رمزگشایی از جعبه سیاه قرارگاه ثارالله
فعالین حقوق کودک و پروژه جدید علیه جامعه مدنی
قطار بازجویی و شکنجه مدافعان جمهوری اسلامی در ایستگاه فعالین حقوق کودک توقف کرده است.
سعیده وطنی: در پنج سال پس از «کودتای ۸۸» نام قرارگاه امنیتی ثارالله به دفعات در محافل سیاسی و رسانهای ایران برده شده است؛ سازمان اطلاعاتی و امنیت داخلی سپاه پاسداران که تا سال ۸۸ تنها برای برخی از فعالین سیاسی و دانشجویان معترض شناخته شده بود ناگهان در قامت منجی انقلاب و نظام به صحنه آمد تا مسوولیتی را که به زعم نمایندگان مجلس و برخی نیروهای امنیتی بیت رهبری خارج از توانایی وزارت اطلاعات بود بر عهده بگیرد؛ پروندههایی که از اعتراف گیری از معترضان ناشناخته آغاز شد اما تدریجا به فعالین سیاسی و مدنی شناخته شدهتر رسید و امروز در ایستگاه فعالین حقوق کودک توقف کرده است.
دقیقا از تیرماه ۸۸ دادسرای انقلاب اسلامی واقع در خیابان پانزده خرداد و اتاقهای بازجویی آن شاهد حضور تیمهای بازجویی قرارگاه ثارالله بوده و این در حالی ست که احضار، پرونده سازی و بازداشت معترضین و اصطلاحا فتنه گران در هماهنگی حداکثری بین قرارگاه ثارالله، نیروی انتظامی، نیروی مقاومت بسیج و وزارت اطلاعات سازماندهی میشد. قرارگاه ثارالله دقیقا از هفته نخست اعتراضات بخشی از افراد بازداشت شده را که عمدتا جزء نیروهای ستاد موسوی یا احزاب بودند شناسایی و پس از دستگیری به بازداشتگاههای خود مانند بند ۲ – الف در زندان اوین یا زندانهای خارج از آن منتقل میکرد و بازجوییهای طولانی مدت از آنها را با هدف شناسایی حلقههای ارتباطی آنها برعهده داشت. آبان ماه ۸۸ سردار اسماعیل کوثری فرمانده سابق لشکر ۲۷ محمد رسول الله به عنوان نماینده مجلس و عضو کمیسیون امنیت ملی طی مصاحبه با روزنامه اعتماد صراحتا فرآیند بازجویی و اعتراف گیری از معترضین بازداشت شده طی ماههای بعد از انتخابات را برنامه قرارگاه ثارالله دانست و گفت:
«در حوادثی که بعد از ۲۲ خرداد پیش آمد ابتدا وزارت اطلاعات و ناجا وارد عمل شدند ولی بعد که دامنه اغتشاشات و درگیریها گسترده شد قرارگاه ثارالله طبق تشخیص شورایعالی امنیت ملی وارد عمل شد. همانطور که در ابتدا هم گفتم هر زمان که تشخیص داده شود عوامل بیگانه در داخل کشور به گونهای عمل میکنند که تهدیدی علیه نظام و دستاوردهای انقلاب اسلامی هستند و مسوولان احساس خطر کنند، طبق مسوولیت و وظیفهیی که برای قرارگاه ثارالله تعریف شده است، این قرارگاه وارد عمل میشود. البته بر اساس تصمیم شورایعالی امنیت ملی این وظیفه به قرارگاه سپرده میشود».
کوثری در مصاحبه با اعتماد گفته بود که ماموریت و وظیفه احاله شده از شورایعالی امنیت ملی به قرارگاه پس از تابستان به پایان رسیده است، اما این حقیقت نداشت چرا که دست کم در مورد پنج تا شش نفر از جوانان عضو بنیاد باران و مجمع نیروهای خط امام ماموریتهای قرارگاه ثارالله برای رصد و فشار بر جوانان فعال ادامه داشت و افزون بر آن، آغاز سال تحصیلی دانشگاهها نیز مسوولیت کنترل و رصد فعالین دانشجویی و به تعبیر سردار مشفق فرمانده قرارگاه ثارالله «حفظ آرامش در دانشگاهها» به این نهاد امنیتی سپرده شود. تقسیم کار در حوزه دانشگاهی و سپردن مسوولیتهای عمده هدایت پایگاهها و اعضای بسیج دانشجویی در دانشگاههای دولتی و به ویژه دانشگاه آزاد به قرارگاه بر این مبنا بود که بخش قابل توجهی از نیروهای قرارگاه ثارالله و کسانی که در اطلاعات سپاه پاسداران نیروهای امنیتی این سازمان را گزینش کرده بودند، مرتبطین و افراد مورد اعتماد خود را از بین اعضای بسیج دانشجویی انتخاب کرده بودند و پیچیدگیهای کار در دانشگاهها نیز باعث میشد حضور وزارت اطلاعات یا نهادهای امنیتی دیگر حکومت اسلامی در فضای دانشگاهی چندان آسان نباشد.
طی نیمه دوم سال ۸۸ و سال ۸۹ رصد فعالیتهای دانشجویی مستقل و جمع آوری گزارش از سطح دانشگاهها در کنار پیش بردن پرونده نسل نخست فعالین خبرگزاری هرانا که طی اسفند ماه ۸۸ بازداشت شدند مهمترین ماموریتهای قرارگاه ثارالله بودند. در مورد نخست قرارگاه ثارالله با پرونده سازی، تهدید و احضار و نهایتا بازداشت فعالین دانشجویی موفق شد در حوزههایی نظیر دانشگاه آزاد تهران مرکز و یا خواجه نصیر فضا را به نفع حکومت کنترل کند و در مورد دوم نیز با تقسیم کار بین وزارت اطلاعات و سپاه بیش از سی نفر از فعالین و خبرنگاران هرانا بازداشت و به تحمل احکام سنگین محکوم شدند.
سال ۹۰ اما نام قرارگاه ثارالله به واسطه بازداشت یک بازیگر و هنرمند فعال در سیاست و جامعه مدنی بیشتر بر سر زبانها افتاد: پگاه آهنگرانی که تیرماه ۸۸ نیز به واسطه نقش آفرینی در ستاد میرحسین موسوی توسط قرارگاه احضار شده بود و بنا به تصمیم سران سپاه در مورد رصد و پاکسازی جوانان مرتبط با سیدمحمد خاتمی، از هرگونه اظهار نظر یا ارتباط با فعالین سیاسی نهی شده بود. اما با وقفهای یکساله دعوت دوویچه وله از وی برای گزارشگری جام جهانی فوتبال زنان سبب شد تا قرارگاه ثارالله ایده بازداشت وی را در شورای امنیت استان تهران مطرح و با حکم دادستانی او را روانه زندان کند. دویچه وله در نخستین خبر راجع به بازداشت پگاه آهنگرانی نوشت:
«یکشنبه ۱۹ تیرماه ساعت ۸ شب ۴ مرد و یک زن وارد خانه پگاه آهنگرانی، بازیگر سینما و فیلمساز، شده و او را به همراه یک سری از وسایلش با خود میبرند. این اتفاق زمانی افتاده که وی در منزلش تنها بوده است. بنا به همین گزارش، این بازیگر سینما تا شب گذشته، ۲۲ تیرماه در حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی بوده و بعد از آن به اطلاعات سپاه تحویل داده شده است. یک منبع آگاه به دویچه وله گفت که پگاه توانسته تماس کوتاهی با مادرش بگیرد و تنها به او گفته که نه میداند کجاست و نه میداند جرمش چیست. پگاه آهنگرانی قرار بود از تاریخ ۴ تا ۱۲ جولای (۱۳ تا ۲۱ تیرماه) به دعوت دویچه وله به آلمان سفر کند. وی بنا بود مشاهدات خود را از بازیهای جام جهانی فوتبال زنان در وبلاگ دویچه وله منتشر کند».
سال ۹۰ شاید جزئ سالهای پرکاری نیروهای اطلاعاتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود؛ چه اینکه طی فصل بهار واقعه خانه نشینی محمود احمدینژاد و بازداشت نیروهای مرتبط با وی و اسفندیار رحیم مشایی روزهای گرمی را برای نیروهای سپاه رقم زد و پس از آن، در پیش بودن انتخابات مجلس نهم و همین طور توجه اصلاح طلبان به فرصت سازی برای انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ نیز جزء دغدغههایی بودند که سران عالی رتبه سپاه در جلسات خود درباره آن پیوسته گفتگو میکردند و مهار حریف داخل ساختار را وظیفهای راهبردی برای سپاه میدانستند. استفاده از نیروهای حزبی در بدنه اصلاح طلبان که تا آن زمان وادار به همکاری شده بودند برای رصد شخصیتهایی چون هاشمی رفسنجانی، خاتمی، عبدالله نوری، سیدهادی خامنهای و سیدمحمد موسوی خوئینیها دست کم تا سال ۹۱ جزء سرفصلهای اصلی کاری قرارگاه ثارالله بودند. قرارگاه ثارالله با تعیین ردههایی از نیروهای معتمد که در اصطلاح سازمانی «هادی سیاسی» نام دارند سعی کرد نیروهای سیاسی مدنظر خود را در ارتباط گیری به سمت مطلوب هدایت کند و نتیجه آنکه تا بهار سال ۹۱ بیشتر از نود نفر از فعالین سیاسی اصلاح طلب روزانه یا هفتگی گزارشات خود را از جلسات حزبی و یا گعدهای روحانیون در اختیار اطلاعات سپاه قرار میدادند و برخی از آنها هم مطابق ماموریت سپرده شده از سوی قرارگاه، سازماندهیهای انتخاباتی اصلاح طلبان را بر عهده گرفته بودند.
تا پایان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، قرارگاه ثارالله کمتر به پرونده فعالین سیاسی شناخته شده قدم گذاشت، اما در زمستان ۹۲ تصمیم فرماندهی سپاه پاسداران عزیز جعفری و سردار نقدی فرمانده نیروی مقاومت بسیج برای بازسازی توان اطلاعاتی سپاه منجر به تشکیل کارگروهی از فرماندهان برجسته و قدیمیتر قرارگاه ثارالله در قالب معاونت پدافند غیرعامل بسیج گشت. این معاونت در ابتدا به منظور تحلیل و رصد مسائل داخلی و خارجی و آسیبشناسی نهادهای فعال در حوزه امنیتی و نظامی ایران و ارائه مشاورههای راهبردی به شخص سیدعلی خامنهای تشکیل شده بود، اما به زودی و در نخستین جلسات آنکه به ریاست سردار احمد قربانی تشکیل شدند مسائلی از قبیل فعالیت معاونت اقلیتهای قومی و مذهبی رییس جمهور و همچنین توقف نفوذ براندازان در نهادهای مدنی محور گفتگوی اعضاء قرار گرفت. دقیقا در اسفندماه سال گذشته قربانی فر آنچه را که به زعم وی عوامل تهدید امنیت ملی در دوره جدید بودند به سه حوزه اصلی تقسیم کرد:
نخست، فعالیتهای علی یونسی و سفرهای وی در کسوت معاونت که سبب میشد اقلیتهای قومی انتظاراتی افزونتر پیدا کنند و نهایتا دست به اقدامات تنشزا بزنند.
دوم، رویکرد هاشمی رفسنجانی برای تصرف دوره پنجم خبرگان رهبر ی و مجلس دهم؛ به زعم قربانی نیروهای معتمد وی باید توسط اطلاعات سپاه دقیقا شناسایی و بررسی شوند و برای نیل به این منظور قرارگاه ثارالله توانایی لازم را داراست
سوم، جلوگیری از گسترش فعالیتهای براندازانه و متمایل به انقلاب مخملی در قالب نهادهای صنفی و مدنی و افشای پروژههای آغاز شده توسط آنها در پوششهایی چون حقوق کودکان، زنان و گردشگری (!!!)
این محورهای تهدید همهگی به زعم قربانی با کار توام با اخلاص توسط نیروهای قرارگاه ثارالله قابل حل و فصل بودند، آنچه که وی پس از سالها صرف وقت و توان باور داشت نیاز به بازسازی جدی کادر و نیروهای قرارگاه ثارالله و دمیده شدن روحی نو در این کالبد دارد. طی جلسات بعدی این کارگروه و تا پایان تیرماه اعضاء غالبا نگاه و تحلیل مسائل منطقهای را در دستور کار قرار داده بودند و از جمله پس از دعوت فرماندهی سنتکام از قاسم سلیمانی برای گفتگو درباره داعش در بغداد، این معاونت نیز مجموعه پیشنهاداتی را در اختیار فرمانده سپاه قدس گذاشت. اما دستور کار مرداد ماه این مرکز بررسی گزارشهای جمع آوری شده توسط قرارگاه ثارالله و تصمیم گیری درباره برخورد با سه محور بود.
ماموریتهای سه گانه احاله شده به قرارگاه شهریور ماه با تمرکز بر فعالین حقوق کودک کلید خورد: نخستین روز شهریور ماه آتنا فرقدانی فعال حقوق کودک ناپدید شد. آخرین پست فیسبوکی او تلویحا از تهدید شدن توسط نیروهای امنیتی خبر میداد، اگرچه وی مخاطب استاتوس خود را «سربازان گمنام امام زمان» در وزارت اطلاعات قرار داده بود اما پس از سه هفته مشخص شد که وی توسط قرارگاه ثارالله بازداشت شده است. طی مدت بیش از دو ماه بازداشت آتنا فرقدانی خانواده وی حاضر به هیچگونه اطلاع رسانی درباره وضعیت وی نشدهاند و تنها بیستم مهرماه خبر اعتصاب خشک وی به واسطه غنچه قوامی در سایتهای منتشر شد. پس از انتشار این خبر و در حالی که گمانه زنیهای حاکی از اعمال فشار شدید بازجویان بر وی است، سلول وی از غنچه قوامی جدا شد و دیگر خبری از تداوم یا پایان اعتصاب خشک آتنا در دست نیست.
بازداشت دوم امیدعلیشناس بود و به فاصله دو هفته پس از ناپدید شدن آتنا روز پنجشنبه ۱۳ شهریور ماه اتفاق افتاد. وی در آن مقطع در برخی تجمعات دفاع از مردم کوبانی شرکت کرده بود و ابتدا تصور میشد که بازداشت وی به سبب نقش آفرینی در این تجمعات است. دو روز بعد آرش صادقی فعال دانشجویی شناخته شده نیز به لیست بازداشت شدگان پیوست. او شنبه پازندهم شهریور در نزدیکی محل کار خود و همراه با همسر و دو تن از دوستانش نوید کامرانی و بهنام موسیوند بازداشت شد که دوستان آرش به زودی آزاد شدند، اما طی بیش از ۵۰ روز گذشته درباره بازداشت آرش و وقایع اتفاق افتاده طی بازجوییهای سخنی نگفتهاند. همسر آرش صادقی نیز پس از حدود سه هفته با تودیع وثیقه ۸۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد، اما وی نیز طی مدت سپری شده از آزادی خبری از آرش صادقی نداده است. از سویی مواضع انتقادی آرش صادقی نسبت به اصلاحطلبان باعث شده تا در فضای مجازی کمتر خبری درباره وضعیت وی و یا بیخبری خانواده آرش از وی منتشر شود و از سوی دیگر گره خوردن پرونده آرش با مجموعه فعالین حقوق کودک هنوز در هالهای از ابهام است. با این همه آسو رستمی، شاعر و نقاشی که طی سالهای گذشته به عنوان معلم کودکان کار فعالیت میکرد طی مصاحبهای پس از بازداشت آرش گفته بود: «روز بازداشت آرش صادقی، نوید و بهنام به آرش مراجعه کرده بودند تا درباره پرونده و سرنوشت سعید شیرزاد با وی گفتگو کنند». آسو رستمی نیز پنجشنبه هفدهم مهرماه و هنگامی که همراه با علی نوری دیگر فعال حقوق کودک در تجمع حمایت از مردم کوبانی مقابل دفتر سازمان ملل در بلوار شهرزاد خیابان شریعتی توسط نیروهای اطلاعات سپاه ربوده شدند و تیم عملیاتی شبانه به منزل این دو رفت تا کیس و اسناد مورد نیاز را از خانه افراد بازداشت شده جمع آوری کند. تعداد افراد بازداشت شده در پرونده فعالین حقوق کودک صبح سه شنبه ۲۹ مهر با بازداشت آتنا دائمی در منزل خودبه شش نفر رسید. ماموران امنیتی پس از بازداشت منزل این فعال مدنی را مورد بازرسی قرار داده و وسایل شخصی وی از قبیل کامپیوتر را با خود بردند.
بنا به برخی خبرهای تایید نشده، یکی از فرماندهان عالی رتبه اطلاعات سپاه طی جلسهٔ توجیهی با کارشناسان قرارگاه ثارالله که مسوولیت بازجویی و همین طور جمع آوری اطلاعات در مورد فعالیتهای بازداشت شدگان را بر عهده گرفتهاند کمترین هدف را اخذ اعتراف از آنها در مورد سازمان دهی و تبانی علیه نظام و انتشار اعترافات آنها در صدا و سیما عنوان کرده است. از این رو دور از ذهن نیست که تعداد افراد بازداشت شده طی روزهای آینده افزایش یابد، اما آنچه بیشتر موجب نگرانی است، اینکه به دلیل استقلال بند ۲ – الف که همگی بازداشت شدگان پرونده فعالین حقوق کودک در آن نگهداری میشوند از نظارت قوه قضاییه وضعیت بازداشت شدگان از نظر روحی و جسمی رو به وخامت بگذارد.
اگر اطلاعات سپاه پاسداران و قرارگاه ثارالله تصمیم به اعتراف گیری تلویزیونی از فعالین حقوق کودک را داشته باشند، احتمالا طی ماههای آتی آنها را به دور از امکان تماس در سلولهای انفرادی نگهداری خواهند کرد و ضمن اعمال فشار تلاش میکنند خانواده آنها را از پیگیری سرنوشت فرزندان خود در دستگاه قضایی نیز منصرف کنند. پرونده فعالین حقوق کودک نخستین بخش از پازل سرکوب جامعه مدنی توسط سپاه در دوره جدید است و نوع رفتار این نهاد امنیتی نسبت به سایر پروندههای محول شده را نیز مشخص خواهد نمود.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر