمی‌خواهند عراق تخریب و چندپاره شود. ‌باید اینها از «داعش» جدا شوند و «داعش» فضای تنفسی خود را در آنجا از دست بدهد. ‌این کار تنها از طریق دیپلماسی ‌شدنی است. شاید هم در حال حاضر این دیپلماسی وجود داشته باشد ولی بنده اطلاعی ندارم.
‌ چقدر ایران و مرزهایش در این ماجرا تهدید می‌شود؟ به نظر شما این نگرانی چقدر جدی است؟
با توجه به گستره این گروه، آنچه اکنون در عراق در جریان است و با توجه به پشتوانه مالی و قدرتی که در فضای مجازی دارند و امکان جذب نیرو؛ جای نگرانی است. برای ما به‌عنوان کشوری که در داخل مرزهای خود امنیت دارد، حداقل می‌تواند مزاحمت‌هایی ایجاد کند. حداقل هزینه حفظ این امنیت را می‌تواند برای ما خیلی سنگین کند. ما در مجموعه مسایلی که در منطقه رخ می‌دهد، بدون اینکه بنده و شما بخواهیم، درگیر هستیم و به میزانی که درگیر هستیم، آسیب‌پذیر هستیم.
‌شما چندی پیش با برادرتان، میرحسین موسوی دیدار داشتید. حالشان چطور بود؟
از نظر روحی خیلی خوب و از نظر جسمی نیاز به رسیدگی دارد و از نظر پزشکی باید بیشتر مورد توجه باشد. شرایط حصر تاثیر جسمی داشته است. اخبار را به ناچار از طریق تنها وسیله خبری یعنی صداوسیما که در اختیارشان گذاشته‌اند دنبال می‌کنند.
‌ملاقات شما بعد از انجام آنژیوگرافی بود؟
بله، دوهفته بعد از آن بود.
‌بعد از چند وقت؟
۲۱ماه.
‌حال خانم رهنورد چطور بود؟
وضعیت ایشان را هم از نظر روحی خوب دیدم، ولی شرایط جسمی ایشان متاثر از شرایط حصر است و نیازمند این است که از نظر پزشکی، توجه بیشتری به ایشان بشود. هرچند که مقامات امنیتی به ما می‌گویند که رسیدگی می‌کنیم، منتها من اعتقاد دارم که باید دسترسی بیشتر و بهتری به امکانات پزشکی داشته باشند.

به گزارش کلمه، ریحانه طباطبایی امروز برای تفهیم اتهام پرونده‌ای تازه به دادسرای اوین رفته بود که پس از آن برای اجرای محکومیت ۶ ماهه خود از پرونده‌ قبلی زندانی شد.
ریحانه طباطبایی در زمستان سال ١٣٩١ و در جریان کلیکبازداشت گسترده روزنامه‌نگاران ایرانی به زندان افتاده بود.
کلمه می‌گوید "عضویت در ستاد ملی جوانان در انتخابات سال ۹۲، شرکت در همایش جوانان اصلاح طلب در شهرکرد و توهین به سعید جلیلی و محمدباقر قالیباف در فیسبوک" اتهامات تازه خانم طباطبایی هستند.
ایران یکی از بزرگترین زندان‌های روزنامه‌نگاران در جهان است.
هفته گذشته سازمان گزارشگران بدون مرز با اعلام کلیکنگرانی از وضعیت روزنامه‌نگاران ایرانی گفت علیرغم گذشتن حدود یک سال از پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری، وعده‌های او عملی نشده و هنوز پیشرفتی قابل ملاحظه‌ در عرصه آزادی اطلاع رسانی رخ نداده است.
کمیته حفاظت از روزنامه نگاران نیز به تازگی در گزارش گفت: "ایران یکی از سرکوبگرترین کشورهای جهان در عرصه آزادی اطلاع‌رسانی است به طوری که در رده بندی جهانی آزادی مطبوعات سال جاری میلادی، در بین ۱۸۰ کشور در رده ۱۷۳ قرار داشته است."

۱۳۹۳ تیر ۱۳, جمعه


به گفته جمال کریمی قدوسی آیت‌الله خامنه‌ای چهار شرط را برای  پذیرش«توبه» فتنه‌گران عنوان کرده‌ است: «حضرت آقا فرموده‌اند: اگر فتنه‌گران مرز خود را با دشمن مشخص کرده، تهمت‌های زده شده به نظام جمهوری اسلامی را پس بگیرند، خسارت‌های وارده را جبران کنند و به خاطر جرایمی که مرتکب شده‌اند آماده مجازات باشند، می‌توانند به بدنه ملت بازگردند.»
این عضو کمیسیون امنیت ملی با اشاره به درخواست علی مطهری از مقام معظم رهبری مبنی بر رفع حصر رهبران جنبش سبز از آیت‌الله خامنه‌ای گفت: «زمانی که آقای مطهری به مقام معظم رهبری می‌گوید :"سران فتنه را یا محاکمه کنید و یا آزاد کنید"، رهبر انقلاب می‌فرمایند: "با بصیرت می‌توان مسائل را فهمید، پدر شما را کسانی شهید کردند که خودشان را در جایگاه حق می‌دیدند، در فتنه ۸۸ عده‌ای خود را در جای حق دیدند و انقلابی می‌پنداشتند، اگر زمان حضرت امام این اتفاقات می‌افتاد امام قطعا برخوردی قاطع با آنها می‌کردند، اما به خاطر مسائلی نظام اسلامی در برابر این افراد رأفت نشان داد، اگر دادگاهی تشکیل شود، دادگاه حکمی می‌دهد که تحملش برای شما سخت است".»
این نخستین بار نیست که دست‌اندرکاران نظام خواستار «توبه» سران جنبش سبز شده‌اند. چندی پیش سردار نقدی با ابراز «نا امیدی» از توبه میرحسین موسوی و کروبی، خواستار محاکمه آنان شده بود.
در سال ۱۳۹۲ نیز حبیب‌الله عسگراولادی مسلمان پیش از مرگش از انتظارش از رهبران جنبش سبز برای توبه سخن گفتهبود.
این در حالی است که چندی پیش دختران میرحسین موسوی پاسخ پدرشان را در باره امکان توبه منتشر کردند که حاکی از مخالفت نخست وزیر سال‌های ۶۰ با توبه بوده است: «آن‌ها مرا می‌شناسند و می‌دانند وقتی به نتیجه برسم که سفید، سفید است، نمی‌توانند تحت هیچ فشاری وادارم کنند که بگویم سیاه است.»