۱۳۹۴ اسفند ۱۰, دوشنبه

مصطفی تاج‌زاده به تحمل چهار ماه حبس تعزیری دیگر محکوم شد. این زندانی ابتدا به ۶ سال حبس و در دوران زندان نیز به دلیل نامه‌نگاری و با شکایت سپاه پاسداران به یک سال حبس محکوم شده بود.
همسر این زندانی سیاسی با اعلام خبر گفته است که طی مدت مرخصی هیچ تماسی برای بازگشت با آنها گرفته نشده و برای کمتر از ده روز، همسرش به چهار ماه حبس محکوم شده است.
مصطفی تاج زاده در ایام حبس به دلیل نامه نگارى هاى انتقادى به رهبر ایران از درون زندان، با شکایت سپاه پاسداران، به تبلیغ علیه نظام متهم شد و با عدم حضو در دادگاهى که آن را غیرعلنى و غیر قانونى خواند، توسط شعبه ٢٨ دادگاه انقلاب به ریاست قاضى مقیسه به یک سال حبس محکوم شد و با اجرای این حکم، وی در موعد قانونی که ۲۸ فروردین ۹۴ بود، آزاد نشد.
سیدمصطفی تاج‌زاده، عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب و حزب مشارکت، پس از انتخابات سال ۸۸ به اتهام اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت ملی و فعالیت تبلیغی علیه نظام، بازداشت و  از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی به ۶ سال حبس محکوم شد، این حکم در دادگاه تجدیدنظر عینا تایید شد.
این زندانی سیاسی پس از بازگشت به زندان در مرداد ۸۹ در شرایطی ایزوله و جدا از دیگر زندانیان سیاسی نگهداری می‌شود.

 آخرین جم‌خانه پیروان آیین یارسان (اهل حق) در شهرستان اسلام آباد غرب (شاه آباد) هدف حمله گروهی از افراد تندروی مذهبی قرار گرفت. جم‌خانه به محل نیایش پیروان این آیین گفته می‌شود.
روز هشتم اسفند، چند صد نفر که خود را “شیعیان پیرو ولایت” می‌خواندند، به تنها جم خانه باقی‌ مانده پیروان آیین یاری در شهرستان اسلام آباد (شاه آباد) در استان کرمانشاه حمله ور شده و با سنگ و چوب شیشه‌های آنجا را شکسته و به ساختمان و تاسیسات آنجا آسیب‌هایی‌ وارد کردند.
در این گزارش آمده است، این افراد از حمایت نیروهای امنیتی و ماموران پلیس حاضر در محل بر خوردار بوده اند و با سر دادن شعار‌هایی‌ علیه شهروندان یارسان، فریاد سر داده اند که” این فرقه ضاله نابود باید گردد”.
همزمان با حمله به جم خانه اسلام آباد، این افراد شماری از شهروند یارسان را که به حمله این افراد اعتراض می کردند، مورد ضرب و شتم قرار داده اند.
به گفته شاهدان حاضر در محل، این افراد به طور آزادانه در سطح شهر جولان می‌دادند و به صورت گسترده ای در سطح شهر، به پیروان آیین یاری هتک حرمت کرده اند.
تا پیش از وقوع انقلاب در ایران در سال ۱۳۵۷، شمار زیادی از شهروندان یارسانی، ساکن شهراسلام آباد بوده اند.
با استقرار جمهوری اسلامی، شمار زیادی از این شهروندان به دلیل آزار و اذیت های صورت گرفته توسط عوامل جمهوری اسلامی و مسلمانان افراطی شیعه و سنی از این منطقه به اقلیم کُردستان مهاجرت کردند. همچنین اکثر جم خانه‌های این شهر نیز توسط این افراد تخریب شد.
گفتنی است طی خرداد تا مرداد ماه ۱۳۹۲ سه تن از پیروان آیین یارسان به نام های حسن رضوی، نیکمرد طاهری و محمد قنبری در اعتراض به تبعیض و رفتارهای توهین آمیز علیه این اقلیت، اقدام به خودسوزی کردند، این حرکت پس از آن انجام گرفت که سبیل یک زندانی یارسانی به نام کیومرث در زندان همدان به زور تراشیده شد، این اقدام، توهین به آداب و رسوم پیروان این کیش به شمار می‌رود.
پس از این واقعه، یکی از جوانان یارسانی همدان به نام حسن رضوی، به نشانه اعتراض در مقابل فرمانداری همدان اقدام به خودسوزی کرد که بر اثر شدت جراحات ناشی از سوختگی چندین روز بعد در بیمارستان درگذشت. در بامداد چهاردهم خرداد همان سال، یکی دیگر از پیروان یارسان به نام نیکمرد طاهری در برابر دوربین، خود را آتش زد و ساعتی بعد جان باخت.
اهل حق یا یارسان، آیینی است با مناسک عرفانی که جمعیت آنان در ایران حدود دو میلیون تن براورد می شود و بیشتر در مناطق غرب و شمال غرب ایران سکونت دارند.
جم‌خانه نیایشگاه و محل گرهمایی مردم یارسان (اهل حق) است. آئین و نذر و نیازهای مردم به همراه مراسم فاتحه خوانی برای در گذشتگان در این مکان تشکیل می‌شود. مراسم عبادی پیروان یاران آیین جم نامیده می‌شود.
عباس لسانی فعال مدنی ترک (آذری) با بازگشت به بند و دریافت حق تلفن به اعتصاب غذایش پایان داد. این فعال مدنی ساکن اردبیل به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال حبس محکوم و به زندان شیراز تبعید شده است.
 عباس لسانی در پی انتقال اش  به بند عبرت زندان شیراز و قطع ارتباط با بیرون از زندان از تاریخ ۵ اسفند ماه اعلام اعتصاب غذا کرده بود.
عباس لسانی  از زمان تبعید به زندان شیراز در بیست و یکم آبان ماه، از ملاقات با خانواده اش محروم بوده است.
خانواده این زندانی نیز طی ماه‌های گذشته بارها به مراجع قضاییاحضار شده اند.
عباس لسانی به دلیل عدم رعایت اصل ۱۶۸ قانون اساسی دایر بر تشکیل جلسات دادگاه بصورت علنی، در هیچ یک از ۳ جلسه دادگاه شرکت نکرده بود، در پنجم اردیبهشت ماه طی دادنامه ای از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب شهر اردبیل به ریاست قاضی اسدپور، به یک سال حبس تعزیری محکوم شده بود.
این فعال مدنی و پدر سه فرزند که سابقه بازداشت و زندانی شدن های متعددی دارد، آخرین بار روز هیجدهم شهریور سال ۱۳۹۰، در پی اعتراضات به خشک شدن دریاچه ارومیه، به اتهام تبلیغ علیه نظام و تشکیل گروه به قصد برهم زدن امنیت کشور، در شهر اردبیل بازداشت شد، وی پس از ۵۵ روز بازداشت در بازداشتگاه اداره اطلاعات اردبیل روز ۱۴ آبان ۹۰ با قرار وثیقه ۱۰۰ ملیون تومانی آزاد شد.
جک جدید و نظر مردم ....

۱۳۹۴ اسفند ۵, چهارشنبه

عفو بین‌الملل در گزارشی که هفته گذشته منتشر شد، با “زندانی عقیدتی” خواندن آقای طاهری، خواستار آزادی بی قید و شرط، ایجاد شرایط مراقبتی سالم و تحقیقات بی طرفانه درباره نگهداری این زندانی در سلول انفرادی شد.
محمدعلی طاهری هم اینک در بیست و چهارمین روز اعتصاب غذا به سر می برد.
محمد علی طاهری پس از اینکه مسولین بند دو الف، بازداشتگاه ویژه سپاه پاسداران مستقر در زندان اوین به وی گفتند که “باید فکر آزادی را از ذهنش خارج کند” اعتصاب غذای خود را در دهم بهمن ماه آغاز کرد.
او طی ملاقاتی که روز سیزدهم بهمن ماه با یکی از وکلایش در زندان اوین انجام داده، گفته است که چند روزی است که به دلیل “رفتارها و مطالبی که به او گفته شده” دست به اعتصاب غذا زده است.
به گفته منابع هرانا پس از هیجدهم بهمن و عدم آزادی محمدعلی طاهری در موعد مقرر، اعتصاب غذای او با جدیت بیشتری و به صورت خشک ادامه پیدا کرده و با وخامت حال منجر به انتقال به بیمارستانی خارج از زندان شده است.
آقای طاهری روز چهارشنبه بیست و یکم بهمن و همزمان با یازدهمین روز و ادامه اعتصاب غذای تر مجددا به زندان اوین بازگردانده شده است.
گفتنی است حکم اعدام محمدعلی طاهری اواخر آذرماه از سوی شعبه ۳۳ دیوان عایل کشور نقض شد و پرونده جهت رسیدگی مجدد به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب ارجاع شد.
علیزاده طباطبایی یکی از وکلای پرونده پس از نقض حکم و با توجه به تمدید نشدن قرار بازداشت اظهار امیدواری کرده بود که موکلش در موعد مقرر یعنی هیجدهم بهمن ماه آزاد شود.
مسئولین قضایی از آزادی آقای طاهری در موعد مقرر در حالی خودداری کردند که جمعی از هواداران او در مقابل منزلش و زندان اوین تجمع کرده بودند.
جمعی از هواداران محمدعلی طاهری نیز همزمان با سیزدهمین روز اعتصاب غذا در حمایت از او دست به تحصن و اعتصاب غذا در مرقد بنیانگذار جمهوری اسلامی زده بودند که به بازداشت آنها انجامید.
محمدعلی طاهری بنیانگذار عرفان کیهانی یا حلقه در ایران، ۱۴ اردیبهشت ماه سال ۹۰ بازداشت و از سوی دادگاه انقلاب به‌ اتهام “توهین به مقدسات”، “مداخله غیرقانونی در امور پزشکی و درمان بیماران”، “ارتکاب فعل حرام و رابطه نامشروع”، “استفاده غیرمجاز از عناوین علمی دکتر و مهندس”، “ضالّه بودن کتب و آثار”، به ۵ سال حبس، پرداخت ۹۰۰ میلیون تومان جزای نقدی و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد.
“افساد فی‌الارض از طریق منحرف کردن افراد”، دیگر اتهام طاهری بود که دادگاه به تحقیقات صورت گرفته در این بخش اشکال نقص گرفت و پرونده برای تکمیل تحقیقات به دادسرا ارسال شد. در نهایت، دادسرا پس از رفع نواقص، پرونده را مجدداً به دادگاه ارسال کرد و ششم اسفند ماه سال ۹۳ برای رسیدگی به این اتهام تعیین شد. اما با درخواست استمهال متهم، دادگاه برگزاری جلسه محاکمه را به تاریخ دیگری موکول کرد تا اینکه دادگاه اوایل اردیبهشت ماه امسال به این بخش از پرونده طاهری رسیدگی و حکم وی را صادر کرد.
حکم صادره با اعتراض وی به شعبه ۳۳ دیوان عالی کشور ارسال شد و در نهایت، دیوان حکم صادره را نقض کرد.
دستگاه امنیتی و قضایی، از سال ها پیش مقابله با آیین های معنوی ناسازگار با مفاهیم سنتی اسلام را در دستور کار قرار داده و بسیاری از رهبران و پیروان این گونه آیین ها را تحت تعقیب قرار داده است.
در جمهوری اسلامی ایران، از این آیین ها با عناوینی همچون “عرفان های کاذب” یا “عرفان های نوظهور” یاد می‌شود.
رئیس جمهور ایران در امور زنان و خانواده گفته است: «موارد بسیاری سراغ داریم که مرد خانواده به دلیل مواد مخدر یا هر جرم دیگری به زندان افتاده و قانون اموال وی را مصادر کرده است در حالی که یک آپارتمان کوچک تنها سرپناه همسر و فرزندان وی است. قانون در مقابل زن و سه فرزندی که تنها سرپناه آن‌ها مصادره می‌شود چه مسئولیتی دارد؟ دستگاه‌های اجرایی ما چه وظایفی دارند؟»
وی اضافه کرده است: «در حال حاضر ۱۷ دستگاه و نهاد در زمینه کاهش آسیب‌های اجتماعی بودجه و مسئولیت دارند اما باید پرسید جایگاه این دستگاه‌ها در کاهش عوارض اجتماعی جرم که بر نهاد خانواده تحمیل می‌شود، چیست؟ خانواده‌ای که تنها یک واحد آپارتمان داشته را مصادره کرده‌اند و اصلا توجهی ندارند که یک زن با ۳ فرزند می‌خواهد چه کند؟ پاسخ این سوال به هیچ وجه برای دستگاه اجرای قانون مهم نیست.»
شهیندخت مولاوردی تصریح کرده است: «ما روستایی را در سیستان و بلوچستان داریم که تمامی مردان آن روستا اعدام شده‌اند. بازماندگان آن‌ها امروز قاچاقچی بالقوه هستند هم از این نظر که بخواهند انتقام پدران خود را بگیرند هم برای تامین منابع مالی خانواده‌ها، اما هیچ حمایتی از این افراد نمی‌شود.»
معاون رییس جمهوری ایران می‌گوید که در برنامه پنجم توسعه موضوع «حمایت از خانواده معدومین به کل حذف شده بود» اما در دولت حسن روحانی این موضوع دوباره در برنامه ششم گنجانده شده است.
خانم مولارودی همچنین گفته است: «معتقدیم اگر از این افراد حمایت نشود، این‌ها مستعد تکرار جرایم هستند پس جامعه در قبال این خانواده‌ها که قربانی جرم سرپرست خود هستند، مسئول است.»
به گزارش فردا، سیستان و بلوچستان یکی از پهناور‌ترین و فقیر‌ترین استان‌های ایران است، براساس سرشماری سال ۱۳۸۵، از جمعیت دو میلیون و ۳۵۰ هزار نفری استان سیستان و بلوچستان، بیش از ۶۴۰ هزار تن بی‌سواد هستند.
سیستان و بلوچستان دارای هزار و ۳۰۰ کیلومتر مرز زمینی مشترک با کشورهای پاکستان و افغانستان است و یکی از مسیرهای اصلی ورود مواد مخدر به داخل ایران محسوب می‌شود.
علی اوسط هاشمی، استاندار سیستان و بلوچستان، ۲۴ بهمن گفته بود: “از ابتدای سال تا کنون ۱۴۴تن موادمخدر کشف و ضبط شده است که بیشترین آن‌ها تریاک بوده است وهمچنین طی این مدت علاوه بر انهدام ۱۲۰ باند مواد مخدر؛ بیش از ۱۵۰ قبضه اسلحه از قاچاقچیان مواد مخدر کشف و ضبط شده است”.
در همین حال نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر و به ویژه عفو بین الملل طی سال‌های اخیر از مقام‌های ایران خواسته‌اند به موج اعدام‌های اقشار  کم درامد و فقیر به اتهام قاچاق مواد مخدر که اغلب به براساس«محاکم های ناعادلانه» صورت می‌گیرند، پایان دهند.
 سعید رضوی فقیه زندانی سیاسی بند هفت زندان اوین روز گذشته برای مداوای مشکلات قلبی به مرکز قلب تهران اعزام شد. آقای رضوی فقیه از ابتدای زندانی شدنش در اسفند ۱۳۹۲ بارها به عدم رسیدگی مناسب به مشکلات پزشکی اش اعتراض کرده است.
سعید رضوی فقیه به تازگی و در اوایل بهمن ماه از زندان رجایی شهر به زندان اوین منتقل شد.
عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، پس از سرکوب های انتخابات در سال ۸۸ به دلیل سخنرانی در یک نشست در همدان به اتهام جرایم امنیتی، از سوی دادگاه انقلاب تهران به یکسال حبس تعزیری محکوم شد.
او که به خارج از کشور رفته بود، در اسفند ۱۳۹۲ پس از بازگشت به ایران برای گذراندن یک سال محکومیت به زندان رجایی شهر منتقل شد.
پس از اتمام دوران محکومیت رضوی فقیه و علیرغم پایان حکم، وی به صورت بلاتکلیف در انتظار دادگاه سخنرانی سال ۹۲ همدان خود در زندان رجایی شهر به سر می‌برد. حکم جدید دادگاه بدوی وی اخیرا به او ابلاغ شده است.
سه سال و نیم حبس جدید این فعال سیاسی زندانی به اتهاماتی چون دو سال برای توهین به رهبری، یک سال تبلیغ علیه نظام و شش ماه برای توهین به خبرگان در پرونده دوم او بر می گردد.
سعید رضوی فقیه چندی پیش در اعتراض به عدم توجه مسئولان زندان رجایی شهر و بهداری این زندان اعلام اعتصاب غذا کرد، او پس از دو روز با اعزام به بیمارستان قلب به اعتصاب اعتراضی خود پایان داد.
اعتراض رضوی فقیه به عدم ارایه خدمات درمانی مناسب و ممانعت از اعزام او به بیمارستان جهت تکمیل اقدامات درمانی اش بود.

۱۳۹۴ اسفند ۴, سه‌شنبه

روز گذشته شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر استان تهران حکم چهار فعال مدنی را صادر کرد. بنابر رأی دادگاه و با احتساب احکام تعلیقی قبلی، آرش صادقی به ۱۹ سال، گلرخ ایرایی به ۶ سال، بهنام موسیوند به ۳ سال و نوید کامران به ۱ سال حبس تعزیری محکوم شدند. رونوشت متن دادنامه این فعالین که از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی صادر شده، برای آشنایی با میزان سندیت و اعتبار احکام دادگاه‌های انقلاب، به همراه گزارشی از سیر پرونده آنان منتشر می‌شود.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، آرش صادقى، گلرخ ابراهیمی، نوید کامران و بهنام موسیوند آخرین بار پانزدهم شهریورماه سال ۱۳۹۳ در محل کار بازداشت شدند.
به گفته منابع مطلع، بازداشت آنان با اعمال خشونت زیادی همراه بود.
نوید کامران و بهنام موسیوند چند روز بعد به قید وثیقه آزاد شدند. گلرخ ایرایی اوایل مهرماه همان سال و آرش صادقی پس از بیش از شش ماه، اواخر اسفند به قید وثیقه آزاد شد. این فعال سابق دانشجویی حدود شش ماه در بند دو-الف سپاه و زیر فشار انواع بازجویی بود.
دادگاه این فعالین سی ام تیرماه ۱۳۹۴ در شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر در حالی برگزار شد که گلرخ ایرایی به دلیل بیماری حضور نداشت و مطابق مدارک پزشکی ارائه شده (در تصاویر)، جلسه رسیدگی به اتهامات گلرخ ابراهیمی باید تجدید می شد، ولی با مخالفت قاضی صلواتی و نماینده دادستان، بدون حضور وی کیفرخواست قرائت و محاکمه او به صورت غیابی انجام شد.
پیش از آن نیز قاضی صلواتی اجازه ورود و مطالعه پرونده را به امیر رئیسیان وکیل آرش صادقی نداده بود و دادگاه بدون وکیل وی برگزار شد.
حکم دادگاه ۳۱ مردادماه با حضور آنان در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران ابلاغ شد، طی این حکم آرش صادقی به پانزده سال، گلرخ ابراهیمی به شش سال و نوید کامران و بهنام موسیوند نیز هر کدام به ۱۸ ماه حبس تعزیری محکوم شد.
اگرچه قانونا باید این اتهامات با اعمال ماده ۱۳۴ و تجمیع جرائم کاهش می یافت ولی در دادنامه بدوی و همچنین تجدیدنظر به این مسئله اشاره ای نشد و صرفا بخش تشدید مجازات (یک و نیم برابر کردن مجازات هر اتهام) درباره آرش صادقی و گلرخ ابراهیمی انجام شد.
آرش صادقی، بهنام موسیوند و نوید کامران پیش از این پرونده نیز سابقه بازداشت و زندانی شدن داشته اند.
به اعتقاد مشاورین حقوقی هرانا، متن حکم انشا شده علیه این فعالین آنقدر غیرحقوقی و پر اشتباه است که اشاره به یک یا چند بخش آن کافی نیست. مطالعه کامل رونوشت این دادنامه می تواند برای آشنایی بهتر با ذهنیت قضات و بازجویانی که عادی ترین رفتار ها و ارتباطات شهروندان را جرم‌انگاری کرده اند، مفید باشد.
دادستان قزوین از دستگیری فردی به اتهام “تبلیغ علیه نظام” و “نشر اکاذیب نسبت به روحانیت” در فضای مجازی خبر داد.
صادقی نیارکی در این رابطه اظهار کرد: “در پی رصد اخبار و اطلاعات گروه ها و کانال های شبکه های اجتماعی توسط واحد رصد فضای مجازی دادسرای قزوین، فردی که در گروه تلگرامی مبادرت به “تبلیغ علیه نظام” و “نشر اکاذیب نسبت به روحانیت” می کرد شناسایی و با تشکیل پرونده قضایی روانه زندان شد”.
دادستان عمومی و انقلاب قزوین با بیان اینکه تمامی گروه ها و کانال های فعال در سطح استان شناسایی و تحت رصد روزانه می باشند بیان کرد: “متهم پس از شناسایی و احضار توسط شعبه دوازدهم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب مورد بازجویی و پس از تفهیم اتهام با صدور قرار قانونی روانه زندان شد”.

۱۳۹۴ اسفند ۳, دوشنبه

Hasr-saham-newsمدیر مسئول روزنامه ایران به دلیل چاپ داستانی درباره «حصر» موسوی و کروبی به دادسرای فرهنگ و رسانه احضار شد. ادعا شده که این مقاله توهین به رهبر جمهوری اسلامی و «فضاسازی علیه نظام و دفاع و تطهیر سران فتنه» بوده است. 
عباس جعفری، دادستان عمومی و انقلاب تهران روز شنبه (اول اسفند/ ۲۰ فوریه) از حضور مدیر مسئول روزنامه ایران، روزنامه ارگان دولت، در دادسرای فرهنگ و رسانه و تحقیق از نویسنده یکی از مقالات این روزنامه خبر داد.
رسانه‌های وابسته به محافل تندروی حکومت نوشته‌اند، مقاله یادشده در شماره روز چهاشنبه (۲۸ بهمن/ ۱۷ فوریه) روزنامه ایران با عنوان «همسایه طبقه بالا» به قلم «لیلی مشرقی» چاپ شده است.
رسانه‌های تندرو می‌گویند این مقاله داستانی سمبولیک است و در ظاهر مشغول روایت خاطرات کودکی است که به همراه خانواده و همسایه طبقه بالایی در خانه‌ای مشتمل بر طبقه همکف و زیرزمین زندگی می‌کنند. همه چیز این خانه و خاطراتش عادی است تا اینکه همسایه طبقه بالا – که پیرمردی مرموز و عجیب است – دچار توهم می‌شود و خود را صاحب این خانه فرض می‌کند.
همسایه طبقه بالا جلوی سروصدای بچه‌ها را می‌گیرد و سه تا از پرنده‌های قفس را از حیاط گرفته و در قفسی که روکش سیاه دارد، زندانی می‌کند و حالا که زمان روایت داستان است، از آن حادثه – یعنی اسارت سه پرنده – ۵ سال است که می‌گذرد.
در ادامه این مقاله یا داستان آمده است: «[…] همسایه طبقه بالا فکر می‌کرد ما مستأجر او هستیم، اما پدر می‌گفت همسایه بالایی فقط توهم دارد؛ مادر هم حرف‌های پدر را تأیید می‌کرد و می‌گفت که این خانه را با هم ساختند اما موقع ثبت سند گویا همسایه طبقه بالا امضاها را انجام داده بود و حالا خودش را مالک تمام خانه می‌دانست، ما بچه‌ها زیاد چیزی درباره سند و مدارک نمی‌دانستیم.»
یکی از رسانه‌های تندرو درباره داستان منتشر شده در روزنامه ایران نوشته است: «ظاهر این داستان روایتی برش‌گونه از خاطرات یک کودک-راوی است اما اگر نمادها و سمبل‌های موجود در داستان را رمزگشایی کنیم، متوجه می‌شویم که اینگونه نیست و در واری این رمزها که درک آنها هم چندان مشکل نیست، روایت دیگری خفته است که انتشار آن در آستانه انتخابات در روزنامه کثیرالانتشاری که ارگان دولت اعتدال است، بسیار عجیب می‌نماید!»
به تعبیر رسانه‌های تندرو، پیرمردی که دچار توهم شده و خود را صاحب خانه فرض می‌کند، علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی است و سه پرنده اسیر هم میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد هستند که از ۵ سال پیش در حبس خانگی به سر می‌برند.
مادر سیامک نمازی شهروند شهروند آمریکایی ایرانی تبار زندانی در ایران، در صفحه فیس بوک خود، از اعتصاب غذای اعتراضی او در اوین خبر داده است.
خانم نمازی نوشته است مدتهاست مستقیما خبری از فرزند زندانی خود ندارد اما از خانواده هم سلولی او شنیده است که سیامک نمازی دست به اعتصاب غذا زده است.   مادر سیامک نمازی همچنین در نوشته خود بر روی صفحه فیس بوک از مقامات جمهوری اسلامی ایران خواسته است تا اجاره دهند او و پدر سیامک نمازی به ملاقات فرزندشان در زندان اوین بروند تا او را قانع کنند به این اعتصاب غذا پایان دهد.
خبرگزاری رویترز از محمود علیزاده طباطبایی وکیل سیامک نمازی نقل کرده است که هم سلولی سیامک نمازی عیسی سحرخیز روزنامه نگار اصلاح‌طلب زندانی است.  خانواده عیسی سحرخیز قبلا اعلام کرده بودند که او در زندان دست به اعتصاب غذا زده است.
سیامک نمازی تاجر جوان ایرانی – آمریکایی در تابستان گذشته در پی سفر به ایران ممنوع الخروج شد و به گفته یکی از بستگانش پس از سه ماه بازجویی سرانجام زندانی شد. اما او در شمار پنج زندانی ایرانی-آمریکایی که همزمان با اعلام آغاز اجرای «برجام» با زندانیان ایرانی در آمریکا مبادله شدند، قرار نگرفت.
 ده زندانی محکوم به اعدام زندان مرکزی زاهدان که خردادماه امسال تحت اتهام “مواد مخدر” به اعدام محکوم شده بودند، حکم اعدامشان از دادگاه تجدید نظر تایید و منتظر اجرای حکم هستند.
یک منبع مطلع در این باره گفت: “اسامی این افراد که از چهار سال پیش در زندان هستند به ترتیب ردیف اتهامات به شرح ذیل است”.
محمدامین عمرزهی معروف به جما
یوسف گنگوزهی
غلام رسول مزارزهی
رضا نارویی
انوشیروان عمرزهی
ناصر عمرزهی
حسین دادور
عبدالله صلاحزهی
مراد بخش بلوچی
نبی مزارزهی
این منبع افزود: “در حالی به این افراد حکم اعدام داده اند که حتی یک مثقال مواد در دست این ده نفر کشف نشده و در محضر دادگاه این اتهامها را پوچ و بی اساس خوانده و رد کرده اند”.
وی ادامه داد: “بعد از بازداشت این ده نفر سه نفر به نامهای (ابراهیم عمرزهی، خدابخش یارمحمد زهی و خدارحم عمرزهی) از طرف دادگستری تامین گرفته و کلیه اتهامهای ده نفر را به گردن گرفته و آن ده نفر را بیگناه دانستند. و این سه نفر هم اکنون بنابر تامین، آزاد هستند و اقرار کردند که آن ده نفر هیچ نقشی نداشته و ندارند و بی گناه هستند”.
معلم یکی از مدارس ابتدایی ناحیه ۶ مشهد، با کمربند ۲۲ تن از دانش آموزان را کتک زده است.
پدر یکی از دانش آموزان می گوید: پسرم در مدرسه پسرانه ابتدایی … در ناحیه ۶ آموزش و پرورش مشهد تحصیل می کند و معلم، فرزند مرا با کمربند تنبیه کرده است.
وی ادعا می کند: “طبق اظهارات پسرم یکی از دانش آموزان با بازیگوشی و پرت کردن تکه کاغذی باعث ناراحتی معلم می شود و معلم هم با کمربند ۱۸ دانش آموز را تنبیه می کند که از شدت ضربه های کمربند دستان فرزندم سیاه شده است”.
پدر دانش آموز به حضور والدین در مدرسه اشاره می کند و می گوید: “وقتی معلم با اولیای دانش آموزان مواجه می شود، با قبول کردن کتک زدن دانش آموزان می گوید، یکی از دانش آموزان سر کلاس درس کاغذی را به سوی من پرتاب کرد و من یک لحظه عصبانی شدم  و کنترل خود را از دست دادم و همه دانش آموزان را با کمر بند کتک زدم”.
وی با بیان این که حتی معلم از این رفتار خودش عذر خواهی نکرد، می افزاید: “به جای این که از رفتار  خود اظهار ندامت و پشیمانی کند، گفت، هر کاری دلتان خواست انجام دهید البته مدیر مدرسه از والدین  عذرخواهی کرد”.
همچنین یکی دیگر از والدین دانش آموزان در تماس تلفنی، گفت: “زمانی که فرزندم از مدرسه به منزل آمد از کتک خوردن  همکلاسی هایش گفت که معلم در حال تدریس بود که ناگهان یکی از دانش آموزان یک تکه کاغذ را گلوله و پرتاب کرده که به پشت سر معلم برخورد کرد”.
این مادر دانش آموز ادعا می کند: “طبق اظهارات فرزندم این معلم زمانی که با این صحنه روبه رو می شود از  دانش آموزی که این عمل را انجام داده، می خواهد خود را معرفی کند و تهدید می کند همه بچه ها را تنبیه خواهد کرد. این در حالی است که هیچ یک از دانش آموزان حاضر به معرفی خود نمی شوند و معلم همه دانش آموزان را با کمربند کتک  می زند تا فرد خاطی را پیدا کند”.
وی تصریح می کند: “چند روز بعد به مدرسه رفتیم و معلم نه تنها از این عمل خودش عذرخواهی نکرد بلکه جواب سر بالا هم به اولیای دانش آموزان داد”.
همچنین مادر یکی دیگر از دانش آموزان این  ماجرایی را که والدین تعریف کرده اند تایید می کند. مادر یکی دیگر از این دانش آموزان که خود از همکاران این معلم است، می گوید: “به هر حال این معلم با بازیگوشی یکی از دانش آموزان به کتک زدن دانش آموزان با کمربند اقدام کرده است و فرزند من هم جزو  دانش آموزان کتک خورده بوده است که این امر باعث رعب و وحشت میان دانش آموزان شده است”.
وی با بیان این که این اقدام معلم شایسته یک فرهنگی نیست، می افزاید: “دانش آموزان در این سن ممکن است کارهای شیطنت آمیز انجام بدهند ولی این که  تنبیه دانش آموزان به این شکل انجام بگیرد شایسته نظام آموزش و پرورش نیست. برای پیگیری بیشتر موضوع با مدیر مدرسه … تماس می گیرم”.
او می گوید: “این که والدین دانش آموزان  ادعا کرده اند معلم دانش آموزان را با کمربند کتک زده است صحت ندارد”.
وی می افزاید: “معلم با یکی از دانش آموزان فقط با صدای بلند حرف زده است و تنبیه با کمربند یا هر چیز دیگری کذب محض است”.
وی در پاسخ به این که آیا شما به خاطر همین موضوع از والدین عذرخواهی کرده اید یا نه می گوید: “یکی از والدین به نام … به خاطر داد زدن معلم سر دانش آموزی پیش من گلایه کرد و من هم وظیفه دانستم که از پدر این دانش آموز معذرت خواهی کنم. همچنین «صادقلی» روابط عمومی آموزش و پرورش ناحیه ۶ مشهد درباره این موضوع می گوید، با بررسی که انجام گرفته، هنوز حلقه مفقوده ای در این ماجرا وجود دارد . اول این که با تماسی که با مدیر مدرسه و معلم انجام شده، معلم و مدیر مدرسه تنبیه بدنی با کمربند را قبول نمی کنند”.
وی می افزاید: “اگر این تنبیه بدنی  با این وضعیتی که والدین اعلام کرده اند انجام شده است، چرا به آموزش و پرورش شکایتی نرسیده است و از طرفی اگر والدین شکایتی دارند به جای این که به روزنامه پیامک  ارسال کنند یا با آن تماس بگیرند باید به آموزش و پرورش شکایت خود را مطرح می کردند. وی ادامه می دهد: قطعا اگر چنین اتفاقی انجام بگیرد هم مدیر مدرسه و هم معلم توبیخ خواهند شد”.
سیعد حسین‌زاده فعال مدنی بند هفت زندان اوین در سومین روز اعتصاب غذایش طی نامه‌ای از مسئولین قضایی خواسته است که به قوانینی که خودشان نوشته اند، پایبند باشند. این فعال مدنی از روز جمعه سی ام بهمن ماه اعلام اعتصاب غذا کرده است.
 سعید حسین زاده در نامه ای از زندان اوین نوشته است: گذشته از اینکه حکم صادره برای اینجانب اضافه براشد مجازات است، هم  مرخصی درمانی و هم عدم توانایی تحمل کیفری اینجانب محرز و تایید شده است، با ابن وجود به علت مخالفت عوامل اطلاعات سپاه از آزادی بنده جلوگیری میشود ،آن هم در حالی که طبق قوانین جمهوری اسلامی بازجو یا به اصطلاح ضابط پرونده هیچ اختیاری در این زمینه ندارد.
موافقت نشدن با مرخصی درمانی، موافقت نشدن با درخواست عدم تحمل کیفر با وجود دستور پزشکی قانونی و عدم رسیدگی درمانی مناسب، از جمله دلایلی است که این زندانی برای اعتصاب غذای خود اعلام کرده است.
سعید حسین زاده در آبان ماه نیز به دلایل مشابهی دست به اعتصاب غذا زده بود که با قول مسئولین زندان اوین مبنی بر همکاری به اعتصاب خود پایان داد.
سعید حسین زاده روز ۲۷ بهمن ماه به بیمارستان «امام خمینی» اعزام شد و پزشکان تایید کرده اند که رماتیسم مفصلی او به قلب سرایت کرده و نیاز به معالجه مستمر دارد و این زندانی تحمل ادامه این وضعیت در شرایط حبس را ندارد.
پیشتر پزشکی قانونی زندان اوین نیز شرایط عدم تحمل کیفر این فعال اجتماعی را تایید کرده بود.
خانواده آقای حسین زاده هم اخیرا گفته اند که از طرف نیروهای سپاه جهت عدم پیگیری و رسانه ای کردن فرزندشان به صورت تلفنی تهدید شده اند.
محمدسعید حسین‌زاده طی دوران حبس از بیماری‌های متعددی از قبیل تنگی نفس، رماتیسم و مشکلات قلبی و گوارشی رنج می‌برد و با وجود اینکه تاکنون چندین بار به بیمارستان اعزام شده، بهبود چندانی نیافته است.
همچنین علیرغم پیگیری‌های حقوقی برای اعتراض به وضعیت پرونده، وکیل وی تا کنون موفق به مطالعه‌ی پرونده نشده است.
این فعال مدنی که چندی پیش در اعتراض به وضعیت پرونده و نگهداری اش در زندان اعلام اعتصاب غذا کرده بود، طی نامه ای نوشته بود که از بیماری های مختلف نظیر روماتیسم، تنگی نفس، مشکلات قلبی و عفونت و خونریزی معده رنج می برد که حین بازداشت و حبس مبتلا شده است.
وی همچنین نوشته بود که در حین اعزام به بیمارستان “کارشکنی ها و رفتارهای غیرمعمول”  شده که منجر به وخامت بیماری شده است.
پیشتر نیز اعلام شده بود که سعید حسین زاده، فعال مدنی زندانی در بند هفت زندان اوین با خونریزی معده مواجه و به بیمارستان اعزام شده و در بیمارستان مشخص شده است که مشکل معده وی به دلیل استفاده از داروهایی است که به دلیل مشکل روماتیسم خود مصرف می کند.
پزشکان به وی اعلام کرده اند که در صورت عدم رسیدگی به بیماریهای وی، این فعال مدنی با مشکلات حاد تری مواجه خواهد شد.
سعید حسین زاده در مهرماه ۱۳۹۳، از سوی ماموران سپاه در منزل شخصی‌اش دستگیر و به سلول‌های انفرادی بند ۲-الف زندان اوین منتقل شد.
وی در دادگاه بدوی در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه، به اتهام تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبری به هفت سال زندان محکوم شد. حکمی که در مرحله تجدیدنظر و در شعبه ۳۶ توسط قاضی زرگر تاdید شد. این در حالی است که مجموع اشد مجازات این دو اتهام چهار سال حبس بیشتر نیست.
آقای سعید حسین‌زاده هم‌اینک دومین سال حبس خود را در بند هفت زندان اوین سپری می کند.
محمدرضا عالی پیام (هالو) شاعر و طنزپرداز زندانی، شب گذشته به دلیل جراحت در ناحیه سر و خونریزی شدید به بهداری زندان رجایی شهر و سپس به بیمارستان امام خمینی تهران منتقل شد. سر این زندانی در ناحیه بریدگی هشت بخیه خورده و او گفته است که به دلیل بیهوشی چیزی را به یاد نمی‌آورد.
محمدرضا عالی پیام در بند دو زندان رجایی‌شهر نگهداری می شود.
بند دو زندان رجایی شهر موسوم به دارالقرآن، عموما ویژه زندانیانی است که با حفظ و قرائت قرآن و انجام تشریفات مذهبی از مزایای خاصی نظیر مرخصی و بخشش بهره‌مند می شوند. به جز آقای عالی پیام تعداد دیگری از زندانیان سیاسی و عقیدتی نیز بر خلاف اصل تفکیک جرائم در این بند نگهداری می شوند.
محمدرضا عالی پیام متخلص به هالو که سابقه بازداشت های متعددی دارد، سال گذشته از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست پیرعباسی به یک‌سال و ۳ ماه و یک روز حبس تعزیری محکوم شده است.
اتهامات وی تبلیغ علیه نظام، توهین به مقدسات، توهین به آیت الله خمینی و رهبری و توهین به ریاست جمهوری و مسئولین نظام عنوان شده بود و محمل همه اتهامات نیز اشعار طنز و انتقادی این شاعر بود.
آقای عالی پیام چهارشنبه دوم اردیبهشت ماه ۹۴ خود را جهت تحمل حبس به زندان اوین معرفی کرد، وی ابتدا به بند هشت اوین و سپس به زندان رجایی شهر منتقل شد.

۱۳۹۴ بهمن ۳۰, جمعه

به دنبال انتشار عکس بابک زنجانی با هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی در روزنامه کیهان در زمانی‌که بابک زنجانی یک تولید کننده ساده‌ای بیش نبوده، «فواد صادقی» فردی که نام «بابک زنجانی» و غارت کم‌نظیر او و صحابه‌اش را برای اولین در سایت بازتاب امروز منتشر کرد، طی نامه‌ای سرگشاده به حسین شریعتمداری، ناگفته‌های بیشتری از حاشیه‌نشینان امن این رسوایی دولت کریمه را فاش کرده است.
فواد صادقی به حسین شریعتمداری یادآور شده «کسی باور نمی‌کند بابک زنجانی که ۵ عضو کابینه احمدی‌نژاد برای دادن نفت و ارز به وی به خط می‌شوند، عامل هاشمی یا روحانی باشد. مردم می‌دانند ریشه این «بسیجی اقتصادی» (به قول خود) را باید در تصاویر فاش شده جت خصوصی وی یافت و فردی که رابط مافیا با وی بوده است و هنوز پس از دو سال از دستگیری زنجانی، یک شب نیز بازداشت نشده است.»
متن نامه سرگشاده این روزنامه‌نگار به حسین شریعتمداری در پی می‌آید:
برادر حسین شریعتمداری
سلام علیکم
شماره امروز روزنامه کیهان به مدیریت جنابعالی را دیدم و از چند جهت ناراحت شدم، نخست آن‌که بنده نیز مانند بسیاری از روزنامه‌نگاران دیگر ایران، آغاز فعالیت مطبوعاتی‌ام در۲۲ سال قبل، از روزنامه کیهان بود و امروز که می‌بینم این سرمایه بی‌نظیر فرهنگی کشور با مدیریت جنابعالی به چه شرایط اسف‌بار و رقت انگیزی رسیده است، احساس رنج می‌کنم.
اما عامل دوم ناراحتی‌ام، نحوه کار در شماره امروز شما بود که بیش از گذشته بر وارونه نمایی حقایق و احمق پنداری مخاطب اصرار دارید و می‌خواهید مهره سوخته و رسوا شده اردوگاه‌تان، «بابک زنجانی» را به آیت الله هاشمی و رییس‌جمهوری نسبت دهید، و این کار شما موجب شد سکوت خود را بشکنم و تصمیم بگیرم گوشه دیگری از حقایق پرونده بابک زنجانی را برای اطلاع افکار عمومی و کسانی که هنوز تصور می‌کنند «کیهان شریعتمداری» مخالف فساد و دزدی از بیت المال است، آشکار کنم.
برادر حسین!
در سال ۱۳۹۱ و در اوج فضای بسته امنیتی، از طریق دلسوزان انقلاب، اطلاع یافتیم که فردی نوکسیه و فاسد از طریق اتصال به مافیای امنیتی و محافل پرنفوذ سیاسی در حال غارت بیت‌المال است و میلیاردها دلار را تاکنون به جیب زده است، تصویر وی برای نخستین بار در رسانه‌های جهان در سایت بازتاب امروز منتشر شد و خبر بازنگرداندن دو میلیارد دلار پول نفت به وی در این رسانه منتشر شد.
اما کیهان و اردوگاه رسانه‌ای شما، نه تنها افشاگری و پیگیری نکرد، بلکه سکوت مرگ‌بار و تاییدآمیزی را نسبت به این بسیجی خودخوانده اقتصادی پیشه کرد، اما بابک زنجانی به غارت نفت قانع نبود؛ قصد تصاحب بانک پارسیان را داشت که روشنگری رسانه‌ای و ایستادگی مسئولان ستاد اجرایی با وجود توصیه‌های متنفذین مانع وی شد، بازهم شما سکوت کردید.
بابک زنجانی که تاثیر روشنگری‌های رسانه‌ای را در مانع شدن سر راه اقدامات خود می‌دید، حملات سایبری و فشارهای امنیتی و قضایی را علیه ما به اوج رساند و حمایت و تشکر از اردوگاه کیهان و کیهانیان را؛ وسرانجام قلب بازتاب امروز در اردیبهشت ۹۲ و آخرین ماه دولت معجزه هزاره سوم شما از تپش ایستاد.
اما پس از روی کار آمدن دولت روحانی و از بین رفتن حمایت دولتی از بابک زنجانی، حقایق پرونده وی که پیشتر توسط منتقدین احمدی‌نژاد افشا شده بود، توسط دولت اعتدال رسمیت یافت و رییس‌جمهوری و معاون اول وی به صراحت جزئیات پرونده بابک زنجانی را مطرح کردند.
با دستگیری وی، اردوگاه و مافیاها که تا دیروز از بابک زنجانی حمایت می‌کرد و زنجانی و زنجانی‌ها «مالک و امین» اموال آنان محسوب می‌شدند، وی را مهره سوخته دانسته‌اند و سعی کردند با استفاده از ابزارهای رسانه‌ای خود نظیر کیهان، زنجانی را به خاطر یک عکس آرشیوی ده‌سال قبل که اتفاقا مربوط به زمانی است که وی یک تولیدکننده ساده بوده است، به جریان اعتدال منتسب کنند.
مشاوران امنیتی زنجانی، سناریوی تخیلی ساختگی ارتباط وی با مرحوم نوربخش در بانک مرکزی را از طریق عوامل خود در یک نشریه اصلاح‌طلب منتشر کردند؛ سناریویی که در آن حداقل عناصر واقعی نظیر سن و سال و پرونده نظام وظیفه نیز وجود نداشت.
جناب شریعتمداری!
اگر زمان ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد که بابک زنجانی به بهانه تحریم‌ها، در حال غارت بود، یک کلمه علیه او در کیهان نوشته بودید، اکنون می‌توانستید سرتان را بالا بگیرید و ضد او بنویسید. اما متاسفم که اکنون در مقابل مستضعفانی که هزاران میلیارد از حق‌شان بلعیده شده، به خاطر عدم مقابله با غارت‌گران شرم‌سار و سرافکنده‌اید.
به صراحت به شما می‌گویم کسی باور نمی‌کند بابک زنجانی که ۵ عضو کابینه احمدی‌نژاد برای دادن نفت و ارز به وی به خط می‌شوند، عامل هاشمی یا روحانی باشد. مردم می‌دانند ریشه این «بسیجی اقتصادی» (به قول خود) را باید در تصاویر فاش شده جت خصوصی وی یافت و فردی که رابط مافیا با وی بوده است و هنوز پس از دو سال از دستگیری زنجانی، یک شب نیز بازداشت نشده است.
برادر حسین!
متاسفم به شما بگویم که انرژی خود را هدر می‌دهید، مردم می‌دانند ده هزار میلیارد تومانی که بابک زنجانی برده است، و الان وجود ندارد، دست پدرخواندگان وی است. مردم می‌دانند که پروژه ایران زمین را چه کسی به بابک زنجانی فروخته و معاملات صدها میلیاردی زنجانی در بزرگراه صدر، با چه کسانی بوده است.
و سخن آخر این‌که برادر حسین!
هزاران نفر از افراد این کشور، با آقای هاشمی عکس یادگاری گرفته‌اند، بسیاری از آن‌ها شهید شدند، تعداد زیادی اکنون مسئولان نظام هستند و بسیاری نیز در حوزه و دانشگاه و عرصه‌های دیگر مشغول خدمتند، و گروهی معدود نیز به انحراف و فساد رفتند. این انتخاب و تصمیم انسان‌هاست که آینده‌شان را می‌سازد، نه عکس‌های یادگاری.
پس بهتر است به جای صد بار چاپ عکس یادگاری ده‌سال قبل بابک زنجانی با هاشمی وروحانی و و سناریوی تخیلی بانک مرکزی، از آمران و حامیان و شرکایش بنویسید، از نیمه گم‌شده و پنهان بابک زنجانی که روزنامه‌نگار نیمه جانی مثل بنده مصونیت نوشتن درباره آن را ندارد.
والسلام علی من اتبع الهدی
فواد صادقی


 انجمن فرهنگ و سیاست دانشجویان دانشگاه شیراز در بیانیه‌ای نسبت به لغو مجوز سخنرانی شکوری راد و فائزه هاشمی در این دانشگاه انتقاد کرد.

 این انجمن با اعتراض به لغو مجوز صادر شده برای سخنرانی علی شکوری‌راد در این دانشگاه در پی «فشار گروه‌های خودسر و تندرو» نسبت به عدم استقلال رأی هیئت ناظر بر تشکل‌های دانشگاه و تصمیم‌های محافظه‌کارانه‌ی اعضای این هیئت در قبال اهرم‌های فشارهای بیرونی که موجب سلب حقوق قانونی و مشروع دانشجویان می‌شود، هشدار داده‌اند.
علی شکوری‌راد نیز در پیامی نسبت به این اتفاق ابراز تاسف کرده است.
اعضای انجمن فرهنگ و سیاست دانشگاه شیراز که برگزارکننده‌ی همایش “گفتگوی عقلانی، مقدمه‌ی همدلی و همزبانی” است، روز گذشته خبردار شدند که علیرغم دریافت مجوز برای سخنرانی علی شکوری‌راد و فائزه هاشمی، این مجوز لغو شده است.
نیری، رئیس نهاد نمایندگی رهبری در گفتگو با سایت غریو گفته است: “هنوز مجوزی به صورت رسمی صادر نشده است، صدور مجوز در این مورد منوط به دریافت استعلام از مراجع امنیتی است و نظر بنده منفی بوده و با ورود محکومین فتنه به دانشگاه شیراز مخالف هستم”.

وزیر ارشاد: مصلحت نیست که برخی فیلم‌ها اکران شوند

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با اعلام جلوگیری از اکران برخی فیلم‌هایی که مصلحت نیست دیده شوند، اشارات به مسائل سال ۸۸ و همچنین بدآموزی را از جمله موارد مشکل‌دار این آثار دانست.
علی جنتی روز چهارشنبه ۲۸ بهمن در حاشیه جلسه هیات دولت در گفتگو با ایسنا، با اشاره به اینکه برخی فیلم‌ها تاکنون مجوز اکران نگرفته‌اند، تاکید کرد «تعدادی از فیلم‌ها وجود دارند که در مجموع به مصلحت دیده شده پخش نشوند».
آقای جنتی درباره دلائل جلوگیری از اکران این آثار افزود: «برخی از آنها به مسائل سال ۸۸ بر می‌خورد که بسیار نیز صریح بوده‌اند و ما جلوی آنها را گرفته‌ایم؛ همچنین برخی از فیلم‌های دیگری نیز ساخته شده‌اند که در آنها مواردی از بدآموزی‌ وجود دارد که قابل اصلاح نیز نیست».
وزیر ارشاد در ادامه با تاکید بر اینکه «تا جایی که امکان دارد فیلم‌هایی را که از اکران آن‌ها جلوگیری شده، اصلاح می‌کنیم»، گفت: «برخی از فیلم‌هایی که تا الان نیز اکران شده است با حدود ۳۰ الی ۴۰ مورد اصلاحی به اکران درآمده، که با وجود این فروش خوبی هم داشته‌اند».
علی جنتی همچنین اعلام کرد: «برخی موارد وجود دارد که دیگر امکان اصلاح آن وجود ندارد و ماهیت آنها به گونه‌ای است که اصلاح نمی‌شوند، بنابراین مجبوریم آن‌ها را نگه داریم».
وزیر ارشاد در گفت‌وگوی دیگری با خبرنگار ایرنا، به اظهارنظر در مورد فیلم‌های جشنواره امسال نیز پرداخت.
آقای جنتی با مثبت ارزیابی کردن جشنواره سی و چهارم فجر گفت: «برخی از فیلم‌ها نیز اشکالاتی داشتند که در شروع اکران، مورد بررسی قرار خواهد گرفت».
امسال نیز همانند چند سال گذشته برای حضور در جشنواره فجر به فیلم‌ها پروانه نمایش موقت داده شد تا در اکران عمومی آنها ملزم به دریافت مجدد پروانه نمایش باشند.
«عصبانی نیستم» ساخته رضا درمیشیان،‌ «خانه دختر» ساخته شهرام شاه‌حسینی، «آشغالهای دوست‌داشتنی» به کارگردانی محسن امیریوسفی، «خانه پدری» ساخته کیانوش عیاری و «رستاخیز» به کارگردانی احمدرضا درویش از جمله آثاری هستند که در دو سال اخیر، هریک به دلیلی اجازه نمایش عمومی پیدا نکرده‌اند.
چندی پیش در خبرها آمده بود که وزیر ارشــاد طی نامه‌ای به حبیب ایل‌بیگی، رییس اداره نظارت و ارزشیابی، دستور بایگانی شدن فیلم سینمایی «خانه دختر» به کارگردانی شهرام شاه‌حسینی را صادر کرده است.
این خبر را روزنامه «سینما»‌ چاپ تهران در شماره روز پنجم دی‌ماه خود منتشر کرده بود.
در این خبر آمده بود که فیلم «خانه دختر» تاکنون «چهار بار» پروانه نمایش دریافت کرده و سرانجام با وجود اعمال اصلاحیه‌های فراوان و حذف برخی سکانس‌های به گفته ارشاد «مشکل‌دار»، توقیف شده است.
«خانه دختر» موضوعی مرتبط با مسئله «بکارت» در جامعه ایران دارد که نمایش آن سال گذشته در جشنواره فجر هم با برخی حواشی همراه شد؛ پس از جشنواره هم برخی سایت‌ها و رسانه‌ها،‌ این اثر را هم مثل برخی دیگر از آثار، به سیاه‌نمایی متهم کردند و خواستار توقیف آن شدند.
«عصبانی نیستم» دومین فیلم بلند رضا درمیشیان هم از جمله آثار پرحاشیه سینمای ایران است که برخی از مخالفان، آن را منتسب به «جریان فتنه» دانسته‌اند و با فشار به وزارت ارشاد و حتی تهدید وزیر به استیضاح در مجلس، ‌از اکرانش جلوگیری کرده‌اند.
این فیلم داستان دانشجوی ستاره‌داری است که از دانشگاه اخراج شده و به دنبال پیدا کردن شغلی مناسب جهت راضی کردن پدر دختر مورد علاقه‌اش برای موافقت با ازدواج آنهاست.
در فیلم رضا درمیشیان، در کنار خط اصلی قصه،‌ اشاراتی هم نسبت به وعده‌های محمود احمدی‌نژاد در طول سال‌های مدیریتش بر کشور،‌ وضعیت دانشجویان اخراجی و برخی حوادث سیاسی این سال‌ها می‌شود.
«آشغال‌های دوست داشتنی» ساخته محسن امیریوسفی هم از جمله آثاری است که مسئولین وزارت ارشاد چندین بار و به صراحت از اکران نشدن آن صحبت به میان آورده‌اند.
داستان این فیلم در خانه یک پیرزن که با دختر میان‌سالش زندگی می‌کند، می‌گذرد. در یکی از روزهای بعد از انتخابات ۸۸، برخی از معترضین به انتخابات که از دست نیروهای امنیتی فرار کرده‌اند، وارد خانه پیرزن شده و در آنجا مخفی می‌شوند. بعد از خروج آن‌ها از خانه، پیرزن متوجه علامتی بر روی درب خانه خود می‌شود و همسایگان به او می‌گویند که احتمالا در روزهای آینده، ‌نیروهای امنیتی به خانه او مراجعه خواهند کرد…
«خانه پدری» و «رستاخیز» هم از جمله آثار حاشیه‌دار سینمای ایران هستند که به ترتیب تنها دو و یک روز فرصت اکران پیدا کردند و سپس از پرده پایین کشیده شدند.
«خانه پدری» به کارگردانی کیانوش عیاری که در سال ۸۹ ساخته شد، برخی مسائل ظلم‌آمیز در قبال زنان در خانواده‌ای ایرانی را به صورتی صریح و بی‌پرده به تصویر کشیده است.
این فیلم تنها دو روز روی پرده بود و سپس نمایش آن متوقف شد.
«رستاخیز» ساخته احمدرضا درویش هم تنها یک روز اکران شد و سپس به خاطر تظاهرات عده‌ای و تهدید به آتش زدن سینماهای نمایش دهنده،‌ از روی پرده پایین آمد.
مخالفان، نمایش چهره عباس‌بن‌علی، برادر امام سوم شیعیان در این فیلم را علت مخالفت خود اعلام کرده بودند.


T