آغاز دادگاه بزرگترین پرونده مفاسد اقتصادی ایران، بازتابهای رسانهای متفاوتی داشت. برخی رسانهها با برجستهسازی تیتر و عکس دادگاه بابک زنجانی در صفحه اول و نقد آن در ستون سرمقاله و یادداشتهای خویش، کوشیدند به سهم خود اهمیت رسیدگی به این پرونده را یادآور شوند. رسانههای دیگری در صفحه اول خود، برخوردی معمولی با این رخداد داشتند و در تیتر و متنی معمولی به آن پرداختند.
اغلب رسانههای مدعی اصولگرایی، از رویکرد دوم تبعیت کردند. در این میان «کیهان»، برخلاف سایر رسانههای هماردوگاه، تیتر اول خود را به این موضوع اختصاص داد و نوشت: «اولین جلسه دادگاه بابک زنجانی برگزار شد/ افساد فیالارض اتهام دستپرورده اقتصادی کارگزاران».
این روزنامه در متن گزارش خود ضمن بازتاب دادن بخشهایی از کیفرخواست؛ لابهلای مطلب، جملاتی را منتشر کرد که بیانگر موضع «کیهان» در قبال این رخداد بود. به نوشته این روزنامه، «زنجانی از محل دلالی دلار در دولت سازندگی و اصلاحات، به درآمد هنگفتی رسیده است.»
«کیهان» برای مستندسازی این ادعا به قسمتی از گفتوگوی زنجانی با نشریه «آسمان» در شهریور ۹۲ اشاره کرده که طی آن، میلیاردر نفتی مدعی شده در دوران سربازی به عنوان راننده نوربخش- رئیس وقت بانک مرکزی در دولت سازندگی- برای توزیع دلار در بازار توسط بانک مرکزی دعوت شده و «اولین محموله دلارهای دولتی که از مرحوم نوربخش در دولت کارگزاران گرفته و در بازار آزاد فروخته است، روزانه ۱۷ میلیون تومان برایش سود داشته و او با آن پولها در میرداماد، یک دفتر اداری خریده.» مستند دیگر «کیهان» برای اثبات انتساب بابک زنجانی به کارگزاران، اشاره به عکسهای منتشر شده از میلیاردر موبور در کنار آیتالله هاشمی و دریافت لوح از وی است. اما این مستندات و نتیجهگیری متکی به آنها چقدر ریشه در واقعیت دارند؟
خانهای روی آب
تنها مستند حکایت رسیدن راننده نوربخش به ثروتی افسانهای از طریق رانت، شخص بابک زنجانی است. اما پیگیریهای بعدی رسانهها نه فقط نشانهای از تأیید حتی بخشی از این ادعا ندارد بلکه دلایل متعددی در رد آن دارد. از جمله، نشریه «تجارت فردا» مهرماه ۹۲ در قالب پروندهای، موضوع را پیگیری و از مقامات و مطلعان دوره ریاست نوربخش پرسوجو کرد. نتیجه آنکه محمدرضا شجاعالدینی، معاون اداری و مالی پیشین بانک مرکزی تأکید کرد که «هیچگونه سابقهای از بابک زنجانی در کارگزینی بانک مرکزی وجود ندارد.» یزدانپناه نیز که سالها در وزارت اقتصاد و بانک مرکزی رئیس دفتر نوربخش بود، گفت: «مرحوم نوربخش هیچگاه رانندهای به نام بابک زنجانی نداشته است.» حسن معتمدی، مدیر سیاستها و مقررات ارزی نیز تأکید کرد: «راننده رئیس کل بانک هیچگاه سرباز نبوده است و چهرههایی که این مسئولیت را داشتند، تماماً چهرههای جاافتاده بودند.»
