دو روز مانده به کنفرانس رهبری نایاک در واشینگتن، و در جایی که دو نفر از مدیران آتیهبهار، یعنی بیژن خواجهپور خویی و پری نمازی حاضر خواهند بود تا در باره کار تیمی ایرانیان در تجارت و گذر از دوران تحریم سخن بگویند، خبربازداشت سیامک نمازی رسانهای میشود. به گفته منابع مختلف، سیامک نمازی ۱۰ روز پیش بازداشت شد، ولی به خاطر خواست خانوادهاش، این خبر یا به رسانهها منتقل نشد و یا رسانهها از انتشارش خودداری کردند. در رسانههای بزرگ خارج از کشور از جمله بیبیسی، رادیو فردا و صدای آمریکا، کسانی پیشتر همکار و یا زیردست سیامک نمازی و بیژن خواجهپور بودهاند.
خواجهپور، همین چند هفته پیش در کنفرانس نفت و پول در لندن حاضر بود، درست مثل سید مهدی حسینی مسوول کمیته قرار دادهای وزارت نفت. خواجهپور در پنلی سخن گفت که به ظهور جمهوری اسلامی به عنوان یک قدرت منطقهای در خاورمیانه هم میپرداخت.*
سیامک نمازی، فرزند آخرین استاندار خوزستان در دوران پهلوی، از مدیران شرکتی بود که در سال ۱۳۷۲ به سرمایهگذاران بزرگ خارجی برای ورود به بازار پیچیدهی جمهوری اسلامی مشورت میداد. شرکتی که گفته میشد نزدیکیاش به هاشمیها میتوانست خیال شرکتهای نفتی غربی را برای «بیزنس» با جمهوری اسلامی راحت کند.
پدر سیامک در دوران سید محمد خاتمی، نفوذ بسیار زیادی یافت و مدیر سازمان غیردولتی همیاران غدا شد، که از سوی خیلیها، یک «سازمان غیردولتی دولتی» محسوب میشد. سازمانی که با نایاک نیز مرتبط بود.
بر اساس گزارش دیلیبیست، سیامک نمازی که از ۱۳۷۳ تا ۱۳۷۵با وزارت مسکن و شهرسازی ایران همکاری کرده بود، به آتیهبهار پیوست، همینطور برادرش بابک که وکیل بود. فهرست مشتریان آتیهبهار بزرگتر و بزرگتر میشد. وقتی ارتباطات درست بود، بسیاری از شرکتهای غیر آمریکایی از تجارت با ایران بسیار خوشحال هم میشدند. سیامک نمازی بعدها به روزنامهی دیلی ستار لبنان گفت: «اگر شرکتهای نفتی میخواهند در ایران فعال باشند، باید با یک شریک داخلی رابطه برقرار کند، و این همانجایی است که ما وارد میشویم تا شریک مناسبی را برایشان پیدا کنیم.»
در ۱۳۷۸ تریتا پارسی و سیامک نمازی در کنفرانسی تحت حمایت «همیاران» به دنبال ایجاد پلی میان مردم آمریکا و ایران بودند. سایت دیلیبیست در گزارشی که در نیمه سپتامبر منتشر کرد، به تاریخچه ارتباط سیامک نمازی و تریتا پارسی و شکلگیری نایاک پرداخت:
در نوامبر ۱۹۹۹ (۱۳۷۸) و در زمان ریاست جمهوری خاتمی، سیامک نمازی و یک مهاجر ایرانی-سوئدی به نام تریتا پارسی در کنفرانسی در قبرس همراه شدند. نام کنفرانس برگزار شده از سوی موسسه غیر دولتی قبرسیمرکز جهانی گفتگو و موسسه غیر دولتی ایرانی همیاران به مدیریت محمد باقر نمازی، پدر سیامک، «گفتمان و تعامل بین مردم دو کشور ایران و آمریکا» بود. عنوان کار مشترک تریتا پارسی و سیامک نمازی،«آمریکاییها-ایران: پلی میان دو ملت» بود که پیشنهاد انجام سه مرحلهای برای بازگشت رابطه میان ایران و آمریکا را داده بود:
- برگزاری «سمینارهای آموزشی لابیگری برای جوانان ایرانی-آمریکایی و ایجاد موقعیتهای آموزشی در واشینگتن»
- افزایش «آگاهی میان ایرانی-آمریکاییها و آمریکاییها در باره اثرات تحریم، هم در آمریکا و هم در ایران»
- پایان دادن به «تابوی کار و تلاش برای ایجاد رویکرد جدید نسبت به ایران» - یا همان پایان دادن به دو دهه سیاست مهار جمهوری اسلامی از سوی ایالات متحده.
- افزایش «آگاهی میان ایرانی-آمریکاییها و آمریکاییها در باره اثرات تحریم، هم در آمریکا و هم در ایران»
- پایان دادن به «تابوی کار و تلاش برای ایجاد رویکرد جدید نسبت به ایران» - یا همان پایان دادن به دو دهه سیاست مهار جمهوری اسلامی از سوی ایالات متحده.
در این مقاله مشترک، پارسی و سیامک نمازی نوشتند: «وحشت معرفی شدن به عنوان کارگزار رژیم ایران، مانع مهمی بر سر ورود کامل و به این مبحث و ایجاد گفتمانی برای آیندهی رابطه میان ایران و آمریکا است.» به نظر این دو، راه دور زدن این مساله، فعال کردن جامعه ایرانی-آمریکایی و جذب آمریکاییهایی با ریشه غیر ایرانی برای کاستن از وضعیت دشمنانه میان دو کشور بود.
این مقاله[عملا] منتهی به تشکیل نایاک در واشینگتن از سوی پارسی شد، نهادی که خود ریاستش را بر عهده دارد. در محدودهی زمانی تاسیس نایاک، تریتا پارسی از منابع مختلفی راهنمایی گرفت، از جمله از محمد باقر نمازی. مستندات این ماجرا طی دعوای حقوقی میان نایاک و پارسی علیه یکی از منتقدان نایاک به دست آمد.
اما نقش اخیر سیامک نمازی در شرکت نفت و گاز کرسنت امارات به عنوان مدیر استراتژی، میتوانست حساسیت کسانی که پیگیر ارتباط خانواده هاشمی رفسنجانی با قرارداد کرسنت بودند را برانگیزد، بهویژه منتقدان دولت روحانی و وزیر نفت او که در دولت خاتمی، زیر بار این قرارداد رفته بود.
یک شاهد عمده پرونده کرسنت، عباس یزدانپناه یزدی بود که در تیرماه ۱۳۹۲، ناپدید شد. برخی معتقدند که اگر یزدانپناه به دست مقامهای قضایی و امنیتی ایران میافتاد، پرونده مهدی هاشمی بسیار سنگینتر از آنی میشد که به دست قاضی مقیسه رسید.
سیامک نمازی، یک ایرانی-آمریکایی دیگر
بازداشت سیامک نمازی که از سوی خیلیها به عنوان یک واسطه بزرگ نفتی شناخته میشود، درست پس از اعلام شرط آیت الله خامنهای در باره پذیرش برجام رسانهای شده است. شاید خانواده سیامک بعد از گفتههای آیتالله، احساس نگرانی کردهاند و این بار با انتشار خبر موافقت کرده باشند.
ایرانی-آمریکایی دیگری که نام او هر روز در رسانهها منتشر میشود، جیسون رضائیان، خبرنگار واشینگتن پست در تهران است که بیش از یک سال در اختیار سازمان اطلاعات سپاه در بند ۲-الف بوده است. رضائیان و سیامک نمازی، نقاط مشترک زیادی دارند، از جمله دوستان مشترکی چون رضا مرعشی که با رضائیان مقاله مشترکی نیز نوشته بود.
با آنکه هنوز مجاری رسمی از جمله رسانههای جمهوری اسلامی خبر دستگیری سیامک نمازی را تایید نکردهاند، اما اگر این خبر واقعیت داشته باشد، میتوان آنرا در راستای درگیری سپاه از طریق سازمان اطلاعاتی خود با تیم حسن روحانی ارزیابی کرد. چندی پیش مسوولان سازمان اطلاعات سپاه در جلسهای پرونده جیسون رضائیان را در کمیسیون امنیت ملی مجلس گشودند و بخشهایی از این جلسه از طریق برخی نمایندگان به رسانهها راه یافت. در این جلسه گفته شد: «فردی از افراد وزارت امور خارجه که ابتدای نامش «ش» است ارتباط نزدیکی با جیسون رضاییان داشته و تمام اخبار تیم مذاکرهکننده را در اختیار وی قرار میداد؛ جیسون به طور کلی در تیم رسانهای آقای ظریف فعال بوده و یک فردی به نام آقای «س» در نهاد ریاست جمهوری نیز ارتباط ویژهای با آنها داشته است که اطلاعات وسیعی در اینباره به این جاسوس منتقل میکرد.» آقای «س»، سماوی، خواهرزاده روحانی است. بخشی از پروندهسازی اخیر در جهت فشار بر دفتر ریاست جمهوری ارزیابی شده است.
با توجه به رابطه متقابل مدیران آتیه بهار با شرکتهای تجاری خارجی و مدیران ارشد جمهوری اسلامی، و سابقه ارتباط یکی از مدیران آن با مرکز تحقیقات استراتژیک در زمان ریاست حسن روحانی، که از نظر سازمان اطلاعات سپاه پنهان نمانده، دستگیری سیامک نمازی میتواند در چارچوب تسویه حساب با روحانی باشد.
باید منتظر اعلام رسمی این خبر شد و تحلیلهای تخیلی خبرگزاری فارس و دیگر رسانههای نزدیک به سپاه را خواند و حدس زد هدف دقیقا چه بوده است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر