۱۳۹۴ تیر ۳۱, چهارشنبه

هجوم نیروهای امنیتی به همایش اعتراضی امروز معلمان

گزارش ها تا این زمان از دستگیری بیش از 100 همایشگر فرهنگی حکایت می کنند. هاشم خواستار، رئیس کانون صنفی فرهنگیان خراسان، از جمله ی دستگیر شدگان گزارش شده است.
به گزارش های رسیده از تهران، امروز، چهارشنبه 31 تیر 1394، نیروهای امنیتی رژیم جمهوری اسلامی به همایش اعتراضی فرهنگیان در میدان بهارستان تهران هجوم برده ، بسیاری را زخمی و دستگیر کردند.
همایش امروز از سوی سازمان های صنفی فرهنگیان برای اعتراض به زندانی ساختن کنشگران صنفی فرهنگی، از جمله اسماعیل عبدی، برپا شده بود.
شمار بزرگی از نیروهای امنیتی رژیم، از ساعاتی پیش از آغاز همایش  در میدان بهارستان و خیابان های اطراف مجلس شورای رژیم مستقر شده بودند.
نیروهای امنیتی از حضور مردم در  برابر مجلس با خشونت جلوگیری کرده،  می کوشیدند اجتماعات انسانی در میدان بهارستان را  به هر شکل ممکن پراکنده سازند.
با این حال بسیاری از معترضان خود را به جلوی مجلس رسانده، شعار هایی چون "زندانی معلم، آزاد باید گردد"  سر دادند.
گزارش ها تا این زمان از دستگیری بیش از 100 همایشگر فرهنگی حکایت می کنند.
هاشم خواستار، سخنگوی کانون صنفی فرهنگیان خراسان، از جمله ی دستگیر شدگان  گزارش شده است.


 
tala
رسانه های ترکیه از یافته های وزارت گمرک و تجارت این کشور درباره ارتباطات تجاری میان رضا ضراب، بازرگان ایرانی تبار مقیم ترکیه و بابک زنجانی خبر داده اند.
به نوشته ایران به نقل از «بی بی سی» فارسی، این گزارش که یازده ماه پیش نهایی شده ولی به تازگی به مطبوعات ترکیه راه یافته، تأیید می کند که روابط مالی و تجاری گسترده و پیچیده ای میان شبکه ای از شرکت های متعلق به رضا ضراب و بابک زنجانی و نزدیکان آنها وجود داشته است. بازرسان برای تهیه این گزارش، مبادلات مالی ۴۳ شرکت متعلق به ضراب با ایران، امارات عربی متحده، روسیه و چین را در فاصله سال های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۳ بررسی کردند.
یکی از یافته های این گزارش نشان می دهد یکی از شرکت های وابسته به رضا ضراب در سال ۲۰۱۲ نزدیک به ۹۴۲ کیلوگرم طلا به یکی از شرکت های وابسته به بابک زنجانی فروخته است.
از سوی دیگر، یکی دیگر از شرکت های وابسته به رضا ضراب به نام «رویال شیپینگ» در ماه مه ۲۰۱۲ از طریق شعبه بانک ملت در استانبول، پنج میلیون و یکصد هزار لیر به حساب یکی از شرکت های وابسته به زنجانی واریز کرده است.
این گزارش همچنین از واریز مبالغ قابل توجهی ارز از سوی شرکت های وابسته به رضا ضراب به کشورهای امارات متحده عربی، ایران و روسیه خبر داده است. از سوی دیگر، مسئول سابق امور حمل و نقل رضا ضراب از تجارت ۱۸ میلیارد لیر طلا میان شرکت های متعلق به رضا ضراب با افرادی در ایران طی سال های ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۴ خبر داد.
به گزارش «ایران»، «آدم کاراهان» در گفت و گو با «جمهوریت» ادامه داد:«هر روز، غیر از روزهای تعطیل، در دو نوبت، یک تن طلا را از فرودگاه خارج می کردیم که مجموع طلاهای خارج شده طی یک سال به ۲۰۰ تن رسید. طلاها به دبی می رفت و تبدیل به پول می شد و بعد به ایران انتقال می یافت. ارزش این طلاها ۱۸ میلیارد لیر بود که ۴درصد سهم سیاسیون، ۴درصد هم سهم ضراب بود و بقیه، به صاحب اصلی طلاها که او را نمی شناختم، داده می شد… مشکلاتی را که در جریان کار پیش می آمد مقامات دولتی ترکیه، حل و فصل می کردند.»

زیباکلام: صدا و سیما ملی نیست، صدا و سیمای احمدی‌نژاد و تندروها است

صداو سیمای ما، ملی نیست و در جهت آنچه که خیر و صلاح منافع ملی است گام برنمی دارد، صدا و سیمای ما یک صدا و سیمای جناحی است که متاسفانه به جناح تندروهای پایداری و طرفداران احمدی نژاد تعلق دارد.
صادق زیبا کلام در گفت وگو با نامه نیوز درباره شانتاژ خبری اخیر صداو سیما در تلاش برای منفی نشان دادن جمع بندی مذاکرات هسته ای، گفت: در تمام ۲ سال گذشته دریغ از پخش یک برنامه بی طرف درباره مذاکرات هسته ای در صدا و سیما، خلاصه‌ی تمام برنامه های صدا وسیما در ۲ سال اخیر این بود که باید مراقب باشیم، مواظب باشیم که کلاهی بر سر تیم مذاکره کننده نرود، ما نگرانیم، به ما زور می گویند، و اینگونه ادبیاتی بر صدا و سیما حاکم بود.
زیبا کلام در ادامه گفت: یک بار نشد که صداو سیما به این پرسش میلیون ها ایرانی پاسخ دهد که این برنامه هسته ای که اینقدر سنگش را به سینه می‌زنید و در ۱۲سال گذشته از بودجه بهداشت و درمان و آموزش و راه سازی و جاده سازی و عمران و آب برق زدید و در این چاه ویل هسته ای ریختید چه منفعت و سودی برای کشور داشته است؟ بگویید چه کمکی به بالا رفتن رشد اقتصادی مملکت کرده است؟ اما دریغ از کوچک ترین پاسخ به این پرسش.
وی گفت: اکنون که توانستند با مساعی ۲ ساله تیم مذاکره کننده و ممارست دولت یازدهم کشور را از چاه ویل و باتلاق ۸ سال گذشته خارج کنند و اعتمادی را در طرف مقابل ایجاد کنند و بگویند که ما واقعا نمیخواهیم سلاح هسته ای تولید کنیم و به دنبال برنامه هسته ای صلح آمیز هستیم متاسفانه اصولگرایان تندور به جای گفتن دست شما درد نکند شروع کردند به ایراد گرفتن که اینجای متن اینطوری است و اونجای متن اونطوری.
زیباکلام، در ادامه با بیان اینکه من نمیدانم صدا و سیما چه چیزی و چه کسی را قبول دارد، تاکید کرد: صدا و سیما اگر مردم را قبول دارد، باید بداند که مردم با ۴ میلیون رای به جلیلی و ۱۹ میلیون رای به روحانی حرف و نظر خود را اعلام کردند اگر آن رای را قبول ندارند، آن شادی مردم در خیابان ها و جشن را قبول کنند، اگر آن را قبول ندارند این وضعیت مردم و به ویژه جوانان در چند هفته اخیر را ببینید و بپذیرند که گوششان را به رسانه های خارجی چسبانده بودند و منتظر نتیجه مذاکرات بودند، این اشتیاق و شور و این اضطراب را ببینند و رای و نظر مردم را بشنوند.
این استاد دانشگاه در ادامه انتقادات صریح و بی سابقه خود به صداو سیما، گفت: صدا و سیما متاسفانه یک اقلیت تندرو و اندک را می بیند که نگاهشان به موضوع هسته ای نه از منظر منافع ملی که از منظر سیاسی است، آنها به جدال هسته ای نیاز دارند تا بتوانتد غرب ستیزی و استکبار ستیزی خود را توجیه کنند، چرا که اگر قرار است در موضوع هسته ای به سازش برسیم خیلی ها خواهند گفت در موضوع هسته ای که اینقدر مشکل بود ما به توافق رسیدم پس در افغانستان و یمن و سوریه و عراق که اشتراکاتمان بیشتر است نیز می توانیم به توافق و همکاری برسیم.
زیبا کلام همچنین گفت: البته ایران و آمریکا بر سر موضوعاتی چون حقوق بشر و اسرائیل اختلاف نظر داریم اما خب همه کشورهای بر سر موضوعاتی اخنلاف دارند و در جایی دیگر تفاهم، به همین خاطر در کمال تاسف باید گفت تنها چیزی که برای دلواپسان مهم است آمریکا ستیزی است و نه منافع ملی.
وی در پایان گفت: صداو سیما بدبختنانه به جای اینکه منعکس کننده صدای اکثریت مردم باشد، کسانی که مالیات می دهند و حقوق آقای سرافزاز را تامین می کنند، بلندگوی کسانی شده است که تیشه آنها به ریشه منافع ملی خورده است.

دلنوشته نرگس محمدی: مانند مادر موسی فرزندانم را از شر ظالم به رود نیل سپردم

دوقلوهای ۸ساله نرگس محمدی و تقی رحمانی فعالان مدنی و سیاسی پس از تحمل سال‌ها رنج دوری از پدر و مادر ایران را ترک کردند تا به پدرشان بپیوندند. نرگس محمدی در نامه‌ای آزارهای وارده بر فرزندانش در ۸ سال اخیر را شرح داده است. نرگس محمدی، نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر، از موسسان کمپین لگام (لغو گام به گام اعدام) و عضو شورای فعالان صلح با انتشار رنج‌نامه‌ای از داخل زندان اذیت‌ها و آزارهای هشت سال گذشته بر خود و فرزندانش را شرح داده است. این فعال مدنی که از سال ۱۳۸۸ بارها بازداشت شده، در حال حاضر در زندان به سر می‌برد تا محکومیت شش ساله‌اش را بگذراند. همسر او تقی رحمانی از فعالان ملی مذهبی سال ۱۳۹۰ با تشدید فشارها مجبور به ترک ایران شد و هم اکنون در کشور فرانسه زندگی می‌کند. خانم محمدی در نامه‌اش نوشته است: «دی‌ماه سال ۱۳۸۷ دفتر کانون مدافعان حقوق بشر پلمب شد و وزارت اطلاعات به صراحت استعفای [من] از کانون مدافعان حقوق بشر و شورای ملی صلح را مطرح کرد و تهدید کرد که در غیر این صورت "محرومیت‌ها" شروع خواهد شد.» پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ و راهپیمایی ۲۵ خرداد همان سال، نرگس محمدی با تماس تلفنی بازجویش تهدید به بازداشت می‌شود. به او گفته می‌شود که باید از تهران خارج شود. او با فرزندانش به مشهد می‌رود. آبان ماه همان سال این فعال مدنی از محل کارش اخراج می‌شود. خانم محمدی پس از اخراج به منزل مادر همسرش در قزوین می‌رود اما آنجا هم اطلاعات قزوین او را احضار و تهدید به بازداشت می‌کند. نرگس محمدی بار دیگر بار سفر می‌بندد و این بار به زنجان نزد پدرش می‌رود. او در نامه‌اش می‌نویسد: «پدرم را که ۷۵ سال داشت احضار کردند. فشار خون پدرم بالا رفته بود. پدرم با حرص می‌گفت به آنها گفتم نرگس دختر من و فرزندانش نوه‌های من هستند. چرا فکر می‌کنید نباید او را به خانه‌ام راه بدهم؟ پدرم به دلیل مشکل قلبی و فشار خون با وضعیت نامناسبی به خانه بازگشته بود. شعبه ۴ بازپرسی دادگاه انقلاب احضارم کرد. اتهام من عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر بود.»

۱۳۹۴ تیر ۲۳, سه‌شنبه

سامان نسیم زنده است؛ اولین تماس تلفنی سامان نسیم با خانواده

 سامان نسیم اعدام نشده و امروز از زندان زنجان با خانواده اش تماس گرفته است.
سامان نسیم امروز شنبه بیستم تیرماه، مستقیما با خانواده اش تماس تلفنی برقرار کرده و گفته که در زندان زنجان نگهداری می شود، اجرای حکم به درخواست وکیل و دستور رئیس قوه قضائیه متوقف شده و درخواست اعاده دادرسی هم پذیرفته شده و پرونده جهت رسیدگی مجدد به دادگاه ارسال شده است.”
آقای مژدهی می گوید که حدود یک ماهی است که از اعدام نشدن سامان نسیم مطلع بوده ولی مطمئن نبوده که کجا نگهداری می شود، وی اضافه کرد که درخواست توقف حکم و اعاده دادرسی در آخرین لحظات قبل از موعد اعدام به قوه قضائیه تقدیم شده است.”
همچنین سندی به تاریخ اردیبهشت ماه که از سوی کمال حسینی فعال حقوق بشر منتشر شده است، نشان دهنده آن است که درخواست اعاده دادرسی سامان نسیم از سوی وکیل دیگر وی علی خالدی پذیرفته شده است.
سامان نسیم که به اعدام محکوم شده بود روز چهارشنبه ۲۹ بهمن ماه سال گذشته از بند ۱۲ زندان ارومیه به مکان نامعلومی منتقل شد و از آن تارخ اخبار ضد و نقیض زیادی از احتمال زنده بودن یا نبودن وی مطرح بوده است.
از آن رو که سامان نسیم در هنگام بازداشت ۱۷ سال سن داشته و طبق قوانین بین المللی مشمول کنوانسیون حقوق کودک می‌شد، سازمان‌ها و گروههای مختلف حقوق بشر

دو روز در انتظار خاکسپاری؛ ممانعت از دفن یک شهروند بهایی در سنندج

خبرگزاری هرانا – با گذشت دو روز از درگذشت شهروند بهایی “باجی خانم محمدی فر” نیروهای امنیتی و انتظامی همچنان از خاکسپاری وی در “گلستان جاوید”، مدفن ویژه بهاییان سنندج ممانعت می کنند.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، به خانواده این شهروند بهایی گفته شده که به هیچ عنوان اجازه خاکسپاری در این محل را به آنان نخواهد، فرزند خانم محمدی فر تهدید کرده است که اگر اجازه خاک سپاری صادر نشود، پیکر مادرش را به مقابل استانداری منتقل خواهد کرد.
یک منبع آگاه به گزارشگر هرانا گفت: “پیکر خانم محمدی فر دو روز است که از سردخانه خاج شده و توسط خانواده اش با آب و یخ به سختی نگهداری می شود و بنابراین شرایط خیلی سختی دارند.”
گفته می شود گلستان جاوید سنندج به دلایل نامشخصی از سوی اداره منابع طبیعی این شهر مصادره شده است و مقامات استانداری در پاسخ این خانواده گفته اند که این مسئله فرااستانی است و آنها قادر به حل این مشکل نیستند.
خانواده محمدی فر دیروز نیز در استانداری این شهر جهت شکایت از برخورد نیروهای امنیتی و اجازه دفن حضور یافته اند اما مسئولان این استان در جواب به این خانواده اعلام کرده است که ” میت را ببرید جای دیگر.”
تا کنون موارد زیادی از ممانعت از خاکسپاری شهروندان بهایی در مدفن ویژه بهاییان و تخریب گورستان ها در ایران گزارش شده است و علاوه بر تضییقات مذهبی یکی از موارد نقض حقوق بشر شهروندان به شمار می آید.

احضار زرتشت احمدی راغب از سوی پلیس امنیت / سند

زرتشت (اسماعیل) احمدی راغب فعال مدنی، طی احضاریه ای جهت “پاره ای توضیحات” به پلیس امنیت احضار شد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، طبق این احضاریه وی باید ساعت ۹ صبح فردا ۲۲ تیرماه به نشانی پلیس امنیت در شهریار مراجعه کند و “در صورت عدم حضور” پیگرد قضایی و جلب” را به دنبال خواهد داشت.
زرتشت احمدی راغب، فعال مدنی است که علاوه بر دفاع از زندانیان سیاسی و حقوق بشر در شبکه های اجتماعی، حضور پر رنگی نیز در تجمعات مدنی اخیر و از جمله تحصن نسرین ستوده در مقابل کانون وکلا داشته است.

ئیس پلیس: با کشف حجاب زنان در خودروها برخورد می‌کنیم

فرمانده نیروی انتظامی گفت که اجرای طرح ارتقا امنیت اخلاقی در کشور از اولویت‌های پلیس است و نیروی انتظامی وظیفه دارد از بروز ناهنجاری در کشور جلوگیری کند.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از بی بی سی، آقای اشتری گفته است که با کشف حجاب زنان در داخل خودروها برخورد خواهد شد.
رئیس پلیس در نشست فصلی روسای پلیس تهران بزرگ گفته است برخورد با مظاهر فساد وظیفه نیروی انتظامی است و این نهاد اقدامی خارج از چارچوب قانونی انجام نمی‌دهد.
حسن روحانی، رئیس‌جمهوری ایران چندین بار به طور تلویحی از چنین اقداماتی انتقاد کرده است، از جمله آقای روحانی شهریور سال پیش گفته بود با ” ون، مینی‌بوس، پاسبان و سرباز، فرهنگ درست نمی‌شود”.
روز گذشته نیز آقای روحانی گفت که “پایبندی به عفاف و حجاب با زور و جبر امکان پذیر نیست”.
رئیس پلیس در سخنان خود به مساله حضور زنان در ورزشگاه‌ها اشاره کرده و گفته است حضور زنان، “دارای حواشی زیادی است و در صورت بروز حادثه‌ای، خانواده‌ها از پلیس شاکی می‌شوند که چرا دخالتی نکرده که برای فرزندان و ناموس آنها این اتفاق رخ دهد”.
رئیس پلیس ایران در سخنان خود در مورد این “حادثه و اتفاق” توضیحی نداده است.
دولت ایران اخیرا اعلام کرد زمینه ورود زنان به ورزشگاه‌ها را فراهم کرده اما با ورود مراجع تقلید شیعه به مساله، از پیگیری این مساله منصرف شده است.

۱۳۹۴ تیر ۱۶, سه‌شنبه

حمید رسایی در فنلاند؛ سوژه طنز

حمید رسایی، نماینده دلواپس مجلس که موضع گیری هایش علیه دولت وهاشمی رفسنجانی ، همواره سوژه طنز رسانه های اصلاح طلب و اعتدال گرا قرار می گیرد، اینبار نیز به دلیل آنکه پس از طرح ادعای شکستن دست وزیر خارجه در صورت امضای توافق نامه "رذیلانه و بد"، عازم کشور فنلاند شده است، به سوژه رسانه ها تبدیل شد.

 سایت فرارودیروز در اینباره نوشت: "حمید رسایی باز هم برای تبلیغ دین اسلام به اروپا رفت! او ساعت ۱۵:۵ دقیقه بامداد ۱۴ تیر ، با پرواز شماره ۸۷۳ هواپیمایی ترکیش ایر، راهی استانبول شد و بلافاصله با پرواز بعدی به هلسینکی رفت. او اینک در پایتخت فنلاند حضور دارد تا اسلام را تبلیغ کند. در سایت حمید رسایی، اساساً اشاره ای به این سفر نشده و آخرین پست های وی قبل از این سفر این دو تیتر هستند: «در توافق پيش رو، غيرت يا بي غيرتي؛ کدام امضاء مي شود؟» و ملت دست امضاکنندگان توافق بد را می‌شکند".

سایت فرارو بخش "نظرات" سایت خود را که در ذیل برخی از اخبار غیر فعال است، در این مورد فعال کرده که حاوی نظریاتی خواندنی است.

در یکی از "نظرات" ثبت شده در پای خبر سفر رسایی به اروپا، یک کاربر چنین نوشته: "خدا شاهده منم حاضرم برای تبلیغ برم جزایر قناری هرچند الان خیلی گرمه ولی خب وظیفه هست دیگه کاریش نمیشه کرد".

 کاربر دیگر نیز نوشته: "مردم عزیز فنلاند. ایشان برای تبلیغ دین اسلام در ایران بسیار زحمت کشیدند. به همین دلیل در ماه مبارک رمضان رنج سفر را به جان خریده و به کشور محروم و گرم و خشک شما هجرت نموده اند. مردم عزیز فنلاند این سوغات بینظیر رو خدمتتون پیشکش کردیم خدا شاهده اگه مرجوعش کنید ناراحت میشیم".

علاوه بر فرارو، سایت های دیگر همچون بهارنیوز و تدبیر خبر مربوط به سفر وی در ماه رمضان به کشور فنلاند را به شکلی طنز آمیز برجسته کرده اند.

در این راستا، سایت بهار نیوز متن خبر فرارو را با تیتر "دلواپس معروف باز هم به سفر اروپا رفت!" بازتاب داده ولی بخش نظرات اش را به دلیل بیش از حد بودن نظرات توهین آمیز بر روی کاربران غیر فعال کرده است.

اعلام خبر سفر رسایی به فنلاند، حتی سایت  دست راستی صراط نیوز را نیز به اعتراض توام با طنز واداشته به طوری که این سایت با ذکر متن خبر سایت فرارو، عکسی از منظره بندر هلسینکی را برای این خبر انتخاب کرده و آن را در ذیل این تیتر منتشر کرده است: "رسایی دوباره به اروپا رفت؛ این بار فنلاند!"

حساسیت شهروندان در مورد رفتارهای بعضا جنجالی و نمایشی حمید رسایی پس از آن تشدید شد که سال گذشته، رییس هیات بدوی رسیدگی به تخلفات اداری نهاد ریاست جمهوری از "پرونده فساد مالی" او خبر داد و اعلام کرد که او به همراه مهرداد بذرپاش به ترتیب به ۱۰ و ۵ سال انفصال از خدمات دولتی محکوم شده اند.

رسایی سال گذشته هم ، به بهانه بررسی"فساد درفوتبال" خود را کاندیدای سفر به برزیل کرده بود که به دلیل اعتراضات گسترده در رسانه ها، از آن صرف نظر کرد.

در آن زمان، اعتراض به سفر وی به برزیل آنقدر بالا گرفت که محمدعلی پورمختار،رئیس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس ناچار به ارائه توضیح در اینباره شد و گفت: "آقای رسایی به عنوان رئیس کمیته مبارزه با مفاسد و همچنین مسئول پرونده فساد در فوتبال توسط کمیسیون اصل ۹۰ و مجلس به برزیل سفر می‌کند؛ در بررسی‌های کمیسیون، مجموعه گزارشاتی مربوط به جام جهانی نیز داشتیم که به همین سان تصمیم گرفته شد آقای رسایی برای بررسی مسائل به برزیل اعزام شوند. قرار است آقای رسایی با سفر به برزیل از نزدیک بر مباحث مرتبط با فوتبال ایران در جام جهانی نظارت کند و موضوعات موردنظر را مورد بررسی قرار دهد.آقای رسایی تمایلی برای این سفر نداشت و به اصرار من و کمیسیون حاضر به انجام سفر مذکور شد".

با وجود این توضیحات، اعتراض ها کماکان ادامه پیدا کرد تا سرانجام این روحانی افراطی را وادار به انصراف از این سفر کرد.

پیش از این نیز ماجرای سفر وی به آلمان و آنچه که خود وی "انگشت نگاری عزتمندانه" در سفارت این کشور در تهران نامید، خبر ساز شده بود.

او که خود را حامی "عزت ایران" در عرصه های بین المللی و دلواپس نسبت به رفتار جناح اعتدال گرای حکومت معرفی می کند، پس از بالاگرفتن اعتراضات به تن دادن به انگشت نگاری، در صفحه شخصی اش چنین نوشت: "وقتی چند روز قبل طبق روال از طریق تشریفات مجلس درخواست صدور ویزا را دادم، شنیدم که برای اخذ ویزا باید برای انگشت نگاری به سفارت آلمان بروم. از این موضوع تعجب کردم. بنده به دوستان تشریفات مجلس و وزارت خارجه تاکید کردم فقط در صورتی این کار را می کنم که روند اجرای آن به شکل خاص باشد آن هم به دلیل جایگاه حقوقی ای که امثال بنده داریم و این جایگاه متعلق به مردم است. برای همین هماهنگ شد تا با وسیله نقلیه از درب مخصوص سفیر وارد شوم. وقتی هم وارد شدم با احترام به استقبال آمدند و بدون معطلی ما را به در اتاق مجاور اتاق سفیر بردند و دستگاهی که برای این کار بودند را آوردند و توضیح دادند. بعد از این کار هم سفیر آلمان به استقبالم آمد مرا به اتاقش دعوت کرد. حدود نیم ساعتی در اتاق سفیر با حضور مترجم تشریفات مجلس درباره مهمترین مسائل کشور و منطقه با وی صحبت کردم که الحمدلله دفاع عزتمندانه ای از حقوق مردم کشورمان بود".

او البته قبل از عزیمت به فنلاند، وعده داده که دست کسی را که توافق ذلیلانه را امضاء کند، خواهد شکست.

۱۳۹۴ تیر ۱۵, دوشنبه

 علم‌الهدی خریداران بلیت کنسرت‌ها را "اقلیتی هوس‌باز و شهوتران" نامید

thumbnailاحمد علم‌الهدی، امام جمعه موقت مشهد خریداران بلیت کنسرت‌های موسیقی را "اقلیتی هوس‌باز و شهوتران" نامید. او برخی مسئولان را متهم کرد که "راه را برای شهوترانی باز کرده‌اند" و هشدار داد که نباید از "شهوترانان" طرفداری کنند. سید احمد علم‌الهدی، امام جمعه موقت مشهد که چندی پیش گفته بود "باید تا گردن زدن مطربان پیش رفت"، در اظهار نظری جدید تماشاگران کنسرت‌ها را اقلیتی "هوس‌باز و شهوتران خواند" و مسئولان را متهم کرد که راه را برای "شهوترانی" باز کرده‌اند. به گزارش تابناک، وی در مراسم تفسیر قرآن یادآور شد که "برخی با مواضع‌شان پا جای پای شمر می‌گذارند". او بدون ذکر نام هشدار داد: «افرادی که مسئولیت دارند نباید راه را برای شهوترانی دیگران باز کنند». بر اساس این گزارش، علم‌الهدی می‌گوید، یکی از مسئولان به او گفته است: «چرا شما مزاحم مردم می‌شوید و به برگزاری کنسرت ایراد می‌گیرید» و او پاسخ داده است: «بعضی از کنسرت‌ها بلیت‌هایشان ۷۰ هزار تومان است و افرادی که این بلیت را خریداری می‌کنند یک اقلیت هوس‌باز هستند؛ شما به عنوان کسی که مسئولیت در نظام دارید می‌‌خواهید مسیر را برای شهوترانی باز کنید؟» امام جمعه مشهد چندی پیش و در پی لغو کنسرت علیرضا قربانی در شهرستان چناران، از کنسرت‌های موسیقی با عنوان "مطرب‌بازی" یاد کرده بود. او با استناد به روایات مذهبی یادآور شده بود که "چون تمام شهر مشهد حرم امام رضا محسوب می‌شود"، برگزاری کنسرت و به زعم او "مطرب‌بازی" در این شهر، برگزاری کنسرت درحرم امام رضا است.
مقامات اردن اعلام کرده‌اند که یک حمله تروریستی را در این کشور کشف و خنثی کرده‌‌اند. به گفته مقامات اردن یک مرد عراقی که قصد انجام این حمله تروریستی را داشته به پلیس گفته که از طرف سپاه پاسداران ایران مامور به انجام این حمله بوده است.
خبرگزاری فرانسه روز دوشنبه ۶ ژوئیه (۱۵ تیر) با اعلام این خبر از قول یک منبع آگاه نوشت: «نیروهای امنیتی یک نقشه تروریستی را در آخرین لحظه خنثی کردند. این حمله بنا بود توسط یک عراقی و به دستور سپاه قدس ایران انجام شود».
فرد مظنون که نامش فاش نشده در نزدیکی محل عملیات پلیس در شمال شهر جرش همراه با ۴۵ کیلوگرم مواد منفجره دستگیر شد. زمان دستگیری او اما فاش نشده است. جرش دومین شهر توریستی اردن است.
به گفته مقامات قضایی، فرد دستگیرشده پس از بازداشت، به "حمل مواد منفجره و قصد انجام حمله تروریستی" متهم شده است.
سپاه قدس ایران، شاخه برون مرزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که عملیات نظامی در خارج از خاک ایران را هدایت می‌کند.
اردن همواره از سوی بشار اسد رئیس جمهور سوریه متهم به حمایت از شورشیان سوری شده است و ایران نیز تاکنون در جنگ داخلی سوریه از بشار اسد حمایت کرده است.
اردن میزبان گروه‌های نظامی آمریکاست که شورشیان سوریه را برای نبرد با گروه "دولت اسلامی" آموزش می‌دهند. گفته می‌شود که این گروه‌های نظامی برخی قبایل در داخل سوریه را نیز آموزش می‌دهند.
این نگرانی وجود دارد که پادشاهی آرام اردن درگیر جنگ داخلی همسایگان خود نظیر عراق و سوریه شود.
آخرین حمله بزرگ تروریستی در اردن سال ۲۰۰۵ روی داد که در جریان آن بمب‌گذاران انتحاری سه هتل را در امان، پایتخت این کشور منفجر کرده و ده‌ها تن را کشته و زخمی کردند.
حمید رسایی باز هم برای تبلیغ دین اسلام به اروپا رفت! او ساعت 5:15 دقیقه بامداد 14 تیر ، با پرواز شماره 873 هواپیمایی ترکیش ایر، راهی استانبول شد و بلافاصله با پرواز بعدی به هلسینکی رفت. او اینک در پایتخت فنلاند حضور دارد تا اسلام را تبلیغ کند.

 رسایی که گویا علاقه زیادی به تبلیغ اسلام در اروپا دارد پیشتر چندین بار به دعوت نهادهای عمومی مانند سازمان تبلیغات اسلامی به کشور آلمان رفته است.




وی قبل از سفر به آلمان، انگشت نگاری شد و در توضیح این ماجرا اعلام کرد که به طور عزتمندانه انگشت نگاری شده است!

در جریان جام جهانی فوتبال 2014 برزیل نیز، رسایی قصد سفر به برزیل با هزینه مجلس شورای اسلامی را داشت که با رسانه ای شدن موضوع ، این سفر منتفی شد.

گفتنی است  در سایت حمید رسایی، اساساً اشاره ای به این سفر نشده و آخرین پست های وی قبل از این سفر این دو تیتر هستند: «در توافق پيش رو، غيرت يا بي غيرتي؛ کدام امضاء مي شود؟» و «ملت دست امضاکنندگان توافق بد را می‌شکند»
مرگ دو جوان چابهاری ۳ ساعت پس از بازداشت از سوی اطلاعات
پیکر بی‌جان دو جوان ۲۳ و ۲۵ ساله بلوچ، با آثار ضرب و شتم و شکنجه در بیمارستان چابهار یافته شدند. وزارت اطلاعات گفته “دو جوان چابهاری سکته کرده‌اند” این در حالی است که این دو جوان سه ساعت پیش از آن توسط ماموران امنیتی اطلاعات چابهار ربوده شده بودند.
به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، این دو جوان بلوچ اهل «کاجو» از روستاهای «دشتیاری» و از توابع «چابهار» هستند.
«کمپین فعالین بلوچ» با اعلام هویت این دو جان‌باخته نوشته: “مولا بخش عباس زهی ۲۵ ساله فرزند خدا بخش و نعیم عباس زهی ۲۳ ساله فرزند دادخدا، چند ساعت پس از بازداشت توسط ماموران وزارت اطلاعات چابهار، جسدشان در حالی که آثار شکنجه بر بدن آنها بوده در بیمارستان چابهار یافته شدند.»
این کمپین به نقل از «زبیر عباس زهی» یکی از بستگان نزدیک به این دو جوان نوشته: “نعیم و مولابخش هر دو کارگر بودند و برای کارگری به شیراز رفته بودند. بعد از اینکه روز پنج‌شنبه ۱۱ تیرماه، از شیراز برگشتند در بازار چابهار جنب پاساژ دوست خواه، با زبان روزه توسط ماموران وزارت اطلاعات ربوده شدند و هنوز سه ساعت نگذشته بود که یکی از آشنایان ما از بیمارستان تماس گرفت و گفته که جسد نعیم و مولا بخش را در بیمارستان دیده است.”
این منبع در ادامه گفته: “خانواده وقتی به بیمارستان مراجعه کردند متوجه شدند بر بدن این دو آثار ضرب و شتم هست و وزارت اطلاعات آنها را به بیمارستان تحویل داده و وقتی هم پیگیر ماجرا شدند وزارت اطلاعات پاسخ‌گوی مرگ آنها نشده و فقط گفته سکته کرده‌اند”.
«زبیر عباس زهی» همچنین افزود: “خانواده به هیچ عنوان از توجیه وزارت اطلاعات قانع نشده‌اند و اصرار کرده‌اند که باید علت مرگ مشخص شود، به همین خاطر بیمارستان چابهار جسدها را به پزشک قانونی زاهدان فرستاده و امروز (یکشنبه ۱۴ تیرماه) ساعت ۳، پزشکی قانونی جسد را تحویل خانواده داده اما هنوز نتیجه را اعلام نکرده و قرار است فردا ساعت ۴ جسدشان در چابهار تشییع شود.”
او اضافه کرده: “این تمام ماجرا نیست، اینها خانواده فقیر و کشاورزی هستند و به خاطر کم‌سوادی گزارش‌های آنها هیچ‌گاه پخش نشدند؛ در حالی که ۴ برادر نعیم عباس زهی به نام‌های شه جان، چراغ، منصور و کریم را تاکنون به اتهامات امنیتی واهی بازداشت کردند. بار اول دو سال پیش شه جان را بازداشت کردند که همچنان در زندان مرکزی زاهدان در حبس است و سه ماه پیش هم دوباره ساعت‌های ۳ صبح به خانه آنها در روستای کاجو حمله کرده و سه برادر دیگرش به نام‌های  چراغ و منصور و کریم را هم بازداشت کردند که دو نفر آخری را آزاد کردند، ولی چراغ همچنان در زندان زاهدان است.”
«زبیر عباس زهی» در پایان گفته: “نام مرا هم پخش کنید، تا کی ما باید ساکت باشیم؟ هر روز فشارها بیشتر می‌شوند و هیچ‌کس هم پاسخ‌گوی این اتفاقات نیست
رنج‌نامه معصومه نعمتی، مادر آتنا دائمی زندانی محبوس در بند زنان اوین 
«معصومه نعمتی» مادر «آتنا دائمی» فعال مدنی و حقوق کودکان کار و خیابان، در ادامه نامه‌های هفتگی خود در تازه‌ترین رنجنامه‌اش نوشته: “آتنا با دست‌های بسته به همراه یک پاسیار و یک سرباز که متاسفانه خانم ماموری که همراه آتنا بود، حتی جواب سلام ما را هم نداد و وقتی من خواستم آتنا را در آغوش بگیرم، با دست محکم به سینه من کوبید و من را به عقب هل داد.”
به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، مادر این فعال مدنی محبوس در بند زنان زندان اوین موسوم به بند نسوان، در روز ملاقات زندانیان در روز یکشنبه هر هفته، نامه‌ای را در صفحه رسمی «آتنا دائمی را آزاد کنید» منتشر می‌کند و درباره آخرین وضعیت دخترش و احساسات مادرانه‌اش می‌نویسد.
«معصومه نعمتی» در بخش دیگری از این رنجنامه نوشته: “حال روحی آتنا اصلا مساعد نبود، متاسفانه دکتر زنان مستقر در زندان اوین برای آتنا مشکوک به سرطان سینه شده بودند و دستور اعزام اورژانسی برای آتنا داده بودند؛ از این رو ما از شدت نگرانی نزدیک‌ترین وقت پزشکی را برای آتنا گرفتیم با هزینه شخصی خودمان.”
مادر این زندانی مدنی از حمله قلبی دخترش در اوین گفته: “امروز هم با ضعف جسمی که داشتم به ملاقات جگرگوشه‌ام رفتم و متوجه شدم که آتنای من هم دیشب دچار حمله قلبی شده و به بهداری زندان منتقل شده و متاسفانه امروز هم حال مساعدی نداشت.”
«آتنا دائمی» فعال مدنی ۲۷ ساله دارای مدرک دیپلم است و تا پیش از دستگیری در باشگاه انقلاب در تهران شاغل بود. او در ۲۹ مهرماه ۱۳۹۳، از سوی مامورین لباس شخصی در منزل پدری خود بازداشت و به بند ۲-الف سپاه پاسداران زندان اوین منتقل شد.
او پس از تحمل نزدیک به ۴ ماه بند انفرادی و بازجویی‌های پی‌درپی، در ۲۴ بهمن‌ماه ۱۳۹۳، به بند عمومی زنان (نسوان) در زندان اوین منتقل شد و در ۲۳ اسفندماه ۱۳۹۳، در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی «مقیسه» محاکمه شد.
او در ۲۲ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۴، به تحمل ۱۴ سال زندان محکوم شد. او به علت نگرانی از وضعیت وخیم مادرش، حکم صادره را ۷ سال به خانواده‌اش اعلام کرده بود، اما در ملاقات در اولین یکشنبه پس از دادگاهی‌اش، به خانواده خود اعلام کرد که حکم صادره از سوی قاضی مقیسه، تحمل ۱۴ سال زندان است.
Atena Daemi-kampain.info
اتهامات این فعال مدنی، “اجتماع و تبانی بر ضد نظام برای تجمع کوبانی و تجمعاتی برای اعدام مانند تجمع اعتراضی برای اعدام ریحانه جباری و…”، “تبلیغ علیه نظام”، “توهین به رهبری و مقدسات به دلیل گوش دادن به آهنگ‌های شاهین نجفی”، “مخالفت با حجاب اجباری” و “مخالفت با اعدام”، “اختفای ادله جرم برای رهایی متهم علی نوری” عنوان شده است.
این در حالی است که «آتنا دائمی» به علت نگهداری طولانی مدت در سلول انفرادی و شرایط بد بهداشتی بازداشتگاه و عدم دسترسی به هواخوری و نور آفتاب، هم دچار ناراحتی پوستی و ضعف شدید بینایی شده است و نیز پیگیری‌های خانواده این زندانی برای درمان خارج از زندان، بدون نتیجه بوده است.
این فعال کودک به دلیل فشارهای شدید عصبی، مجبور به مصرف داروهای آرام‌بخش شده و بهداری زندان نیز از تهیه این داروها سرباز زده است. خانواده این زندانی مجبور به تهیه این داروها در خارج از زندان شده‌اند.
اخیرا «سازمان عفو بین‌الملل» با انتشار بیانیه‌ای خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط آتنا دائمی شده است. این سازمان حقوق بشری همچنین از ایران خواسته که مراقبت‌های پزشکی ضروری برای این فعال مدنی را فراهم کند و با احترام به کنوانسیون بین‌المللی حقوق سیاسی و مدنی که ایران نیز از امضاکنندگان آن است، حق آزادی اندیشه و بیان را به رسمیت بشناسد.
چند بار در سال گذشته خانواده و وکیل این زندانی، آزادی وی با وثیقه را درخواست کرده بودند که هر بار قاضی «مقیسه» سرباز زده و تاکنون این درخواست را رد کرده است.
یک نسخه کامل از نامه «معصومه نعمتی» مادر «آتنا دائمی» که در صفحه رسمی این فعال مدنی و حقوق کودکان کار و خیابان منتشر شده در پی می‌آید.
امروز یکشنبه ۱۴ تیرماه ۱۳۹۴، به ملاقات آتنا رفتیم. حال روحی آتنا اصلا مساعد نبود، متاسفانه دکتر زنان مستقر در زندان اوین برای آتنا مشکوک به سرطان سینه شده بودند و دستور اعزام اورژانسی برای آتنا داده بودند؛ از این رو ما از شدت نگرانی نزدیک‌ترین وقت پزشکی را برای آتنا گرفتیم با هزینه شخصی خودمان.
دیروز شنبه ١٣ تیرماه، من و پدر آتنا و خواهران آتنا، ساعت یک بعدازظهر در درمانگاه صادقیه حضور داشتیم که آتنا را آوردند، با شرایط بسیار بدی که برای هیچ پدر و مادری قابل تصور نیست. آتنا با دست‌های بسته به همراه یک پاسیار و یک سرباز که متاسفانه خانم ماموری که همراه آتنا بود، حتی جواب سلام ما را هم نداد و وقتی من خواستم آتنا را در آغوش بگیرم، با دست محکم به سینه من کوبید و من را به عقب هل داد. رفتار آن خانم که حتی از فرزند کوچک من هم کوچک‌تر به نظر می‌آمد، با آن حرکات توهین‌آمیز باعث عصبانیت و اعتراض آتنا و خواهرانش و همسرم شد و به دنبالش آن خانم شروع کرد به مشاجره و تهدید ما، که حتی باعث اعتراض مردم نیز شد و تعدادی از مسوولین درمانگاه و بیمارانی که حضور داشتند در اطراف ما تجمع کردند و همه تعجب کرده بودند و فقط می‌خواستند بدانند که آیا این دختر قاتل است یا کلاهبردار و یا اختلاس میلیاردی کرده!؟ که خودش و خانواده‌اش مستحق این رفتار از جانب یک مامور خانم جوان می‌باشند.
آتنا به دستور مسوولین درمانگاه سریعا نزد پزشک معالجش مراجعه کرد، ولی متاسفانه آن خانم حتی در اتاق پزشک هم دست‌های دخترم را باز نمی‌کرد، تا زمانی که با اعتراض پزشک مواجه شد. بعد از معاینه پزشک معالج دستور آزمایش دادند که متاسفانه آن خانم اجازه ندادند و سریعا به زندان برگشتند و باعث شدند که من دیشب تمام شب را در درمانگاه باشم و تحت درمان و امروز هم با ضعف جسمی که داشتم به ملاقات جگرگوشه‌ام رفتم و متوجه شدم که آتنای من هم دیشب دچار حمله قلبی شده و به بهداری زندان منتقل شده و متاسفانه امروز هم حال مساعدی نداشت.
باعث تاسف است تا زمانی که شرایط اورژانسی نبود، برای فرزندم اجازه اعزام به پزشک و مرخصی ندادند و وقتی هم که اجازه دادند؛ با این شرایط مواجه شدیم که همین اعزام باعث بدتر شدن حال جگرگوشه‌ام شد و همین‌طور خانواده‌ی ما.
لازم است اشاره کنم دفعات قبلی که آتنا را به بیرون از زندان آورده بودند، ما هرگز این برخوردها را از مامورین ندیده بودیم و همیشه به ما احترام می‌گذاشتند؛ به همین دلیل ما جویای علت رفتار این خانم خواهیم بود و از رفتار توهین‌آمیز این خانم به مسوولین شکایت می‌کنیم.

محاکمه مجدد در زندان؛ نرگس محمدی عازم دادگاه می شود

نرگس محمدی وکیل زندانی، فردا برای محاکمه مجدد به دادگاه اعزام می شود
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، تقی رحمانی همسر نرگس محمدی با اعلام این خبر نوشته که قرار است وی به دلیل فعالیت های حقوق بشری به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی و تشویش افکار عمومی مجددا محاکمه شود.
آقای رحمانی در ادامه با دارای اشکال خواندن تعریف حاکمان از امنیت ملی نوشته است: “آیا نقد و بررسی منشور شهروندی روحانی،مخالفت با اسید پاشی به زنان ،کمپین مبازره با سلول انفرادی، همدردی با خانواده های زندانی به خصوص دختر خردسال زندانی اعدام شده حامد احمدی، تلاش برای لغو احکام اعدام و برگزاری همایش برای هوا پاک اقدام علیه امنیت است؟”
نرگس محمدی فعال حقوق بشر، روزنامه نگار، زندانی سیاسی و سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر و رییس هیئت اجرایی شورای صلح ایران، آخرین بار در پانزدهم اردیبهشت ماه سال جاری پس از بار‌ها تهدید و احضار، با مراجعه نیروهای امنیتی به منزل شخصی اش بازداشت و برای سپری کردن محکومیت شش ساله راهی زندان اوین شد.
این فعال حقوق بشر , پیش از این نیز بار‌ها احضار و بازداشت شده بود. وی از ٢٠ خرداد تا ١١ تیرماه ١٣٨٩ را در زندان بسر برده بود که در مدت بازداشت بر اثر شوک عصبی، به شدت بیمار شد. در شهریور ماه‌‌ همان سال از سوی شعبه ٢٨ دادگاه انقلاب تهران برای «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور، عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر و فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران»، به ۱۱ سال زندان محکوم شد که این حکم در اسفندماه ١٣٩٠ به شش سال کاهش یافت. بار دیگر در تاریخ ٢ اردیبهشت ١٣٩١، در زنجان بازداشت و به زندان اوین و سپس در تاریخ ٢٧ اردیبهشت ماه، به زندان شهر زنجان انتقال داده شد. نرگس محمدی که به شدت بیمار بود در تاریخ ١٩ تیرماه به بیمارستان ولی عصر شهر زنجان منتقل شد.
نرگس محمدی، از تاریخ ١٠ مرداد ١٣٩١ با سپردن ۶٠٠ میلیون وثیقه از مرخصی درمانی بهره‌مند و به شکل موقت آزاد شد، اما همچنان با حضار‌ها و تهدید‌ها قربانی آزار‌های مقامات قضایی و امنیتی بود. در تاریخ ١١ خرداد ١٣٩٣ از سوی دادسرای مستقر در زندان اوین احضار و مورد بازجویی قرار گرفت. بازجویان دادسرا به وی اعلام کردند که ممنوع خروج است. وی در روز ١٣ اردی‌بهشت ١٣٩۴ به شعبه ١۵ دادگاه انقلاب تهران احضار شده بود تا برای اتهاماتی چون «اقدام علیه امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام» برای فعالیت‌های پس از آزادی و شرکت در کارزارهایی چون «لغو مجازات اعدام» و مبارزه علیه مصونیت از مجازات محاکمه شود. وی یکی از حامیان دادخواهی مادر وبلاگ‌نویس زندانی ستار بهشتی است، که در روز ١٣ آبان ١٣٩١ در بازداشتگاه پلیس فتا (پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات) به قتل رسید.
بازداشت نرگس محمدی، واکنش‌های گسترده‌ای را در پی داشت. برخی از همراهانش از جمله گوهر عشقی، مادر ستار بهشتی، محمد نوری‌زاد روزنامه‌نگار و زندانی سیاسی سابق، محمد ملکی چهرهٔ برجسته دانشگاهی ایران، ساعاتی پس از بازداشت در برابر زندان اوین تحصن کردند.
شیرین عبادی برنده جایزه نوبل، با انتشار نامه‌ای سرگشاده از گزارش‌گران ویِژه سازمان از جمله احمد شهید گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد برای بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران خواسته است هر چه در توان دارند برای آزادی نرگس محمدی بکار گیرند.

خامنه‌ای: در موضوع بورسیه‌ها به عده‌ای ظلم شد

در حالی‌که وزارت علوم ایران پیش از این از لغو ۸۳۶ مورد بورسیه «غیرقانونی» خبر داده بود، رهبر جمهوری اسلامی می‌گوید، «تحقیقات دقیق نشان می‌دهد مسئله بورسیه‌ها، به آن شکلی که در روزنامه‌ها با آن بازی کردند نبود.»
آیت الله علی خامنه‌ای، بدون اشاره به جزئیات به گفته او «تحقیقات دقیق» درعین حال اضافه کرد: «اما اگر هم بود باید از راه‌های قانونی... لغو می‌شد نه اینکه سر و صدا و جنجال درست شود.»
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر رهبر جمهوری اسلامی، آقای خامنه‌ای شامگاه شنبه ۱۳ تیر، تأکید کرد که در این موضوع «به عده‌ای ظلم شد.»
رهبر جمهوری اسلامی همچنین آنچه که «حاشیه‌سازی» دربارهٔ این موضوع خواند را «از غلط‌ترین کارهای چند سال اخیر» و یکی از مصداق‌های به گفته او «سیاست‌بازی» در دانشگاه‌ها دانست.

مجازات اطلاع رسانی درباره زندانی؛ پدر حسین رونقی به حبس محکوم شد

احمد رونقی ملکی، پدر حسین رونقی زندانی سیاسی زندان اوین، به چهار ماه حبس محکوم شد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، این حکم امروز یکشنبه چهاردهم تیرماه از سوی شعبه یازدهم دادگاه عمومی به وی ابلاغ شده است.
این حبس ۴ ماهه به اتهام نشر اکاذیب از طریق مصاحبه و نامه نگاری درباره وضعیت فرزند زندانی آقای رونقی به صورت غیابی صادر شده و بدون حضور در جلسه دادرسی به وی ابلاغ شده است.
این در حالی است که حسین رونقی، به تازگی برای تکمیل و پیگیری مداوای کلیه اش به مرخصی درمانی اعزام شده و شنیده ها حکایت از آن دارد که به وی اعلام شده است که باید هرچه سریع تر به زندان بازگردد.
حسین رونقى که پیشتر در بند ٣۵٠ اوین زندانى بود، به دلیل مشکلات حاد کلیوى و خطر از دست دادن کلیه براى ادامه درمان از زندان آزاد شد، آزادى موقتى که دلایل مختلفى از جمله عدم تحمل کیفر، عفو رهبرى و مرخصى درمانى براى آن ذکر شده بود ولى طى دوره درمان در اسفندماه سال گذشته به دلایلى نامشخص مجددا احضار و راهى زندان اوین شد.
حسین رونقی ملکی فعال حقوق بشر و وبلاگ نویس، درتاریخ ۲۲ آذر ماه ۱۳۸۸ بازداشت و پس از گذشت ۱۰ ماه از بازداشت در بند دو-الف اوین، در تاریخ ۱۳ مهر ماه ۱۳۸۹ حکم ۱۵ سال حبس تعزیری وی از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب صادر و به وی ابلاغ شد.
در تاریخ ۲۹ آبان ماه ۱۳۸۹ پرونده حسین رونقی که با اعتراض وکلایش مواجه شده بود به دادگاه تجدید نظر ارسال شد و درتاریخ ۱۰ آذر ۱۳۸۹ حکم ۱۵ سال حبس تعزیری حسین رونقی ملکی از سوی شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر به تایید رسید و به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد، اتهامات وی در دادگاه ««عضویت در شبکه ایران پروکسی، توهین به رهبری و توهین به رئیس جمهوری» عنوان شد.

خودکشی دختر زندانی سیاسی محمدامین آگوشی بدلیل از دست دادن مادر و زندانی شدن پدر

«کانی آگوشی» دختر محمدامین آگوشی پس از فوت مادرش با برادر خود «جمال آگوشی» زندگی می کرده است. از دست دادن مادر و زندانی شدن پدرش دلیل اصلی خودکشی این دختر جوان بوده است. پس از اعزام به مرخصی غیرمنتظره و به محض خروج از زندان زاهدان، به محمدامین آگوشی اطلاع داده شد که باید جنازه دختر ۲۲ ساله اش را که خودکشی کرده است، از پزشکی قانونی پیرانشهر تحویل بگیرد. از آنجا که همسر این زندانی نیز پس از یک بیماری سخت درگذشته بود، مسئولین تحویل جنازه را منوط به حضور پدر کرده بودند و به همین دلیل ظهر دیروز سه شنبه نهم تیر ماه آقای آگوشی به صورتی غیر مترقبه به مرخصی اعزام شد و پشت درهای زندان به وی اطلاع داده شد که دخترش خود را حلق آویز کرده و درگذشته و باید برای تحویل جنازه به پزشکی قانونی پیرانشهر در آذربایجان غربی مراجعه کند. آقای محمد امین آگوشی که هم اینک در مرخصی به سر می برد، به گزارشگر هرانا گفت که با وجود مراجعه وی مسئولین پزشکی قانونی از تحویل جنازه خودداری کرده اند و برای انتقال جسد به ارومیه و انجام کالبدشکافی طلب ۵ میلیون تومان پول کرده اند. آقای آگوشی درباره دلایل خودکشی دخترش ادامه داد: “من که چند سال است زندانی هستم و همسرم هم سال گذشته پس از یک ماه بستری بودن و کما از دست رفت و تمام مدت هم دخترم بالای سرش حاضر بود، الان بچه ها با حضور سرپرست مشکل دارند چه برسد به دختر جوانی که مادرش را از دست داده و پدرش هم در زندان است.” به گفته آقای آگوشی، دخترش پس از مرگ مادر و مشکلات روحی و مالی ناشی از نبود پدر به افسردگی دچار شده بود، ولی آن را از پدر زندانی اش پنهان کرده و حتی یک بار اقدام ناموفق به خودکشی داشته که پدرش در زندان از آن بی اطلاع بوده است. محمدامین آگوشی به همراه ایرج محمدی و احمد پولادخانی اهل پیرانشهر به اتهام جاسوسی به نفع حکومت اقلیم کردستان و محاربه از طریق همکاری با گروه‌های معاند نظام در سال ۸۶ بازداشت شدند.