تنها مستند حکایت رسیدن راننده نوربخش به ثروتی افسانهای از طریق رانت، شخص بابک زنجانی است. اما پیگیریهای بعدی رسانهها نه فقط نشانهای از تأیید حتی بخشی از این ادعا ندارد بلکه دلایل متعددی در رد آن دارد. از جمله، نشریه «تجارت فردا» مهرماه ۹۲ در قالب پروندهای، موضوع را پیگیری و از مقامات و مطلعان دوره ریاست نوربخش پرسوجو کرد. نتیجه آنکه محمدرضا شجاعالدینی، معاون اداری و مالی پیشین بانک مرکزی تأکید کرد که «هیچگونه سابقهای از بابک زنجانی در کارگزینی بانک مرکزی وجود ندارد.» یزدانپناه نیز که سالها در وزارت اقتصاد و بانک مرکزی رئیس دفتر نوربخش بود، گفت: «مرحوم نوربخش هیچگاه رانندهای به نام بابک زنجانی نداشته است.» حسن معتمدی، مدیر سیاستها و مقررات ارزی نیز تأکید کرد: «راننده رئیس کل بانک هیچگاه سرباز نبوده است و چهرههایی که این مسئولیت را داشتند، تماماً چهرههای جاافتاده بودند.»
محمدجواد وهاجی، قائم مقام اسبق بانک مرکزی که در همان دوران، کمیته تزریق ارز به بازار زیر نظر او فعالیت میکرد هم تصریح کرد که «به هیچ وجه شخصی به نام بابک زنجانی را نمیشناسد.» بانک مرکزی نیز ۶ بهمن ۹۲ طی اطلاعیهای رسمی، اعلام کرد که «با توجه به بررسیهای به عمل آمده از مدارک موجود در بخش اداری، کارگزینی و پرسنلی این بانک و پیگیری موضوع از طریق مقامات و مسئولان وقت بانک مرکزی، هیچ گونه مستنداتی در زمینه همکاری نامبرده با بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران وجود ندارد.» در مقابل این خبرهای رسمی و سخنان افراد مسئول و مطلع، نه بابک زنجانی و نه رسانههایی مانند «کیهان»؛ حتی یک سند یا ادعای مستند مخالف منتشر نکردند و ترجیح دادند این تکذیب و اسناد رسمی را با سکوت بدرقه کنند اما سوء استفاده رسانههایی نظیر «کیهان» از سخنان بی پایه و اساس متهمی که با دهها اتهام پای میز محاکمه رفته، همچنان ادامه دارد.
یک عکس؛ چند سؤال بی پاسخ از «کیهان»
دومین مستند «کیهان»، اشاره به عکس زنجانی کنار آیتالله هاشمی است؛ ادعایی که پیش از این با پاسخ محسن هاشمی مواجه شد و او در ۱۸ مرداد با ارسال جوابیهای به این روزنامه نوشت: «خوب میدانید که تصویر مربوطه، متعلق به چند سال قبل از فعالیتهای اقتصادی مسألهدار این فرد بوده و در یک مراسم عمومی، شماری از صنعتگران بخش خصوصی، توسط دستگاه رسمی کشور انتخاب و از ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام لوح تقدیر دریافت کرده… اگر صرف یک عکس در مراسمی عمومی با فردی که هنوز مرتکب جرمی نشده است، معنای حمایت از مجرم را میدهد، پس باید در مورد بسیاری از افراد که پس از ارتکاب جرم و تشکیل دادگاهشان در مراسم رسمی در کنار بزرگان کشور عکس دارند، چه قضاوتی باید کرد؟» فرزند آیتالله هاشمی در ادامه جوابیه خود پرسید: «فعالیتهای مجرمانه این فرد که موضوع یکی از دهها پرونده بزرگ مفاسد اقتصادی در دولت گذشته است، بعد از سال ۱۳۸۸ صورت گرفته است و معلوم نیست چرا حامیان سابق وی اصرار دارند به جای پرداختن به اصل موضوع جرم و روش انجام تخلف و حامیان و آمران بابک زنجانی، مسائل اصلی را مسکوت گذاشته و با تلاش وافر به داستانسرایی و قصهبافی در مورد گذشته دور وی و ۲۰ سال قبلش بپردازند.» «کیهان» در واکنش به این جوابیه نوشت که «کیهان نسبت به پدرتان دلسوزتر از برخی فرزندان ایشان است.»
دومین مستند «کیهان»، اشاره به عکس زنجانی کنار آیتالله هاشمی است؛ ادعایی که پیش از این با پاسخ محسن هاشمی مواجه شد و او در ۱۸ مرداد با ارسال جوابیهای به این روزنامه نوشت: «خوب میدانید که تصویر مربوطه، متعلق به چند سال قبل از فعالیتهای اقتصادی مسألهدار این فرد بوده و در یک مراسم عمومی، شماری از صنعتگران بخش خصوصی، توسط دستگاه رسمی کشور انتخاب و از ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام لوح تقدیر دریافت کرده… اگر صرف یک عکس در مراسمی عمومی با فردی که هنوز مرتکب جرمی نشده است، معنای حمایت از مجرم را میدهد، پس باید در مورد بسیاری از افراد که پس از ارتکاب جرم و تشکیل دادگاهشان در مراسم رسمی در کنار بزرگان کشور عکس دارند، چه قضاوتی باید کرد؟» فرزند آیتالله هاشمی در ادامه جوابیه خود پرسید: «فعالیتهای مجرمانه این فرد که موضوع یکی از دهها پرونده بزرگ مفاسد اقتصادی در دولت گذشته است، بعد از سال ۱۳۸۸ صورت گرفته است و معلوم نیست چرا حامیان سابق وی اصرار دارند به جای پرداختن به اصل موضوع جرم و روش انجام تخلف و حامیان و آمران بابک زنجانی، مسائل اصلی را مسکوت گذاشته و با تلاش وافر به داستانسرایی و قصهبافی در مورد گذشته دور وی و ۲۰ سال قبلش بپردازند.» «کیهان» در واکنش به این جوابیه نوشت که «کیهان نسبت به پدرتان دلسوزتر از برخی فرزندان ایشان است.»
بازداشت زنجانی؛ پوست خربزهای زیر پای دولت روحانی؟!
جوابیه محسن هاشمی اشارهای به نکتهای ظریف داشت، «مسکوت» گذاشتن «تخلف و حامیان و آمران بابک زنجانی». واقعیت آن است که این روزنامه؛ منهای چند مورد انتساب بابک زنجانی به جناح سیاسی رقیب، مطلب حاوی افشاگری یا انقاد جدی از متهم بزرگترین پرونده فساد مالی ایران نداشته است و این با رویه معمول این روزنامه که مدعی پرچمداری مبارزه با فساد اقتصادی است، همخوانی و انطباق ندارد. برای درک علت این وضعیت عجیب، رجوع به معدود موضعگیریهای صریح این روزنامه، خالی از فایده نیست. «کیهان» که خبر جنجال برانگیز بازداشت میلیاردر نفتی را ۱۴ دی ۱۳۹۲ با تیتر «بابک زنجانی بازداشت شد» و در خبری ۴۰۰ کلمهای در صفحه ۲ بازتاب داده بود، دو روز بعد در سرمقاله خود؛ هر چند به مسئولان توصیه کرد که با دقت و قاطعیت به اتهامات بابک زنجانی و امثال وی رسیدگی شود اما به آنان توصیهای معنادار نیز داشت: «باید مراقب بود فتنهگران حامی تحریمها، پوست خربزه زیر پای دولت جدید نگذارند و قدرت مانور دولت از طریق بخش خصوصی برای دور زدن تحریمها را از دولت سلب نکنند یا مافیاهای اقتصادی از طریق زدن رقبا برای خود انحصار دست و پا ننمایند.»
با چنین نگرشی، چندان دور از انتظار نبود که «کیهان» همانند برخی رسانههای دیگر، پیگیری و علاقهای به ایفای نقش در افشای ناگفتهها و پشت پردههای بزرگترین پرونده فساد مالی ایران، نکند.
جوابیه محسن هاشمی اشارهای به نکتهای ظریف داشت، «مسکوت» گذاشتن «تخلف و حامیان و آمران بابک زنجانی». واقعیت آن است که این روزنامه؛ منهای چند مورد انتساب بابک زنجانی به جناح سیاسی رقیب، مطلب حاوی افشاگری یا انقاد جدی از متهم بزرگترین پرونده فساد مالی ایران نداشته است و این با رویه معمول این روزنامه که مدعی پرچمداری مبارزه با فساد اقتصادی است، همخوانی و انطباق ندارد. برای درک علت این وضعیت عجیب، رجوع به معدود موضعگیریهای صریح این روزنامه، خالی از فایده نیست. «کیهان» که خبر جنجال برانگیز بازداشت میلیاردر نفتی را ۱۴ دی ۱۳۹۲ با تیتر «بابک زنجانی بازداشت شد» و در خبری ۴۰۰ کلمهای در صفحه ۲ بازتاب داده بود، دو روز بعد در سرمقاله خود؛ هر چند به مسئولان توصیه کرد که با دقت و قاطعیت به اتهامات بابک زنجانی و امثال وی رسیدگی شود اما به آنان توصیهای معنادار نیز داشت: «باید مراقب بود فتنهگران حامی تحریمها، پوست خربزه زیر پای دولت جدید نگذارند و قدرت مانور دولت از طریق بخش خصوصی برای دور زدن تحریمها را از دولت سلب نکنند یا مافیاهای اقتصادی از طریق زدن رقبا برای خود انحصار دست و پا ننمایند.»
با چنین نگرشی، چندان دور از انتظار نبود که «کیهان» همانند برخی رسانههای دیگر، پیگیری و علاقهای به ایفای نقش در افشای ناگفتهها و پشت پردههای بزرگترین پرونده فساد مالی ایران، نکند.
پای چوبین استدلالهای «کیهان»
«کیهان» ریشههای شکلگیری «پدیده» بابک زنجانی را در ادعای نامستند و تکذیب شده دوره رانندگی برای نوربخش و رانت آن، خلاصه میکند و مشخص نیست اگر بنا را بر اعتبار سخنان زنجانی گذاشته و در صحت ادعاهایش تردید نکنیم، آیا نیازی بود که اصلاً پای او به دادگاه باز شود؟ علاوه بر این؛ نکته جالب توجه در همان خاطرهگویی زنجانی است که «کیهان» آن را نادیده میگیرد، آنکه وی میگوید در سال ۱۳۷۴ ورشکست شده و به زندان میافتد؛ به این ترتیب، حتی اگر ادعای زنجانی درخصوص بهرهمندی وی از رانت رئیس وقت بانک مرکزی را هم بپذیریم، او پس از مدتی ورشکست شده و ثروتاندوزی افسانهای امروز وی ربطی به آن دوران ندارد.
«کیهان» ریشههای شکلگیری «پدیده» بابک زنجانی را در ادعای نامستند و تکذیب شده دوره رانندگی برای نوربخش و رانت آن، خلاصه میکند و مشخص نیست اگر بنا را بر اعتبار سخنان زنجانی گذاشته و در صحت ادعاهایش تردید نکنیم، آیا نیازی بود که اصلاً پای او به دادگاه باز شود؟ علاوه بر این؛ نکته جالب توجه در همان خاطرهگویی زنجانی است که «کیهان» آن را نادیده میگیرد، آنکه وی میگوید در سال ۱۳۷۴ ورشکست شده و به زندان میافتد؛ به این ترتیب، حتی اگر ادعای زنجانی درخصوص بهرهمندی وی از رانت رئیس وقت بانک مرکزی را هم بپذیریم، او پس از مدتی ورشکست شده و ثروتاندوزی افسانهای امروز وی ربطی به آن دوران ندارد.
آنچنان که همسر وی در مصاحبهای گفته است: او در ابتدای دهه۸۰ به علت چکهای برگشتی به زندان میافتد. در ضمن نزدیکان وی نیز اذعان داشتهاند که میلیاردر شدن زنجانی مربوط به سال ۹۰ است و در گزارشهایی که نمایندگان ارائه دادهاند، ارتباطات وی با تنی چند از چهرههای عالی کابینه دولت دهم مورد اشاره قرار گرفته است. اینها واقعیتهایی است که «کیهان» بسادگی از کنار آنها عبور میکند تا با استناد به خاطرهای نامستند و تکذیب شده از سوی متهم و برداشتی غیرمنطقی از عکس او با آیتالله هاشمی، متهم بزرگترین پرونده فساد مالی تاریخ ایران را به اردوگاه رقیب منتسب کند و نشان دهد که عینک و تعصب جناحی؛ چگونه میتواند فعالان سیاسی را به جای اصرار بر مجازات متهمان مفاسد مالی، به دادن آدرس انحرافی به افکار عمومی بکشاند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر